احمد یزدانپناه/ عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا
ثبات قیمت ها در کنار تامین سلامت نظام بانکی، تحقق رشد اقتصادی ،افزایش اشتغال و... از وظایف مهمی هستند که در شرایط فعلی بر عهده بانک مرکزی قرار دارد. بانک مرکزی می تواند با ابزارهایی که در اختیار دارد و اجرای سیاست مناسب ، در جهت تحقق این اهداف گام بردارد. باتوجه به همین موضوع هم، با شرایط فعلی حاکم بر بازار ارز، دراین مقطع از زمان به نظر میرسد که نقش بانک مرکزی در کنترل و به ثبات رسانی بازار ارز بیش از هر زمان دیگر حایز اهمیت باشد. اینکه در شرایطی که بازار ارز به شدت ملتهب شده و قیمت ها هر روز رکود جدیدی را ثبت می کنند، بانک مرکزی به مردم توصیه کند که از خرید ارز خودداری کنید اصلا منطقی نیست، چون به شکل طبیعی سرمایه ها به سمتی حرکت می کنند که بازدهی مناسب برایشان ایجاد شود.
به طور حتم تثبیت نرخ ارز و ایجاد آرامش در بازار، سازوکار لازم به خود را میخواهد و این بانک مرکزی است که باید با کمک قوه قضاییه و مقننه، هرچه سریعتر این مشکل را ساماندهی کند، بانک مرکزی باید ابتدا مشخص کند که ارزش ذاتی و بنیادی دلار با توجه به شرایط اقتصادی و وضعیت صادرات و واردات چقدر است؟
اینکه فقط تاکید براین شود که نرخ ارز به زودی ارزان میشود و وعده ارامش بازار در هفتهها و ماههای آینده داده شود، تاثیری بر ایجاد ثبات در بازار ندارد. مردم انتظار دارند که تصمیماتی که در حوزه ارزی گرفته میشود، سریعتر بر وضعیت فعلی ارز اثر بگذارد و این بازار را به سمت ارامش هدایت کند، وگرنه در چنین شرایطی که یک وضعیت سوداگری در بازار ارز ایجاد شده، کسی به توصیههای که میشود، توجه نمیکند.
باید قبول کنیم که شرایط و فضای سوداگری و دلالی فعلی، به دلیل برخی سیاستهای پولی نادرستی بوده است که در مدت اخیر اتخاذ شده است. وقتی که نرخهای سود بانکی کاهش یافت تاحدی شرایط فعلی قابل تصور بود. اینکه سرمایههای خرد مردم به سمت بازارهای همچون ارز و سکه حرکت کند، چون بدون هیچ گونه بسترسازی دست به اجرای این سیاست زدیم. اینکه این منابع بعد از کاهش نرخ سو به سمت چه بخشی حرکت خواهد کرد ، بسیار موضوع حایز اهمیتی بود اما از آن غافل شدیم ، هرچند که هدف از اجرای این سیاست این بود که در نهایت نرخ سود تسهیلات کاهش یابد و منابع به سمت تولید هدایت شود. به هرحال این تصمیمات، انهم در شرایط که موسسه های مالی غیر مجاز ِ نااطمینان نسبی را در سیستم بانکی کشور ایجاد کرده اند، یک شرایطی را ایجاد کرد که منابع از بانکها خارج و به سمت دلالی و سفته بازی حرکت کنند .بنابراین با وجود بالا بودن نرخ مسکن، دراین بین تنها بازاری که برای جذب این منابع وجود داشت ، بازار ارز و سکه بود که در نهایت شرایط اکنون بازار را رقم زد.
باید قبول کنیم که ما در اقتصاد راهی برای مردم به جز سرمایهگذاری در بازار ارز وسکه نگذاشتهایم و از انجا هم که سرمایههای خرد به دنبال بازدهی کوتاه مدت هستند، این زمینه برایشان فراهم شد. ما شرایطی ایجاد کردهایم که دارندگان سرمایه های خرد، خریدار و فروشنده ارز شوند ، درحالی که در بحث کاهش نرخ سود، قرار این بود نرخ سود تسهیلات کاهش یابد و انگیزه سرمایه گذاری برای بخش تولید و مولد کشور را افزایش دهیم که این شرایط را هم فراهم نکردیم و این شد که الان نرخ سود تسهیلات و سپرده ها تقارنی با یکدیگر ندارند.به هرحال دراین مقطع از زمان که بازار ارز به هم ریخته و دچار اشفتگی شده است، بانک مرکزی باید به وعده هایی که در رابطه با تعدیل قیمت ها داده عمل کند تا ضمن بازگشت ارامش به بازار، اعتبار این نهاد دچار خدشه نشود. اگر این بازار هرچه زودتر مدیریت نشود و جهت دهی مناسب در قیمتها صورت نگیرد، تبعات منفی زیادی را بر سایر بخشها خواهد گذاشت و قیمتها را در دیگر بازارها متاثرخواهد کرد و این اصلا به نفع اقتصاد کشور نیست.
در این شرایط اگر بانک مرکزی ابزاری در دست دارد و میتواند به وعدهای که داده است در رابطه با کاهش نرخ ارز عمل کند، باید به صورت شفاف آن را برای مردم بازگو کند تا مردم با اعتماد به سیاستگذار پولی و بانکی کشور، مطمن باشند که نرخها به زودی تعدیل خواهد شد و از این اشتفگیها دیگر خبری نخواهد بود. به طور حتم عملکرد بانک مرکزی دراین شرایط بیش از هر موضوع دیگری اهمیت دارد و انتظار این است که بانک مرکزی این اوضاع بهم ریخته را سامان دهد.