این روزها از سوی تمام جامعه از مسئولان گرفته تا مردم عادی جامعه، درباره اینکه دلایل وقوع زلزله در دو ماه گذشته درکشور چه بوده، نظرها و دیدگاههای مختلفی مطرح شده است.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: بسیاری از کارشناسان و پژوهشگران میگویند این رخداد در اثر آزاد شدن انرژی درونی زمین بوده و برخی دیگر سخن از اجرای پروژه هارپ و استفاده از این فناوری میگویند، به این شکل که با برخورد امواج الکترومغناطیس به زمین، گسلها فعال شدهاند و مناطق مختلفی از ایران را به لرزه انداختهاند. این موضوع در حالی مطرح میشود که به گفته کارشناسان، انرژیای که از فناوری هارپ آزاد میشود امکان نفوذ به عمق زمین را در مقیاس کانونی زمینلرزهها ندارد. ما در این گزارش به شکل کامل به دلایل رخ دادن زلزله و عوامل تحریککننده گسلها پرداختهایم که در ادامه میخوانید:
هارپ و جنگ ستارگان معاون پژوهشی پژوهشکده علوم زمین سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور مباحث مطرح شده درباره اینکه زلزله اخیر در تهران و دیگر مناطق کشور به دلیل اجرای پروژه هارپ بوده را رد کرد و افزود: فناوری هارپ بیشتر یک پروژه خیالی است که ریشه در پروژه جنگ ستارگان رونالد ریگان در دهه ۸۰ میلادی(دهه ۶۰ شمسی) دارد. در آن هنگام با ایده جنگ ستارگان به چنین پروژهای میاندیشیدند تا با بهرهگیری از ایستگاههای زمینی و ماهوارهها برای برخورد با موشکهای بالستیک شوروی از آن استفاده کنند اما این موضوع در اوایل قرن ۲۱میلادی منتفی شد و اکنون بیشترین مورد استفاده از فناوری هارپ، مطالعات کیهانی و آب و هوایی با امواج رادیومغناطیسی است. حمید نظری در ادامه سخنانش گفت: حال حتی اگر در تئوری گفته شود که فناوری هارپ توانایی تحریک گسلها و در نهایت تولید زلزله را داراست، باز هم از نظر علمی و عملی قابل قبول نیست چراکه باید بتواند انرژی را از سطح زمین به عمق چند کیلومتری منتقل کند که امری ناممکن است. به گفته این پژوهشگر، زمانی که زمینلرزه رخ میدهد میزان جابهجایی لایههای زمین در ۲سوی صفحه گسل از ژرفای کانونی رهایی تنش به سوی سطح زمین کم میشود. برای نمونه در انجام آزمایشهای هستهای یا موشکی هم اگرچه نوع موج دریافتی از سوی سنجندههای لرزهای نسبت به امواج طبیعی حاصل از رخداد زمینلرزه طبیعی، آشکارا، متفاوت و قابل شناسایی است اما چنین آزمایشهایی تنها سبب شکلگیری دگرشکلی و جابهجایی بیشتر در سطح زمین نسبت به عمق خواهند شد. بنابراین در نهایت اینکه گفته میشود استفاده از هارپ منجر به وقوع زلزله یا تحریک گسلها شده، یک داستان ژول ورنی بوده که با اهداف اقتصادی ویژه و بهنوعی بیان آرزوی برخی افراد منتشر شده است و نمیتواند ریشه و پایه در حقیقت و دانش داشته باشد. نظری ادامه داد: در واقع انرژیای که از راه فناوری هارپ تابیده میشود امکان نفوذ به عمق زمین را در مقیاس کانونی زمینلرزهها ندارد زیرا قویترین لیزرهای شناخته شده کنونی، توانایی نفوذی بیش از دهها سانتیمتر و به عبارتی کمتر از یک متر را ندارند. بنابراین اگر به زلزلههای رخ داده در استانهای مختلف کشور همچون کرمانشاه (عمق ۱۸ کیلومتر) و کرمان (عمق ۱۰ کیلومتر) یا زلزله بم و زمینلرزه کرج با ژرفای کانونی حدود ۷ کیلومتر نگاهی بیندازیم، میبینیم که قابل تصور نیست چنین رخدادهایی را به دلیل اجرای پروژههای انسانزاد چون هارپ بدانیم اگرچه این موضوع متاسفانه در این برهه از زمان به گونهای نادرست بر سر زبانها افتاده است. وی در ادامه سخنانش درباره اینکه آیا انجام اکتشافات معدنی و رسیدن به ذخایر نفت و گاز را نیز میتوان با استفاده از فناوری «هارپ» انجام داد اینگونه پاسخ داد: پایه فناوری «هارپ» روی امواج رادیو مغناطیسی است بنابراین هر آنچه در پوسته زمین باشد که سبب آنومالی فیزیکی و شیمیایی خاک سطح زمین شود، میتواند رفتار الکترومغناطیس متفاوتی از خود نشان دهد و به عنوان یک آنومالی قابل مشاهده منظور شود. این کار اکنون از راه تهیه تصاویر ماهوارهای و رادار و طیفهای مختلف رنگی برای شناسایی ذخایر معدنی انجام میشود. نظری ادامه داد: اکتشاف کانسارهای پنهان و ذخایر معدنی قرار گرفته در عمق زمین را نمیتوان با استفاده از این فناوری مشخص کرد بلکه تنها میتوان با کمک تغییراتی که در ویژگیهای رسوبات سطحی(خاک) وجود دارد به این مهم دست یافت. برای نمونه وجود گیاهان ویژه در برخی مناطق میتواند نشان از وجود عنصری خاص در خاک و به عبارتی کانساری در ژرفا باشد. برای نمونه در مناطقی که ذخیره سرب و روی وجود دارد گسترش گیاه گلپر مشاهده میشود. به گفته وی، گسلها در ایران فعال هستند و ایران ۲/۵سانتیمتر در سال بین صفحه تازی و اوراسیا فشرده میشود که چیزی حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از این میزان فشردگی باید به صورت زلزله یا بهعبارتی دگر شکلی شکننده که همان زلزله است رها شود؛ حال ممکن است این میزان از رهایی تنش در یک سال تنها درصدی از نرخ یاد شده باشد که در این صورت برای رسیدن به نقطه تعادل در دورههای بعدی (مانند امسال) شاهد فعالیت نسبی بالاتری برای جبران میزان تنش رها شده در سالهای پیشین خواهیم بود. پس نمیتوان گفت سال ۹۶ یک سال ویژه برای ایران است زیرا در سالهای نه چندان دور نیز شرایط مشابه از فعالیت لرزهای وجود داشته به گونهای که فلات ایران دستخوش چند زلزله بزرگ و پیاپی در آن سالها بوده است. همه این موارد به این موضوع برمیگردد که پوسته ایران زمین چگونه بتواند پذیرای دگرشکلی حاصل از کوتاهشدگی ۲۵ میلیمتری سالانه و رهایی ۱۰ تا ۱۵ درصد تنش شکنا در بازه سالانه باشد. معاون پژوهشی پژوهشکده علوم زمین سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور ادامه داد: با استانداردها و شیوهنامههای گوناگون، هر گسلی که بر پوشش جوان زمین در بازه زمانی کواترنری اثر کرده باشد، گسل فعال منظور میشود، اگرچه دوره بازگشت و جنبش آنها با یکدیگر متفاوت است و به درازای گسل و ویژگیهای هندسی و ساز و کار آن بازمیگردد. نظری ادامه داد: بازه برخی از گسلها به دوره هزارساله و چند صدساله بازمیگردد. در ایران بیشتر گسلها به جز گسل شمال تبریز بازهای هزارساله یا بیشتر برای بازگشت دارند. در این میان وقتی از بازه زمانی هزارساله یا بیشتر برای برخی از گسلها سخن میگوییم باید توجه کنیم که دستگاههای لرزهنگار تنها کمی بیش از ۱۰۰ سال است که ساخته و به کار گرفته شدهاند و از این میان نزدیک به ۵۰ سال نخست سده بیستم نیز دقت کافی و قابل اعتمادی در مکانیابی و بزرگا نداشتهاند و چندان قابل استناد نبودهاند. از دیگر سوی دور از ذهن نخواهد بود اگر بپذیریم که حافظه تاریخی ما نیز روایتگر تمامی آنچه از زلزلههایی که ممکن است در گذشته رخ داده باشد بدرستی نباشد و ما این اندیشه را داشته باشیم که آن منطقه به سبب نداشتن داده زمینلرزهای در سده گذشته یا دربازه زمانی حافظه یک یا دو نسل از نیاکانمان مکانی امن و بدون خطر لرزهای در نظر گرفته شود. وی با بیان این مطلب در ادامه گفت: این در حالی است که نشانههای زمینشناختی و زمینشناسی زمینلرزهها چنین موضوعی را تایید نمیکند زیرا امروز در جای جای کشور گسلهای فعالی را شناسایی کردهایم که بسته به دوره بازگشت اندازهگیری شده در هر یک جنبش دوباره لرزهای آنها میتواند در یک دوره زمانی چند هزار ساله از فعالیت لرزهای دوباره برآورد شود. وی در ادامه سخنانش به زلزله رخ داده در استان البرز ناشی از جنبش احتمالی گسله اشتهارد یا گسل ماهدشت جنوب کرج اشاره کرد و گفت: تردیدی نیست که رخداد هر زمینلرزهای سبب آشفتگی در میدان تنش بهویژه در پیرامون کانون زمینلرزه خواهد بود و از این نگاه بازتاب اثر رخدادهای لرزهای از گسلی به گسل دیگر به عنوان سرچشمه لرزهای از نظر تئوری ناممکن نیست اما با توجه به ویژگیهای زمینساختی در زلزلهای که در جنوب کرج رخ داده ارتباط معنیداری با گسل شمال تهران یا دیگر گسلهای پیرامونی آن نمیتوان جست. همچنین از نظر ژرفای کانونی و ساز و کار مشاهده شده نمیتواند سبب جنبش گسلهای چون گسل شمال تهران شود، اما اینکه تا برقراری آرامش در میدان تنش در ۲سوی خاوری یا باختری همان گسل دوباره شاهد زلزلهای باشیم دور از انتظار نیست اگرچه با توجه به درازای گسل، ظرفیتی برای رخداد زمینلرزههای بزرگتر از ۶ تا ۶/۵ ریشتر را از دیدگاه تئوری نخواهد داشت. در انتشار مطالب بیپایه سهیم نباشیم بهزاد زمانی، عضو هیات علمی دانشگاه تبریز نیز درباره اتفاقات رخ داده در این مدت در کشور گفت: پس از زیاد شدن تعداد زلزلهها در ایران و مهاجرت عدهای به استانهای مختلف، عدهای به دنبال توجیه این اتفاق گشتند و عدهای نیز که تخصصی در این حوزه نداشتند دلیل رخ دادن زلزله را در پدیدههای عجیب و غریب عنوان کردند. به گفته وی، تاریخ نشان داده است بشر همیشه وقتی دلیل چیزی را ندانسته آن را به منابع محیرالعقول، ناشناس و حتی خدایان نسبت داده است. در جهان امروز با پیشرفت فناوری، این جنبه بشری رنگ عوض کرده و دلیل زلزله که به علم تکتونیک مربوط است را نامتخصصان به ناشناختههای خود یعنی «هارپ» نسبت دادهاند. باید کمی منطقی بیندیشیم. چراکه همیشه باران، رحمت الهی است و صاعقه نشانه این رحمت خداوندگار حتی اگر صاعقه کسی را در یک آبادی بزند بیشتر یک اتفاق است و کمتر دلیل قهر الهی است. وی ادامه داد: اما چرا برخی زلزله را دلیل قهر الهی میدانند؟ آیا اگر ساختمانهای ما علمی و نظارت شده همچون ژاپن ساخته میشد و هیچ آسیبی در زلزله ۷ ریشتری نمیدید و شهرمان سالم میماند باز هم زلزله را دلیل قهر الهی میدانستیم؟ این متخصص لرزه زمین ساخت و زلزله و هیات علمی دانشگاه در ادامه سخنانش افزود: شایسته است هر کسی درباره تخصص خود صحبت کند و نظر بدهد. در این صورت کمترین حسناش این خواهد بود که ندانسته رعب و وحشت در مردم ایجاد نمیشود. وی ادامه داد: نخست باید بدانیم که هارپ (یا به عبارت دیگر برنامه پژوهشی یونوسفر فعال با فرکانس بالا) به عنوان یک پروژه پژوهشی از سوی ناسا و یکی از دانشگاههای امریکا طراحی شده و دلایلی در دست نیست که موفق بودن آن را ثابت کند. انجام این طرح از سال ۱۹۹۳ میلادی(۱۳۷۲ شمسی) آغاز شده است اما در اصل برای تکمیل یک سلاح نو «پروژهای با فناوری جنگ ستارگان» بنیانگذاری شده است. به گفته زمانی میتوان گفت پروژه هارپ برای ایجاد ارتباط با زیردریاییهایی که به سلاح اتمی مجهز بودند، طراحی شده است. هارپ به طور خلاصه تمرکز دادن موج الکترومغناطیس است. قویترین بخش این موج الکترومغناطیس که در علم فیزیک شناخته شده است، اشعه ایکس و گاماست که قدرت نفوذ آنها حداکثر چندمتر است. (در فیزیک سوم دبیرستان و در فیزیک دانشگاه تکمیلی خواندهایم) اما صفحات تکتونیکی به زبان ساده در حد ضخامت پوسته و ضخامت آن در ایران حدود ۳۵ کیلومتر است. وی ادامه داد: زمینی که روی آن راه میرویم وقتی گسل و زلزله ایجاد میشود، ۳۵ کیلومتر ضخامت دارد پس به هیچ عنوان امواج الکترومغناطیس توان عبور از این ضخامت را ندارند. گاهی عمق گسلها کمتر است اما در حد چندصدمترعمق دارند پس بهحرکت درآوردن آنها نیازمند انرژی بسیاری است. برای نمونه برای ایجاد زلزلهای با قدرت ۷/۵ ریشتر نیاز به ۱۰ به توان ۲۳گیگا ارگ انرژی است و معادل بیش از۱۵۰۰ بمب اتمی است که در هیروشما منفجر شد. مهمتر اینکه وارد کردن این انرژی بهصورت نقطهای مثل این است که به یک بیسکویت با نوک سوزن ضربه میزنیم. زمانی افزود: این ضربه نوک سوزن باعث شکستن کل بیسکویت نخواهد شد. این موضوع درباره پوسته زمین نیز صدق میکند و میتوان اینگونه آن را شرح داد که تنشهای تکتونیکی در چندصدسال و در صدها و هزارها کیلومتر بر صفحات و پوسته زمین باید این انرژی را انباشته کنند تا زلزلهای عظیم به وقوع بپیوندد. اگر کسی بتواند با امواجی مانند هارپ چنین انرژیای را تجمع دهد پس میتواند از وقوع زلزله جلوگیری کند و نباید در امریکا زلزلهای رخ دهد اما میبینیم که بزرگترین زلزلهها درگسل سان آندریاس کالیفرنیا روی میدهند و بزرگترین پروژه پیش نشانگرهای زلزله و اعلام هشدار زلزله در جهان در این کشور با هزینهای بیش از ۲۷۰ میلیون دلار در سال در حال اجراست. پس در انتشار مطالب بیپایه هارپ سهیم نباشیم. به گفته این متخصص لرزه زمین ساخت و زلزله، زلزلهها از تجمع نیروها در چندصد تا هزار سال تنشهای تکتونیکی و آزاد شدن یکباره آنها در چند ثانیه و در مکانی بیش از چند کیلومتر در عمق زمین که سنگها تاب و تحمل آن نیروها را نمیآورند به وقوع میپیوندد. برای نمونه در زلزله اهر-ورزقان زمین در ۲۱ کیلومتر گسیختگی پیدا کرد. اساس رابطه تاکر به این شکل است M=log L + ۴/۵ وی ادامه داد: حال اگر به جای L که طول گسل است ۲۱ کیلومتر قرار دهیم در این صورت M بزرگی زلزله حدود ۶/۷بهدست خواهد آمد که با ۶/۴ روی داده در ورزقان به طور تقریبی همخوان است. حال این محاسبه را برای زلزله ۷/۳کرمانشاه انجام میدهیم. کمترین طولی که برای گسیختگی گسل رخ میدهد حدود ۶۵ کیلومتر است یعنی در چندثانیه به طول بیش از ۶۵ کیلومتر به پهنایی که آن هم قابل محاسبه است و چند ۱۰متر است باید بارگذاری تنشهایی با انرژی در حد ۲۳ گیگا ارگ با تئوری هارپ و توسط امواج بارگذاری شود تا چنین زلزلهای اتفاق بیفتد که محال است. پس در چند ثانیه و در یک یا چند نقطه با هارپ اگر تجمع انرژی شود در مقایسه بیمعنی است. وی افزود: جالب اینکه حتی موج زلزله طبیعی با موج زلزلههای مصنوعی مانند انفجار اتمی متفاوت است و بهراحتی به دلیل کم ارتفاع بودن موج اس (انفجار هستهای) در موجهای ثبت شده در ایستگاههای لرزهنگاری موجود قابل تشخیص است(شکل ذیل). در شکل زیر موج بالایی مربوط به انفجار هستهای در هند است که موج پیبلند و موج اس ناچیزی دارد و موج پایین مربوط به زلزلهای طبیعی در هند با بزرگی نزدیک به بزرگی انفجار هستهای است که موج پی کم ارتفاع و موج اس با ارتفاع بلند و پردامنه دارد و از هم متمایز هستند.
تهران امروز، تهران ۱۰۰سال پیش نیست این روزها اگر به سراغ تلگرام بروید مملو از خبرهای مربوط به زلزله است. البته انتشار برخی اخبار که چندان درست و واقعی نیست میتواند استرس مردم را افزایش دهد. درنتیجه بهتر است بیش از هر چیز به دنبال یادگیری رفتار درست در زمان وقوع زلزله باشیم تا کمترین آسیب از وقوع این بلای طبیعی به ما وارد شود. سید محمد معصومی، عضو بنیاد ملی نخبگان چنانچه در فایل صوتی که درکانالهای تلگرامی منتشر شد درباره زلزله اظهار کرد: گسل تهران گسلی به طول ۱۰۰ کیلومتر و خطرناک است و امروز سیکل فعال شدن آن رسیده است و اگر انرژی ذخیرهای در آن وجود داشته باشد این تنش که از طرف گسل ماهدشت وارد میشود میتواند آن را فعال کند. وی ادامه میدهد گسل اشتهارد نیز به آبیک متصل است که زلزله بویئنزهرا را تجربه کرده است. باتوجه به مسائل مطرح شده، یک نگرانی وجود دارد و آن این است که فعال شدن گسل تهران میتواند آثار زیانباری به جای گذارد. در سال ۱۸۳۰ میلادی، فعال شدن این گسل باعث ایجاد زلزلهای به اندازه ۷/۳ ریشتر شد که خرابی زیادی به همراه داشت و ۳۵ هزار نفر از ۳۷ هزار نفر جمعیت تهران را کشت. درواقع آخرین زلزله بزرگ تهران در ۲۷ مارس ۱۸۳۰ با بزرگی بیش از ۷ درجه ریشتر به وقوع پیوست. درباره ابعاد تخریب این زلزله منابع چنین گزارش کردهاند: مناطق شمیرانات و دماوند به طور کامل ویران شدند و حدود ۷۰ روستا در شرق جاجرود از بین رفتند. در پایتخت حتی یک خانه از آسیب در امان نماند. بخشی از کاخ و بازار فروریخت و ساختمان سفارت بریتانیا بهسختی آسیب دید.معصومی همچنین بیان میکند: البته گسل اشتهارد نیز گسل بزرگی است و در صورت زلزله ۷ ریشتری میتواند آسیب زیادی به همراه داشته و خسارات اساسی وارد کند. دکتر عکاشه به عنوان پدر زلزلهشناسی ایران، از حدود ۲۵ سال پیش نسبت به زلزله تهران هشدار میداد. البته افراد دیگری نیز نسبت به زلزله تهران هشدار دادهاند. این هشدارها واقعیتهایی است که وجود دارد. با فعال شدن گسل تهران آسیبهای جدی به این شهر وارد میشود؛ اما آیا باید نگران بود و این نگرانی باید به چه میزان باشد؟ همچنین چه اقداماتی باید انجام داد؟ آیا راهکار این نگرانی آن است که مانند زلزله ۲۹ آذر، شب را در خیابانها به صبح برسانیم؟ آیا آمادگی برای زلزله به این معناست؟ آیا زلزلهای که در تهران میآید جان همه مردم را خواهد گرفت و آتشسوزیها منجر به انفجار میشوند؟ وی ادامه داد: وقتی صحبت از زلزله ۷ ریشتری میشود همه به یاد زلزله بم یا زلزله طبس میافتند که تمام شهر خراب شد. واقعیت آن است که امروز شهر تهران با تهران ۱۸۳۰ میلادی قابل مقایسه نیست. ساختمانهای تهران خشت و گلی نبوده و مقاومت آن با ساختمانهای سرپلذهاب یکسان نیست. به جز حدود ۳۰ درصد بافت فرسوده، بقیه ساختمانهای تهران یا اسکلت فلزی داشته یا بتنی هستند، درنتیجه پس از زلزله سرپا خواهند بود اما آسیب خواهند دید. در نتیجه، این تفکر که پس از زلزله تهران ویران میشود، بسیار نادرست است. ما باید آماده باشیم. باید پذیرفت که در یک منطقه لرزهخیز زندگی میکنیم اما این تفکر که اگر در طبقه ۵ زندگی میکنیم با آمدن زلزله به طبقه همکف سقوط میکنیم، اشتباه است.به گفته معصومی، اگر بلد باشیم به چه صورت در ساختمانهایمان زندگی کنیم، به هیچ وجه آسیب جدی نخواهیم دید و وحشتزده نمیشویم. استانداردی برای وقوع زلزله وجود دارد که متاسفانه مردم اطلاعات چندانی درباره آن ندارند. درنتیجه ندانستن این موارد آسیبهای جدی به آنها وارد میکند. وی اظهار کرد: این تصور که سازهها تخریب میشوند، وحشتانگیز است. ما نمیدانیم چه اتفاقی رخ میدهد؛ اما حلقه گمشده آن است که مردم نمیدانند در زمان زلزله باید چه کاری انجام دهند. مردم باید بدانند رفتار صحیح انسانی در هنگام وقوع زلزله چیست. ساختمانها در زلزله سرپل ذهاب که ساختوسازی مقاوم نداشتند به طور کامل نریختند که مردم را زیر آوار نابود کنند، بلکه آسیب دیدند. اگر مردم میدانستند در زمان زلزله چه اقدامی باید انجام میدادند بیشک تلفات کمتر بود.معصومی افزود: هرچه از زلزله ۲۹ آذر میگذرد خطر زلزله بعدی کمتر میشود؛ یعنی هرچه زمان طولانیتر شود نگرانی کمتر میشود. اگر به خاطر داشته باشید در زلزله ۵ دی ۱۳۸۲ در بم، ساعت 22:15 یک پیشلرزه ۵/۲ ریشتری آمد اما مردم به آن توجهی نکردند و در ساعت 5:25 صبح زلزلهای آمد که ۴۳ هزار و ۲۰۰ نفر را به کام مرگ کشاند.باز هم تاکید میکنم ما به غیر از بافت فرسوده، تخریب سازهها را نخواهیم داشت؛ اما زمان طلایی در رفتار گسلهای ایران در حد ۷ تا ۱۰ ساعت است. زلزله کرمانشاه نیز در ساعت ۹ شب یک پیشلرزه داشت که به آن توجه نکردند و پس از آن زلزله ۷/۲ به وقوع پیوست. درواقع به پیشلرزههای زلزله کرمانشاه توجهی نشده بود؛ یعنی هرچه زمان بیشتر میشود خطر وقوع زلزله برای تهران کمتر میشود.اما اگر زلزله رخ داد باید چه کرد؟ وی در پاسخ به این پرسش میگوید، وظیفه اصلی آن است که خود و خانوادهمان در کمتر از چند ثانیه به قسمتهای امن خانه پناه ببریم. تنها کاری که نباید در این زمان انجام داد، خروج از ساختمان است. محلهای امن شامل گوشه اتاقها و کنار ستونها میشود و باید صبر کرد تا زلزله تمام شود. در این زمان باید خونسردی را حفظ کرد و نباید از ساختمان خارج شد، در غیر این صورت آسیبپذیری افزایش پیدا میکند. ساختمانها باید مجهز به سامانه قطع اتومات گاز باشند تا خطر آتشسوزی در شهرهایی مانند تهران کاهش پیدا کند. وجود این سامانه در ساختمانها بسیار مهم است و میتواند اهالی ساختمان را هوشیار کند.