اگرچه کودکان یکی از اعضای اصلی خانواده هستند، اما اسناد کمی از تأثیر سرطان والدین بر فرزندان، وجود دارد. نتایج حاصله از مطالعه بر تأثیرات انواع دیگر بیماریهای مزمن والدین، افسردگی یا بحران زناشویی بر فرزندان جمعبندی شده است. بر اساس این جمعبندی بیماریهای جسمی و روحی مادر یا پدر بر فرزندان تأثیر میگذارد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری گسترش به نقل از lifestyle، برخی از خانوادههایی که دچار تنش شدهاند تأثیرات منفیای بر روحیه کودکان میگذارند. پژوهشگران قصد کردند تا پژوهشی در این رابطه انجام دهند. نتایجی از چند درمانگاه گروه تحقیقاتی دانشگاه واشنگتن بهدست آمد. آنها دو مطالعه جغرافیایی و خانوادگی انجام دادند. گروه لویس از ثبت احساسات ۶ تا ۱۹ سالههایی که مادرشان سرطان سینه دارد شروع کرد. در نخستین مطالعه یعنی مطالعه بر خانوادههای مبتلا، خانوادههایی مورد مطالعه قرار گرفتند که شکل جدیدی به خود میگرفتند یعنی خانوادههایی با مادری که بیش از ۵ سال از تشخیص بیماری او میگذرد. دومین مطالعه بر روی خانوادههایی بود که مادر در حدود دو تا ۲.۵ سال درگیر این سرطان بوده است. نتایج مصاحبههای استاندارد محرمانه از کودکان در خانه و همچنین مادر و پدرشان، موجودند. در مطالعه اول از حس یا نگرانی فرزندان درباره سلامت مادرشان سؤال شد که این فرزندان را به سه گروه تقسیمبندی کرد. گروه اول هفت تا ۱۰ سال، گروه دوم ۱۰ تا ۱۳ سال و گروه سوم ۱۴ تا ۱۹ سال. گروه اول بسیار نگران از هم پاشیدگی خانواده بودند و اینکه پسازآن چه پیش خواهد آمد ذهنشان را بهشدت درگیر کرده بود. بیشتر آنها غمگین بودند و میترسیدند. آنها تنها و نگران بودند. گاهی نیز از آنچه در حال وقوع است عصبانی میشدند. وقتی از آنها خواستند که سه آرزو برای سال جدید داشته باشند، یکی از آنها گفت: «چیز بدتری اتفاق نیفتد» وقتی که از گروه سوم مصاحبه شد، آنها درباره زندگی خودشان اظهار نگرانی کردند. آنها اغلب به اینکه بیماری مادرشان چه اثری بر زندگی خودشان میگذارد توجه میکردند. این گروه سنی، تغییرات مثبت و منفی را بررسی میکردند. آنها درباره مسئولیت خود توضیح داده و محتاج حمایتهای بیشتر از طرف اعضای خانواده بودند و گروه دوم نیز ترکیبی از واکنشهای گروه اول و سوم را داشتند. بیماری مادر یا پدر تعارضی در نوجوان پیش میآورد و او را با خود درگیر میکند. در ابتدا نوجوان سعی میکند روابط والدین را بهبود بخشد و یا به حالت عادی بازگرداند اما بعد، نگرانی از سرطان مادر یا پدر او را در حالی قرار میدهد که دست از این کار میکشد. در چنین زمانی او خود را مسئول میداند و فکر میکند باید کاری انجام دهد. آماری که از فرزندان و نوجوانانی مادران مبتلا به سرطان بهدست آمده تعارض دیگری را نیز نشان میدهد. در مصاحبههای چهره به چهره خصوصی این نوجوانان میگویند که بین دو مسئله ماندهاند. آنها نمیدانند که بهتر است به کارهای موردعلاقهشان برسند یا زمانشان را در کنار مادرشان بگذرانند. یکی از محققان بر اساس مشاهداتش در درمانگاهها میگوید: این نوجوانان نقش بازی میکنند و سعی میکنند تا رازشان را مخفی کنند. او میگوید این نقش بازی کردن احتمال فروپاشی را زیاد میکند. این اتفاق وقتی میافتد که از این نقش بازی کردن خسته شوند.