مهدی اسحاقیان
حرکتهای گریز از مرکز اجتماعی نشان از ناکارآمدی گفتمانهای رسمی در جامعه است به ویژه اگر گفتمانی بخواهد سوار بر این موج شود. مشکل این روزها از آنجا آغاز شد که گفتمانها پس از اینکه با اقبال عمومی در انتخابات مواجه نمیشوند به جای بازاندیشی در ساختار گفتمانی خود، با ایجاد جنگ روانی و با استفاده از رسانههای رسمی سعی در ایجاد اختلال در کارکرد گفتمان انتخاب شده میکنند. این دومینو در این سالها جز به جا گذاشتن مطالبات و انباشت آنها در سطح ملی کارکرد مثبتی برای مردم نداشته است. به لحاظ تاریخی نمونههای متعددی را میتوان آورد برای مثال شرایط پس از انتخاب گفتمان امید را بررسی میکنیم. گفتمان امید پس از ناکامی گفتمان مهرورزی پیشین به وسیله مردم انتخاب میشود. از همان روز پس از انتخاب اتاقهای فکر نه به منظور بازنگری در ساختار گفتمانی و اصلاح اشتباههای گذشته بلکه به منظور ایجاد موانع برای عملکرد گفتمان پذیرفتهشده دست به کار میشود به طور مثال گفتمان جدید که در انتخابات وعده برطرف کردن تحریمها با حفظ حقوق هستهای را داده بود هنگام مذاکرات و حتی پس از موفقیت در احقاق حقوق هستهای که «برجام» نام گرفت با هجمههای گفتمان شکستخورده همراه شد. پس از آن، برجام فضای مناسبی برای جذب سرمایههای خارجی فراهم کرد به نحوی که در مدت کوتاهی هیاتهای خارجی به منظور مشارکت در فعالیتهای اقتصادی در ایران به تهران سفرکردند. بازهم رسانههای گفتمان شکست خورده حتی پیش از انعقاد قراردادهای سرمایهگذاری، این قراردادها را به بهانههای مختلف زیر سوال میبردند. حرکتهای خارج از عرف دیپلماتیک نیز مزیدی بر علت شد تا نشان دهند فضای کشور امنیت لازم را برای سرمایهگذاری ندارد. زیر سوال بردن قراردادهای خودرویی، خرید هواپیما و روابط بانکی مشتی نمونه خروار است. آنچه مسلم است رسانهها در آگاهیبخشی و هدایت درست افکار عمومی در جهت منافع ملی تاثیر اثبات شدهای دارند. قدرت هدایت افکار عمومی یا فرهنگسازی امروزه با ایجاد دنیای مجازی گسترش یافته و از انحصار گروههای خاص رها شده است. هر جریانی که به یک گفتمان برای تامین منافع گروهی و ملی معتقداست از این ابزارها استفاده میکند. اینکه منافع ملی چیست و کدامیک میتواند در شرایطی خاص این منافع را تامین کند در گرو این است که بخشهایی از جامعه را نسبت به این مهم آگاه کند اما مشکل از آنجا آغاز میشود که گفتمانی خاص از شیوههای تخریبی استفاده کند و ضمن استفاده از رسانههای رسمی، دنیای مجازی را هم برای این منظور مورد استفاده قرار دهد. در این فضای انحصاری و ضعف تیم رسانهای گفتمان امید فضا برای تیره کردن افکار عمومی مهیا شد. از آنجا که گفتمانهای پذیرفته شده رسمی هستند این تخریبها میتواند آثار فرا گفتمانی داشته باشد. در این مورد باید تذکر داد که بازی سیاست قواعدی دارد که گفتمانهای جاری از آن خارج میزنند. زیر سوال بردن آمارهای رسمی بهویژه در ابعاد اقتصادی با توجه به گفته اقتصاددانان و کارشناسان حوزههای صنعتی، معدنی و تجاری فضای امید را برای مردم تیره میکرد. این روند همچنان ادامه داشت تا اینکه آنها با تحولات بینالمللی بهویژه پس از انتخابات ریاستجمهوری امریکا فاز جدیدی را برای ناامید کردن مردم از دستاوردهای دولت امید آغاز کردند. در این شرایط دولت یازدهم با اشراف به این تحولات، بودجهای متناسب با شرایط جدید تقدیم مجلس کرد که در آن سیاستهای ریاضتی اقتصادی لحاظ شده است. رییسجمهوری هنگام تقدیم بودجه برای توجه دادن به نمایندگان از آنان خواست در مقابل فشارهایی که ازسوی کسانی که مخالف حذف برخی ردیفها یا نظارت بیشتر بر هزینهکرد آن شده، مقاومت کنند. بررسی بودجه در مجلس هنوز آغاز نشده بود که رسانههای مخالف با استناد غیر واقعی به برخی از ردیفهای بودجه بخشهایی از جامعه را تحریک کردند.