|

حکایت درست کردن ابرو و کوری چشم تولید

فهرست محتوا

فاطمه امیراحمدی - روزنامه‌نگار

دوباره صدای پای گرانی می‌آید. روز به روز ناله‌های تولید بیشتر می‌شود؛ همچون بدن بیماری که در شرایطی خاص، خود به کمک ویروس‌ها می‌رود تا از پا درآید. بهره‌های بانکی که وعده کم شدن پلکانی آن می‌رفت که دل تولید را گرم کند همچون رویایی دود شد و به هوا رفت. ماموران مالیات وقتی از خواب بیدار می‌شوند به جای مهر با چماق سراغ تولیدکننده می‌آیند تا حق نطلبیده خود را بستانند. هنوز فرصتی برای تازه کردن نفس به‌دست نیامده که مامور بیمه نیز از راه می‌رسد. تعارف نکرده بالانشین می‌شود. مگر می‌توان سهم بیمه را نداد؟ پیراهن عثمانی می‌کند که باید عاقلی پیدا شود تا حل و فصلش کند.گاهی هم در حمایت نام به اسم تولید می‌شود و به کام قاچاق می‌رود، تعجب ندارد؛ اینجا وطن است. صاحبانش می‌دانند چه کرده‌اند، می‌رود که خاک بپاشد روی اشتباهات که این خاک نیز می‌تواند شفابخش باشد و تعرفه‌ها افزایش می‌یابد اما نمی‌دانم دوباره این وسط چه بر سر خیرخواهی می‌آید که عده‌ای از غول‌های بزرگ تولیدی که شریان محصولات نهایی را به‌عهده دارند از نوع پتروس، نه از نوع پتروِ شیمی و فولاد که حتی از فولادزره هم ترسناک‌تر است، همه را پنبه می‌کند.خب طبیعی است آنها نیز به‌دنبال سهم‌خواهی خود از بازار داخل به اندازه قدرت خرید خارج‌نشین‌های جهان اولی باشند. مشکلات تولیدکننده‌ای که نحیف است و با هر بادی همچون شاخه‌ای نازک به این سو و آن سو می‌شود آیا دلیل محکمه‌پسندی برای چشم‌پوشی از سهم خود است؟ یادمان نرود اینجا داخله است و این تعارف‌ها را با هم نداریم؛ «حساب حسابه، کاکا برادر».خنده‌دار است این وسط بخواهی دنبال نماینده قانون‌گذار بگردی و مجری قانون، انگار که بخواهی از خود به خود گلایه کنی....امیدوارم نشود روزی که صدای احتضار تولید شنیده شود و درنهایت ناگزیر باشیم خود زیر تابوتش را گرفته و تا قبرستان وابستگی تشییع‌اش کنیم.

حکایت درست کردن ابرو و کوری چشم تولید
کد خبر: ۳۰۰۴۱
۰۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۶:۰۰
ارسال نظر
captcha