دکتر عبدالرسول خلیلی/استاد دانشگاه و کارشناس مناطق آزاد
خوشههای صنعتی مجموعهای از بنگاههای تجاری و غیرتجاری متمرکز در یک مکان جغرافیایی در یک منطقه اقتصادی را شامل میشود که برای تولید یک یا چند محصول نهایی مشابه و مرتبط برای کسب صرفههای اقتصادی بیرونی با یکدیگر ارتباطات عمودی و افقی برقرار کرده و ضمن رقابت با یکدیگر در بسیاری از موارد همکاری جمعی و اقدامات مشترک دارند.خوشه صنعتی عبارت است از مجموعهای از صنایع کوچک و متوسط و تشکلها و بنگاههای خدماتی که در یک رشته صنعتی با تکیه بر مزیتهای خاص و سرمایههای قوامیافته مناطق جغرافیایی با اهداف اقتصادی سازماندهی شدهاند. از حدود ۳ دهه پیش این الگوی منطقهای سازماندهی صنایع کوچک و متوسط در نقاط مختلف جهان در رشتههای متعدد صنعتی پیاده شده است که از نتایج آن میتوان به جهانی شدن اقتصادهای محلی، افزایش درآمد سرانه آنها، ایجاد اشتغال و رشد و توسعه درونزای مبتنیبر توانمندیهای این مناطق اشاره کرد. درباره چگونگی تشکیل و رشد خوشههای صنعتی در مناطق آزاد و ویژه باید گفت؛ برای شکلگیری تجمعها و نهادهای ارتباطی و هماهنگی بین آنها پیششرطهایی وجود دارد که مهمترین آنها شامل توافق کلی و اصولی درباره اهداف اصلی مانند بالا بردن کارآمدی تولید، افزایش درآمد، ایجاد نوآوری و ورود به بازارهای بینالمللی، تجمیع شرکتها و یا وجود شبکهای قوی از شرکتهای کوچک که در یک زمینه خاص و مستقل تخصص دارند، وجود مهارتها و تواناییهای لازم، شناخت قوی از ویژگیهای صنعت مورد نظر و تمایل به بحث و تبادل نظر برای ارتقای مهارتهای فنی و اقتصادی در میان گروههای ذینفع، وجود روحیه تجاری در اشخاص، وجود انجمنهای صنفی و اتحادیههای کارگری، وجود فضای قانونگذاری مناسب، وجود موسسات علمی- کاربردی که مهارتهای طراحی و فناوریک را ارائه دهند، نبود مانع برای ایجاد تغییرات در تولید و وجود تقاضای بالا برای محصولات میشود. اما در این میان توسعه صنایع در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی پیامدهایی دارد که به آن اشاره میشود؛ صنایع کوچک دستکم از ۴ جنبه به اقتصاد جهانی کمک میکنند؛ نخست کارآفرینی است به نحوی که صنایع کوچک با کمک به رشد روحیه کارآفرینی و ایفای نقش عامل تغییر در اقتصاد امروز، به رشد و توسعه اقتصادی کمک میکنند. جنبه بعدی، نوآوری است با این توضیح که صنایع کوچک نقش مهمی در فرآیند تغییر فناوری بر عهده دارند؛ آنها منبع قابل توجهی از فعالیتهای نوآوری هستند. پویایی صنعت نیز جنبه سوم است؛ صنایع کوچک نقش مهمی در فرآیند تحول صنعت بر عهده دارند. در پایان نیز ایجاد فرصتهای شغلی مطرح است؛ صنایع کوچک در سالهای اخیر سهم قابل ملاحظهای در ایجاد شغلهای جدید داشتهاند. به دلیل مزایا و قابلیتهای بسیار زیاد شرکتهای کوچک و متوسط و نقش برجستهای که آنها در اقتصاد کشورها دارند بهویژه با توجه به مسائل و مشکلاتی که این گروه از بنگاهها با آن روبهرو هستند، در کشورهای پیشرفته جهان حمایتهای گوناگونی از این شرکتها به عمل میآید که باعث افزایش کارآمدی آنها شده بهگونهای که در حال حاضر بیشتر کشورهای جهان شاهد افزایش تعداد این گروه از شرکتها هستند. در کشور ما نیز جا دارد تا با تاسیس شرکتها و موسسههای تامینکننده مالی، این نوآوران اقتصادی را حمایت کرده تا اینگونه حمایتها در کشور نهادینه شود.