کمپین هایی از جمله حمایت از تولید داخلی و حالا هم کمپین نه به چهارشنبه سوزی، اگرچه از سوی برخی از مردم شکل گرفتند اما از طرف مردمی دیگر حمایت نشدند، قدرت نیافتند و به نتیجه نرسیدند.
علیرضا شریفی یزدی، جامعه شناس و روانشناس در خصوص علل موفق نبودن کمپینهای مردمی به خبرنگار پایگاه خبری گسترش گفت: اگرچه در سالهای تازه گذشته، کمپینهایی از جمله حمایت از تولید ملی و از سوی دیگر کمپین تحریم تخممرغ یا نه به چهارشنبه سوزی، راهاندازی شد اما به دلایل متعدد، این کمپینها به هدفی که داشتند نرسیدند. وی نخستین دلیل این امر را جوان بودن جریان پویشها و کمپینها دانست و افزود: در کشورهایی که کمپینها نقش آفرین هستند، مردم به ایجاد موج آشنا هستند اما در ایران این نوع از جریان سازیها تنها چند سال است که دیده میشود. شریفی یزدی تصریح کرد: هر رخداد و پدیده اجتماعی که به صورت مد اجتماعی وارد جامعه میشود برای این که به عنصری اجتماعی تبدیل شود، ریشه پیدا کرده و فرهنگ آن جا افتد، به زمان نیاز دارد. بنابراین میتوان تاکید کرد که کمپینها در ایران بیشتر شبیه به یک مد هستند و عمرشان تنها چند روز است. کمپینها میان مشکلات روزمره گم میشوند. این جامعه شناس بیان کرد: یکی دیگر از دلایلی که بسیاری از کمپینها به نتیجه نمیرسد این است که ما ماهیت و هدف اصلی از کمپین را نمیشناسیم. حرکتی را راه میاندازیم اما در این حرکت استمرار نداریم. ما بیشتر کمپین را شروع میکنیم تا این که کمپینی داشته باشیم. این در حالی است که هر کمپینی نیاز دارد تا به نتیجه رسیدن نتیجه از سوی اعضایش حمایت و دنبال شود. وی بر نقش هویت اعضای کمپین نیز تاکید کرد و گفت: اعضای یک کمپین افرادی با واکنشهای عقلانی، فکری و اندیشهای هستند اما آنچه در ایران تجربه شده است، این که آنها معمولا در سیاست گذاریها، جهت دهیها، و در دست داشتن پستهای کلان اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، آموزشی، رسانهای و... نقش پر رنگی ندارند. در واقع افرادی که در این کمپینها شرکت دارد، کسانی هستند که تاثیرگذاری خیلی عمیقی در یک بستر اجتماعی ندارند. طبقه اجتماعی این افراد تحصیل کرده و با آگاهیهای خاص است اما گره زدن این افراد با توده مردم، فرهنگ و بطن جامعه زمان بر است و نوع ابزاری که به کار میبرند با توده مردم هم خوانی ندارد. وی گفت: در واقع کمپین باید از سوی یک فرد مشهور، یک گروه شناخته شده یا یک تشکیلات ریشه دار هدایت شود تا تاثیرگذار شود. یک نوازنده، ورزشکار، بازیگر یا... باید از کمپین هایی مثل حمایت از تولید ملی پشتیبانی کند و این را ادامه داده و مدت زیادی این داستان با او همراهی کند تا بتوان نتیجه درستی گرفت. شریفی یزدی تصریح کرد: علت دیگر شکست کمپینها در ایران، تطابق نداشتن موضوع کمپین با نیازهای واقعی کف خیابان و بستر جامعه است. وقتی که بخش زیادی از جامعه با معضل رکود و گرانی روبهرو هستند و ماهها دستمزدشان را دریافت نکردهاند، راه انداختن کمپین تحریم تخممرغ به عنوان غذایی که با وجود گران شدن هنوز ارزان تر از سایر اقلام غذایی است، غیر منطقی است. کمپینهای این چنینی جزء اولویتهای زندگی این افراد قرار نمیگیرند چرا که به طبع نمیتوانیم از قشر ضعیف جامعه بخواهیم به جای تخممرغ گوشت خریداری کند. این جامعه شناس به نقش رسانه در حمایت از کمپینها اشاره و بیان کرد: رسانهها از کمپینها حمایت نمیکنند. رسانههای رسمی معمولا سیاستشان با حمایت از این کمپینها متفاوت است و تنها رسانههای غیر رسمی از کمپینها حمایت میکنند. این نوع از رسانهها هم اگرچه میتواند بخش زیادی از جامعه را در بر گیرند اما هنوز یک کانال تلگرامی نمیتواند یک جریان چند میلیونی را هدایت کند. وی دلیل دیگر را ریشه دار نبودن جهت بخشی به افکار عمومی در ایران دانست و افزود: جریانهای این چنینی در جامعه ما پذیرفته نشده است. حتی گاهی مسئولان از این کمپینهای اجتماعی گلایه میکنند و به موجب این رفتار، حتی کمپینهای درست هم نمیتوانند کارشان را انجام دهند. این جامعه شناس در جمع بندی گفت: در آینده کمپینهای اجتماعی در ایران قوت میگیرند.