سارا اصغری - روزنامهنگار
اگر با این دید به موضوع نگاه کنیم که صندوقی مانند صندوق بازنشستگی فولاد، جزئی از صنعت فولاد کشور بهشمار میرود، میتوان ادعا کرد روبهرو شدن این صندوق با هرگونه چالش میتواند بر این صنعت راهبردی کشور تاثیرگذار باشد. نخستین تاثیر چالشهای این صندوق میتواند به نیروی انسانی این بخش بازگردد. نبود چشمانداز مثبت برای صندوقی که آینده کارگران و کارکنان این صنعت در آن ترسیم شده، بهطور قطع نمیتواند به افزایش بهرهوری یا ایجاد ارزشافزوده بینجامد. در نگاه کلیتر نیز با ترسیم آینده نامعلوم از یک صنعت راهبردی، آن صنعت قادر به جذب سرمایه نخواهد بود. یکی از مهمترین دلایلی که صندوقهای بازنشستگی را این روزها به بحران کشانده، نبود مدیریت درست و سرمایهگذاری نامناسب در زمان تشکیل و ادامه حیات آنهاست. سرمایههایی که معلوم نیست به کدام سمت و سو رفته یا از کدام روشهای منسوخ شده برای درآمدزایی و تامین مالی خود بهره گرفتهاند که اکنون در مرز ورشکستگی قرار گرفتهاند که برای نجات آنها باید دست به دامن دولتی شد که در ردیف بودجهای خود محلی برای آن تعریف نکرده است و این در حالی است که این صندوقها باید مستقل اداره شوند. این گفته رئیسجمهوری است که «صندوقهای بازنشستگی از ثبات و پایداری برخوردار نیستند و وابستگی کامل به دولت دارند، در حالیکه باید مستقل باشند.» حسن روحانی چندی پیش اینگونه عنوان کرد که« امروز خلاف آنچه تصور میشد، همه صندوقهای بیمه و بازنشستگی دچار بحران بوده و از ثبات و پایداری لازم برخوردار نیستند. اعتبارات زیادی از سوی دولت به صندوقهای بازنشستگی اختصاص داده شده، درحالیکه صندوقها نباید به دولت وابسته باشند و باید به منابع خودشان تکیه کنند.» درآمد دولت از طریق نفت، مالیات و سایر مجراها ۳۰۰ هزار میلیارد تومان است، درحالیکه سال گذشته از سوی دولت ۴۰ هزار میلیارد تومان به صندوقهای بازنشستگی اختصاص داده شد. اگر درآمدهای بودجهای دولت به چنین صندوقهایی اختصاص یابد بهطور یقین با کسری بودجهای بیشتری روبهرو خواهد بود. هرچند پیش از این هم کارشناسان اقتصادی بارها از صندوقهای بازنشستگی در ایران بهعنوان یک «ابربحران» یاد کردهاند و در جهت برنامهریزی برای رفع مشکلات این صندوقها بارها هشدار دادهاند. البته صندوقهای بازنشستگی در سطح بینالمللی نیز با چنین بحرانهایی روبهرو شدهاند که با تصمیمهای بهموقع و درست توانستهاند خود را از ورطه بحران برهانند. کشورهایی مانند ایتالیا و آلمان که بزرگترین بار جمعیتی را در اتحادیه اروپا دارند و همینطور در کشورهای اروپایشرقی، نخستین راهکاری که مدنظر قرار گرفته، افزایش سن بازنشستگی است که امروز سیاستی پذیرفتهشده و عادی در بیشتر کشورهای اروپایی است و ایران نیز باید به چنین سمت و سویی برود. البته چنین رویکردی را میتوان با افزایش سن بازنشستگی افراد با برخورداری از مزایای بیشتر همراه کرد تا افراد تشویق به کار بیشتر و همچنین پرداخت حق بیمه بیشتر شوند. از سوی دیگر میتوان صندوقهای بازنشستگی را با مدیریت بهتر به پیش برد.