نهفقط در کشور ما بلکه در سراسر جهان، بازار پرسودی شکل گرفته که قبل از هر چیز از ناآگاهی والدین، تغذیه میکند: بازار محصولات کمکآموزشی.
گسترشنیوز: به نظر میرسد که گروه جدیدی با عنوان آموزش های اضافه به سبد خرید خانوادهها اضافه شده و هر روز قلم جدیدی به آن اضافه میشود. بیشتر والدین فکر میکنند با فرستادن کودکان به کلاسهای فوقبرنامه و خرید محصولات آموزشی مختلف از کودکان خود نابغه میسازند. آنها مدام نگران آینده فرزندان خود هستند و میخواهند هر چه زودتر استعدادهای آنان را شکوفا کنند! دستاندرکاران بازاری که پیرامون این نگرانیها، شکل گرفته مدام بر اتش نگرانیها میدهند. آنها در تبلیغات خود مدام به آخرین یافتههای علمی، استناد میکنند. اما آیا روانشناسی رشد، این ادعاها را تایید میکنند؟ کتی هیرش، روبرتا گولینکف و دیان ایر در کتاب جذابی که تالیف کردهاند بهطور مفصل به این سوال جواب میدهند.
روانشناسی رشد چیز دیگری میگوید
کتاب اینشتین از فلش کارت استفاده نمیکرد بیشتر باورهایی که والدین به آنها اعتقاد دارند را زیر سوال میبرد. سه مولف این کتاب، روانشناس رشد هستند و نتیجه مطالعات چندین ساله خود را به زبانی ساده و جذاب منتشر کردهاند.
پدر و مادرانی که فرزند خردسال دارد احتمالا مشابه این نوع آگهیها را زیاد دیدهاند:
اگر این بسته آموزشی را به نرخ ۶۰ هزار تومان خریداری کنید فرزند شما مثل اینشتین، باهوش میشود! اگر میخواهید قدرت ذهنی فرزند خردسال خود را به طرز معجزهآسایی تقویت کنید این بسته آموزشی (متشکل از ۱۰۰ فلش کارت) را هم خریداری کنید (۵۰ هزار تومان).
از طرف دیگر بازار محصولات کمکآموزشی پر است از نرمافزارهای آموزشی که از قرار معلوم قرار است به کودکان ریاضیات، مهارتهای تجسمی، روابط اجتماعی و حتی هنر بیاموزند.
تابستان هم که شروع میشود، ماراتن فرستادن کودکان به کلاسهای آموزشی، به اوج میرسد. البته یک کودک خردسال ۴ یا ۵ ساله ممکن است بهعنوانمثال به کلاس پیانو علاقه نداشته باشد ولی پدر و مادرش معتقدند که برایش خوب است و باید برود! مادری در قسمت نظرات یکی از همین محصولات نوشته است:
«پسر من سهساله است. چه محصولی برای سنش خوبه؟».
مادر دیگری سوال کرده است:
«پسر من ۸ ماهه است. براش خوبه؟».
باوری که ریشه مشکل است: کودکان، کار خاصی ندارند و بیشتر وقت آنها آزاد است.
ریشه اینهمه نگرانی اینجاست که بیشتر والدین تصور میکنند که کودکان وقت آزاد زیادی دارند. برای همین است که به شکل بیمارگونهای برای تکتک لحظات آنها برنامهریزی میکنند. اما واقعیت این است که کودکان بسیار پرمشغلهتر از ما هستند. آنها کاری دارند که نمیتوانند و نباید فدای چیزهای دیگر کنند: بازی؛ آنهم بازی طبیعی. والدین فقط زمانی میتوانند از سندروم «نگرانی نابجا» رهایی یابند که دریابند، کودک هیچ کار مهمتری از بازی کردن ندارد.
مهمترین ابزار یادگیری، بازی کردن است. راه طبیعت یادگیری، بازی است نه کلاس و ابزار کمکآموزشی. نویسندگان کتاب با کلاس و محصولات آموزشی مخالف نیستند اما معتقدند که:
«شاید بتوان گفت ۹۰ درصد یادگیری کودکان در جریان بازی اتفاق میافتد. کودکان خردسال در جریان همینهای بازیهای بهظاهر ساده و پیشپاافتاده است که ریاضیات یاد میگیرند، مهارتهای ارتباط اجتماعی را در خود پرورش میدهند، فرآیند حل مسئله را یاد میگیرند، خلاقیت و نوآوری خود را آزمون میکنند، تواناییها و استعدادهای نهفته خود را آشکار میکنند. یافتههای علمی نشان میدهد که برخلاف تصور والدین، در نبود محصولات آموزشی هیچ آسیب خاصی ایجاد نمیشود اما کودکی که بهقدر کافی، فرصت بازی طبیعی نداشته باشد دستخوش پیامدهایی خواهد شد که تا پایان عمر با او همراه خواهد بود».
بیشتر والدین فکر میکنند که بازی فقط وقت کودک را هدر میدهد اما روانشناسانی که کتاب را نوشتهاند جور دیگری فکر میکنند:
«مهمترین کاری که یک کودک باید انجام دهد بازی کردن است. اگر فرزندتان مدتها با کارتن خالی که آن گوشه افتاده، بازی میکند باید خوشحال باشید. اگر لباسش در هنگام بازی، گلی و رنگی شده است زیاد سخت نگیرید. یادگیری هزینه دارد. اگر میخواهید فرزندی سالم و طبیعی داشته باشید کافی است به او، فرصت بازی دهید و از سر راهش کنار بروید. او از خودش بیشتر از هر کس دیگری یاد میگیرد. تا جایی که میشود جملاتی مثل چرا اینا رو بههم ریختی؟ این دیگه چه بازیه؟ اینقدر باهاش ور نرو و.. را کنار بگذارید».
این روزها والدین فکر میکنند باید برای تکتک لحظات فرزند خود برنامهریزی کنند اما نویسندگان کتاب «اینشتین از فلش کارت استفاده نمیکرد» بر این اعتقاد هستند که باید هر چه زودتر این عادت مخرب را کنار گذاشت.
«مهمترین کار و لولویت کودکان خردسال، بازی طبیعی است. موارد دیگر هستند که باید قربانی بازیهای کودکان شوند».