عاطفه خسروی / سردبیر
تا همین ۱۰ سال پیش مهاجرت از سایر شهرهای ایران به پایتخت برای بسیاری از شهروندان شهرها و ساکنان روستاها مزیتی ارزشمند به منظور دستیابی به زندگی پیشرفته و شهرنشینی به شمار میرفت. تجمع مراکز سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی در تهران، از آن شهری جذاب، پردرآمد و زیبا در تصور بسیاری ساخته بود؛ جذابیتی که سالانه بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار نفر به جمعیت تهران اضافه کرد و تهران را به شهری شلوغ، آلوده، پر سروصدا و به تعبیر ساکنانش «بی در و پیکر» تبدیل کرد و در نهایت جمعیت بالا و آلودگی هوا ارمغان نامیمونی بود که با گذشت این سالها نصیب ساکنان این ابرشهر شد. روند مهاجرت آنقدر توسعه یافت که به گفته بسیاری از کارشناسان و مسئولان، تهران را ۱۲ سال زودتر از برنامه به سقف جمعیتی خود رساند. بر اساس برآوردها، شهر تهران تنها برای زندگی ۴ میلیون نفر مناسب است در صورتی که جمعیت بیش از ۱۲میلیون نفری، تهران را به پرجمعیتترین استان کشور تبدیل کرده است. از سوی دیگر ابرشهر تهران از مهاجران و بافت جمعیتی غیر بومی و حجم بالای جمعیت شناور نیز برخوردار است. به طوری که بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰، تهران نزدیک به یک پنجم جمعیت شناور کل کشور را به خود اختصاص داده است؛ جمعیتی که در روز برای کار از شهرهای اطراف وارد پایتخت شده و شب به محل زندگی خود بازمیگردند. این ترکیب جمعیتی و این حجم از رفت و آمد، مشکلات عدیدهای را برای پایتختنشینان ایجاد کرده تا آنجا که گرهی که شاید میشد روزی با دست باز شود امروز با دندان هم باز نمیشود. امروز دیگر حتی اگر بهترین سوخت و خودرو نیز وارد شود باز هم آلودگی گریبانگیر این شهر خواهد بود چراکه زندگی و تردد این حجم جمعیتی به خودی خود ظرفیتی برای ایجاد آلودگی است. بسیاری از مهاجرانی که در یکی دو دهه گذشته، شهر و روستای زادگاه خود را به امید دستیابی به شغل و رفاه بهتر ترک کردند و وارد تهران شدند، گمان نمیبردند که پس از گذشت چند سال نه تنها به زندگی بهتری دست نمییابند، بلکه آرامش زندگی خود را نیز از دست میدهند و اکنون به جز مشکلات اقتصادی، مشکلات دیگر نیز به زندگی آنها افزوده شده است. با این همه آمارهای آخرین سرشماری، نوید بروز پدیدهای نو در رفتار اجتماعی شهروندان تهرانی را میدهد. به گواه آمار، پدیده مهاجرت معکوس از تهران کلید خورده و نتایج بررسیها نشان میدهد تهرانیها در راس ساکنان سایر کلانشهرها در جست و جوی شهری به غیر از تهران برای زندگی هستند؛ خبری که اندکی امیدبخش به نظر میرسد. نتایج آخرین سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۹۵ بیانگر آن است که در ۵ سال گذشته برخلاف سالهای پیش، شاهد شکل تازه مهاجرت از تهران به سمت سایر شهرها و روستاها هستیم که البته به غیر از مسائل اقتصادی، دلایل دیگری نیز دارد. فرار از ترافیک، آلودگی هوا و دور شدن از انواع بیماریهای ریوی و قلبی به دنبال کاهش بیش از ۹۰ درصدی بارشها را میتوان در فهرست این دلایل جای داد. اما دستیابی به نتایج مطلوب با تکیه بر کاهش جمعیت و مهاجرت معکوس حتی اگر ادامه داشته باشد نیاز به گذر زمان چندین ساله دارد. این در حالی است که معضلی به نام«آلودگی هوا» راه تنفس را بر شهروندان این شهر بسته و به دغدغهای ریشهدار برای مسئولان تبدیل شده است؛ مشکلی که باید برای حل و رفع آن چارهای عملیاتی اندیشید؛ هدفی که تا امروز همواره در صدر برنامههای مسئولان شهری قرار گرفته و البته هیچ وقت هم به موفقیتی چشمگیر دست نیافته است. مشکل آلودگی هوا نه تنها گریبان ایران و شهرهای بزرگ ما را گرفته بلکه گریبانگیر بسیاری از شهرهای بزرگ کشورهای جهان هم شده است. درحقیقت بشر هنوز نتوانسته به راهکاری پایدار برای رفع آلودگی هوا دست پیدا کند. با این همه در شهرهایی مانند پکن، لندن، مکزیکوسیتی، دهلینو و پاریس که در چند سال گذشته به دلیل سطح فزاینده آلودگی هوا در کانون توجه بودهاند، راهکارهای متفاوتی از جمله هزینه اضافه پارکینگ برای خودروهای دیزلی و جلوگیری از تردد خودروهای شخصی از خیابانهای اصلی، افزایش عوارض ورودیِ خودروهای آلاینده به مرکز شهرها، تعطیلی موقت کارخانهها، جایگزینی سوخت مصرفی خانوارها و مواردی از این نوع به کار گرفته شده است؛ طرحها و برنامههایی که شاید بتوان از آنها الگوبرداری کرد اما به باور بسیاری، ادامه مهاجرت معکوس از پایتخت را میتوان منطقیترین راهکار در شرایط امروز ایران تلقی کرد؛ برنامهای که برای تحقق، بیش از هر چیز به توسعه زیرساختهای روستایی و شهری نیاز دارد و ایجاد اشتغال در این مراکز از اولویتهایی است که باید در دستور کار جدی مسئولان قرار گیرد.