استان مازندران از نظر وجود نخبگان بر مبنای کیفی و تعداد دانشآموختگان دانشگاهی در رده سوم کشور قرار دارد اما در زمینه مهاجرت نخبگان گوی سبقت را از دیگر نقاط کشور ربوده است.
به گزارش پایگاه خبری گسترش به نقل از ایرنا، یکی از موضوعاتی که در سالهای اخیر در مازندران شاهد آن هستیم پدیده مهاجرت نخبگان مازندران به استانها یا کشورهای دیگر است، موضوعی که زیر سایه نبود همکاری مسئولان امر با رسانهها و آگاهی جامعه و نهادها از تهی شدن استان مازندران از نخبه، روز به روز حادتر میشود، مسئولانی که تعداد جلساتشان برای چاره اندیشی در این باره بیشتر از تعداد نخبگان گریخته از استان بوده است. بر اساس آمارهای رسمی اکنون یک و نیم میلیون مازندرانی در تهران ساکن هستند که عمده این افراد را تحصیلکردگان دانشگاهی تشکیل میدهند. همچنین گزارش رسمی بنیاد نخبگان مازندران نشان میدهد که اکنون حدود ۱۲ هزار نخبه زیرپوشش این بنیاد قرار دارند که هریک از آنها میتواند پایهای در یک رشته علم و فناوری شود. نخبه پروری گامی مهم در توسعه یک منطقه است اما مهم تر از آن حفظ این مغزها در سرزمین مادری است جایی که این مغزها در خاک آن ریشه دواندهاند.
کمرنگ شدن نخبه پروری اعلام رتبه تعداد نخبگان مازندران در حالی است که در سالهای ۸۹ و ۹۰ رتبه نخست کشور از نظر این آمار برای استان اعلام و در سالهای بعد کم کم از این تعداد کاسته شد و تا رتبه سوم کشوری تنزل کرد. به موازات این افت درجه، بر مهاجرت نخبگان این استان افزوده شد تا جایی که معاون توسعه مدیریت و منابع بنیاد ملی نخبگان استان در سال ۹۴ در جلسه هم اندیشی نخبگان مازندران اعلام کرد این استان بیشترین میزان مهاجرت نخبگان علمی را میان استانهای کشور دارد. این روند منجر به خروج نخبگان فنی و علمی استان و بیرون رفتن مغزها یا متفکرانی از یک سرزمین میشود که آن سرزمین به وجود آنها نیازمند است، نیروی انسانی بهخصوص نیروی انسانی خلاق و تحصیلکرده در زمینههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی، از دیرباز تأثیر بسزایی در رشد و شکوفایی و بقای جوامع داشته است. همچنین بسیاری از نخبگان با مهاجرت خود باعث خروج خانواده و مقدار قابل توجهی از سرمایه استانی یا ملی میشوند که این سرمایه برای ارتقای رشد اقتصادی یک منطقه لازم است. اینکه چرا استان با استعداد و ظرفیتهای بیبدیل و متنوع رفته رفته خالی از استعداد و نخبه میشود و رد پای این نخبگان در استانهای همجوار به خصوص تهران دیده میشود جای سئوال، تفکر و اقدامی موثر دارد. مهاجرت نخبگان که بیکاری هیزم آن است و بیبرنامگی مسئولان جرقهای که این آتش را شعله ور میکند و میرود تا این آتش ذخیره فکری و اندیشه استان را که بیش از هر زمان دیگر به آن نیازمند هستیم دود هوا کند. مهاجرت نخبگان از مازندران آنقدر زیاد شده که در استانهای دیگر از جمله تهران ' انجمن نخبگان مازندرانیهای مقیم' را تشکیل دادهاند تا مرهمی بر درد فراق از استان مادریشان باشد و گهگاهی بتوانند زبان وطنشان را به یاد بیاورند.
ما را نمیخواهند هادی غلامی دانشجوی دکترای مهندسی معدن در این باره گفت: اگر همه نتایج و اتفاقات را کنار هم بگذاریم به این نتیجه میرسیم که در مازندران نیازی به افرادی مانند من نیست. وی با بیان اینکه اکنون در آهن فروشی در تهران کار میکند، افزود: چندین بار درخواست کار در شرکتهای متعدد و کارخانهها و کاریابیهای مازندران دادم تا کنار خانواده در استان مادری فعالیت کنم، اما هیچ کدام نتیجه نداشت. این دانشجوی نخبه مازندرانی گفت: در مازندران طوری با من و امثال من رفتار میشود که گویی ما را نمیخواهند و این اصلیترین دلیل مهاجرت پر تعداد مازندرانیها بهخصوص به تهران است. غلامی بیان کرد: بسیاری از همشهریان و همکلاسی هایم به هر طریقی شد به تهران میآیند و حتی در محیط هایی که به رشته آنها ربطی ندارد مشغول کار میشوند. وی گفت: مازندران دارای ظرفیتهای بسیاری است، اما برنامهای برای بهرهمندی مناسب از آن وجود ندارد زیرا هنوز هم مازندران را متکی بر اقتصاد کشاورزی میدانند در حالی که این روش جوابگوی نیاز جوانان و نخبگان امروز این استان نیست. آمارهای غیررسمی که حتی مسئولان مازندران هم بر آن صحه گذاشتهاند حاکی است که دستکم ۱۷ هزار تحصیل کرده رشته کشاورزی در این استان بیکار هستند.
دستمزد ارزان برای کار بسیار پریا مهدوی کارشناس ارشد گردشگری هم گفت: یکی از مشکلات اصلی اشتغال در مازندران، دستمزد ارزان برای کار بسیار است. وی افزود: ساعات کاری در همه جای کشور تقریبا یکی است، در حالی که دستمزد در پایتخت با جاهای دیگر متفاوت است و به همین دلیل، تهران بیشترین کشش را برای جذب نخبگان دارد. این کارشناس گردشگری گفت: با توجه به ظرفیتهای گردشگری مازندران، در نگاه اول اینگونه برداشت میشود که دستمزد برای کارشناسانی مانند من که تخصصشان در زمینه گردشگری است در هیچ جای کشور نباید مانند مازندران ایده آل باشد، ولی واقعیت این است که دریافتی در اینجا بسیار اندک است. وی که مدیر یکی از آژانسهای مسافرتی در پایتخت است، افزود: در مازندران و در بسیاری از مناطق کشور کارفرمایان بیشترین کار را با کمترین هزینه میخواهند در حالی که این فقط ظلم به کارشناسان و تحصیل کردگان است.
با کار زنده میمانم نه خاک محسن ابراهیم پور دانش آموخته رشته مهندسی کشاورزی که مازندران را برای رسیدن به شغل مناسب ترک کرد در پاسخ به این پرسش که چرا در سرزمین مادریش ماندگار نشده است، گفت: آنچه من و خانواده ام را زنده نگه میدارد کار و درآمد است و نه خاک... وی افزود: در مازندران هیچ برنامهای برای نگه داشتن نخبگان وجود ندارد زیرا تمام تلاششان نگهداری خود در مسند امور و حداکثر جذب بستگانشان در کارهاست. ابراهیم پور بیان کرد: اکنون بسیاری از دوستان من با کمترین تحصیلات در شغلی که مرتبط با رشته تخصصی من است در حال فعالیتند و حتی برخی مدیریت مجموعهها را بر عهده دارند، ولی امثال من باید برای یافتن شغل مناسب استانی را که گفته میشود محور توسعه آن کشاورزی است، باید ترک کنیم. وی که مهندسی کشاورزیش را از دانشگاه صنعتی اصفهان کسب کرده ف با بیان اینکه مازندران و کار در این استان را دوست دارد، افزود: بهترین محیط برای فعالیت من استان مازندران است، اما اکنون در اصفهان مشغول فعالیت هستم. او ادامه داد: چندین بار به جهاد کشاورزی و موسسات مختلف زیر مجموعه آن رفتم اما نتیجهای نداشت تا اینکه با کمک یکی از استادان خودم در دانشگاه صنعتی اصفهان در این استان به کار مسغول شدم.
مازندران نخبه گرا نیست یک استاد مدعو دانشگاه مازندران که دارای دکتری روابط بینالملل است به شرطی که نامش در گزارش ذکر نشود، گفت: من ۱۰ سال است که با مدرک دکترا پشت در پذیرش هیات علمی یکی از دانشگاههای مازندران منتظر مانده ام اما هنوز فرجی حاصل نشده است و این نشان میدهد این استان نخبه محور نیست. وی افزود: در این مدت اساتیدی از استانهای دیگر مانند تهران و شیراز با داشتن آشنا و سفارش توانستند عضو هیات علمی بشوند اما من هنوز استاد مدعو و حق التدریسی مانده ام. این استاد دانشگاه که با رتبه برتر از دانشگاه تهران مدرک دکترایش را دریافت کرد، گفت: نخبگان استان از جمله بسیاری از شاگردان من اکنون دراستانهای دیگر مانند اصفهان و تهران به درجه استادی رسیدهاند و در حال تدریس به عنوان عضو هیات علمی هستند. وی افزود: بارها از دانشگاههای استانهای دیگر مرا برای هیات علمی خواستند اما به دلیل شرایط خانوادگی و داشتن پدر و مادر پیر که نیاز به سرپرستی من دارند، نمیتوانم مازندران را ترک کنم. عضو مجمع نخبگان مازندرانی مقیم تهران هم تاکید کرد: استان مازندران از نظر ظرفیت مانند ساختمان زیبائی است که از درون در حال متلاشی شدن است. رضا فرجی تبار افزود: فقدان فضای مناسب کسب و کار در مازندران برای نخبگان، عاملی دردناک برای خروج آنها از استان میباشد که در چند سال اخیر تشدید شده است. وی با اشاره به فقدان نظارت در به کارگیری نیروهای متخصص و نخبه در دستگاههای دولتی، صنایع و بخشهای خصوصی استان، افزود: این وضعیت باعث شده مدیریتهای در همه سطوح استان رابطهمند انجام و منصبها به فامیل و اشنا اعطا شود. این مازندرانی مقیم تهران بیان کرد: بیشتر نخبگان و تحصیل کردگان مازندرانی که برای کسب شغل به تهران مهاجرت میکنند، از تقسیم مدیریتها به صورت خانوادگی و طایفهای در استان گلایه دارند. فرج تبار ادامه داد: متاسفانه در تهران بسیاری از نخبههای مازندرانی که روزی از مازندران دلسرد و ترد شدهاند اکنون در سطوح بالای مدیریتی پایتخت کشور در حال فعالیت هستند، درحالی که مازندران به شدت نیازمند این مدیران است. وی فقدان توجه به شاخصهای شغلی و مهارتی و همچنین علمی نخبگان را نمکی بر ضخم فرار نخبگان مازندران به استانهای همجوار بهخصوص تهران دانست و ادامه داد: بسیاری از این افراد حتی از تهران هم دلسرد شده و به خارج از کشور عزیمت میکنند.
نبود تفکر نخبه محور در دستگاهها و صنایع مرتضی یعقوبی کارشناس مشاوره شغلی هم گفت: نبود تفکر نخبه محور در میان نهادهای دولتی و یا محیطهای صنعتی منجر به دلسردی نخبگان از ماندن در مازندران به عنوان استان مادریشان شده است. وی افزود: در محیطهای صنعتی به دلیل استفاده از اعضای خانواده یا افراد سفارش شده در پستهای مدیریتی، نخبگان یا مجبور به انجام کار یدی هستند و یا از استان خارج میشوند تا در جای دیگر به دنبال کار باشند. یعقوبی با اشاره به اینکه در برخی محیطهای اداری نیز وضعیت به همین صورت است، گفت: با توجه به این که در چند سال گذشته استخدامها به صورت ملی انجام میشود، اما باز هم مجراهایی برای فرصت طلبان ایجاد میشود و حق به حق دار آن گونه که باید نمیرسد. این کارشناس عوامل دیگر مانند فقدان حمایتهای لازم از سوی مسئولان اجرایی، فراهم نبودن امکانات لازم برای فعالیت، به کار نگرفتن نخبگان به عنوان مشاور و بیاثر بودن نقش آنان در تصمیم گیری را مهمترین علت خروج نخبگان مازندرانی عنوان کرد. وی گفت: اکنون با فرار نخبگان علمی مازندران به استانهای دیگر بهویژه تهران به دلیل نزدیکی با این استان و دیگر کشورها مواجه هستیم، در حالی که نیروی انسانی مهمترین سرمایه هر استان به شمار میرود. یعقوبی با بیان اینکه بیشتر نخبگان مازندران از رشتههای علوم اجتماعی و صنعتی هستند، گفت: فقدان صنایع بزرگ مانند استانهای دیگر منجر به بیکاری جوانان مازندرانی شده و آنها را به سوی استانهای با ظرفیت بالا میکشاند. وی اظهار کرد: اگر فرد نخبهای قادر به انجام فعالیت در استان خود باشد، میبایست با برنامهریزی و ایجاد فضا و بسترهای لازم او را نگه داشت، ولی در مازندران برنامهای هدفمند در این زمینه دیده نمیشود. سرمایههای انسانی و منابع طبیعی هر دو در توسعه اقتصادی و معیشتی اجتماعی استانی مانند مازندران، که ظرفیتهای متنوعی دارد، اثرات تعیین کنندهای دارند، درمقابل مهمترین اثری که پدیده فرار نخبگان بر هر سرزمین دارد، تهی شدن آن سرزمین و یا اجتماع از نیروی خلاق، سازنده، روشنگر و همچنین مدیر میشود که این مقوله مسلما نیاز به چاره اندیشی و برنامهریزی دارد. در حال حاضر مجموعه هائی مانند بنیاد نخبگان و پارک علم و فن آوری در مازندران فعالیت دارند، ولی تاکنون گزارشی از نتیجه فعالیت هایشان به جامعه و گروه هدف ارائه نکردهاند. خبرنگار ما برای دستیابی به گزارشی از نتیجه فعالیتهای نهادهایی مانند بنیاد نخبگان مازندران دستکم دو ماه پیگیری کرد ولی هیچ کس حاضر به پاسخگویی در این زمینه نشد.