سارا اصغری - روزنامهنگار
موضوعی که برای واردکنندهها در ایران بهعنوان ریسک اصلی در نظر گرفته میشود، شوکهای ناشی از نوسانهای مربوط به نرخ ارز است. البته در مقابل صادرکنندگان، افزایش بهای ارز را یک فرصت برمیشمرند، فرصتی که میتواند سود بیشتری را برای آنها بهدنبال داشته باشد. در کل نرخ ارز یکی از عواملی بهشمار میرود که روی تمامی کالاهای داخلی تاثیرگذار خواهد بود. هرچند این تاثیرگذاری روی کالاهای وارداتی مستقیمتر و محسوستر است اما بر کالاهای داخلی نیز تاثیر خواهد گذاشت و در این بین فقط نسبت زمانی آن متفاوت است. به عبارت دیگر، کالاهای خارجی با سرعت بیشتری خود را با نرخ ارز تطبیق میدهند اما در مقابل کالاهای ایرانی برای تطبیق خود با نرخ ارز زمان بیشتری را سپری میکنند. هر اندازه نوع کالای مصرفی در سطح بینالمللی استفاده بیشتری داشته باشد، به همان اندازه نیز تحتتاثیر بهای ارز قرار میگیرد تا کالایی که تنها مصرف آن محدود به داخل میشود. برای مثال فولاد کالایی مصرفی به شمار میرود که مصرف جهانی بالایی دارد و به همین میزان نیز از بازار ارز تاثیرپذیر خواهد بود. البته برای برخی کالاها نیز مواد اولیه آنها در داخل موجود است و علاوه بر مصرف داخلی بازار صادراتی مناسبی را نیز به خود اختصاص میدهند که این نوع کالاها در برابر تکانههای ارز مصونیت بیشتری از خود نشان میدهند، در این زمینه سیمان و بازار آن، این روزها کمترین تاثیرپذیری را از افزایش بهای ارز به خود دیده است. در مقابل برخی کالاهای دیگر تاثیرپذیری بیشتری از افزایش نرخ ارز دارند. جدا از بحث واردات و صادرات و تاثیرپذیری کالاهای وارداتی و صادراتی از نرخ ارز، چند جنبه مهم در زمینه نرخ ارز میتواند همراه با تاثیرات منفی باشد که به نوعی سبب اختلال در روند بازار خواهد شد، یکی موضوع نوسان نرخ ارز است که این موضوع خریدار و فروشنده را در حالت تعلیق قرار میدهد و همین امر به تنهایی میتواند برای بازار سم مهلکی باشد. موضوع دیگر رشد افسارگسیخته بهای ارز آنهم به شکل یکباره است که به نوعی سبب آشفتگی در بازار خواهد شد. از این رو جنبههای یادشده برای نرخ ارز جنبههای روانی را برای بازار به همراه میآورد که سبب به هم خوردن تعادل در بازاری میشود که باید بر مبنای عرضه و تقاضا به درستی شکل بگیرد.