امیر مهرزاد - روزنامهنگار
نوسانهای نرخ نفت در دهه گذشته باعث شد تا کشورهای عضو و غیرعضو اوپک پای میز مذاکره بنشینند و تصمیمی بگیرند تا نوسانهای نرخ نفت به حداقل برسد. با این وجود برخیها تصور میکنند کشورهای نفتی همواره بهدنبال افزایش نرخ نفت هستند اما بررسی سیاستهای نفتی نشان میدهد آنچه برای کشورهای دارای ذخایر نفت اهمیت دارد، دوری از نوسان نرخ است. ثبات نرخ نفت که محور اصلی خواسته کشورهای نفتی است در بسیاری از موارد از افزایش نرخ این محصول نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. با اینکه عمده کشورهای دارای ذخایر نفتی با هدف ثبات نرخ، فریز نفتی را در اوپک به مدت ۹ ماه تمدید کردند اما امریکا هر چند وقت یکبار نظم بازار نفت را بر هم میریزد. با توجه به حساسیت تاثیر نرخ نفت بر بودجه امریکا، نمیتوان این موضوع را پذیرفت که این کشور ندانسته نظم بازار را بر هم میریزد. نگاهی به عملکرد نفتی سیاستمداران این کشور نشان میدهد قبل از اینکه برخی گفتهها از طرف سیاستمداران امریکا منجر به افزایش نرخ شود، امریکا تعدادی از دکلهای حفاری خود را به کار میاندازد. بر این اساس، مشخص است افزایش نرخ ناشی از برخی گفتهها مانند حرفهای تازه ترامپ درباره جداکردن امریکایجنوبی و امریکایشمالی یا اظهاراتی که درباره برجام داشت، بهطور مستقیم بر نرخ نفت تاثیر میگذارد. با این حال آنچه اهمیت دارد این است که چرا کاهش نرخ نفت بر اثر تصمیمهای سیاسی رخ نمیدهد. به عبارت دیگر افزایش نرخ نفت بهطور عمده عاری از دلایل اقتصادی است اما کاهش نرخ نفت بهطور معمول تابعی از شرایط اقتصادی است. پاسخ به این پرسش نیازمند بررسی شرایط سرمایهگذاری و روند اقتصادی در جهان است. بهطور طبیعی تا زمانی که چرخه اقتصادی دچار نوسان نشود، تمام شاخصها نوسانهای بسیار کمی خواهند داشت. همچنین قیمتها نیز به سمت واقعی شدن پیش میرود. زمانی که بر اثر یک اظهارنظر سیاسی نرخ نفت رشد میکند، یعنی حبابهای نرخ ایجاد شده است. بر این اساس پس از برقراری آرامش، این حبابها به آرامی از بین رفته و قیمتها به حالت متعادلتری میرسند. این شرایط پابرجا میماند تا زمانی که دوباره بر اثر یک رویداد یا تهدید از طرف امریکا یا ابرقدرتهای دیگر بازار نفت دچار تلاطم شود.