تکدیگران به عنوان جلوهای از افراد ناهمنوا و کجرو به نمادی برای کلانشهرها و مراکز استانها تبدیل شدهاند و این در حالی است که این هنجار شکنان، بر اساس نظام عرضه و تقاضا هر روز قدرتمندتر میشوند.
به گزارش پایگاه خبری گسترش ، در واقع این افراد عرضهکننده مفاهیمی از قبیل ترحم و هم نوع دوستی هستند و افراد جامعه هم به عنوان متقضیان این مفاهیم، در قبال پر کردن خلاءهای احساسی خود، هزینهای به متکدیان میپردازند.در بررسی علل رشد قارچ گونه تکدیگری در ایران، علم جامعهشناسی به کمک کارشناسان آمده است. آن گونه که با پرداختن به دلایل شکلگیری این رفتار ناهجار، میتوان به رفع این بحران امیدوار بود. محمد علایی نسب، جامعه شناس در گفتوگو با خبرنگار پایگاه خبری گسترش در تحلیل علل پدید آمدن تکدیگری از منظر جامعه شناسی اظهار کرد: تکدی گری از نگاه جامعه شناختی با استفاده از نظریات رابرت مرتون -که در خصوص کجروها و منحرفین اجتماعی است- قابلیت تحلیل دارد. وی افزود: مرتون چهار دسته از ناهمنوایان را براساس هدف و وسیله دستیابی به آن معرفی کرده است. بر اساس این نظریه، یکی از انواع افراد ناهمنوا و کجرو، افرادی هستند که برای دستیابی به هدفی که از سوی ساختار یا به عبارتی جامعه پذیرفته شدهاند، از ابزارها و وسایلی استفاده میکنند که پذیرفته شده نیستند. بر این اساس، رفتار متکدیان در قبال کسب درآمد را میتوان در این دسته قرار داد. به عبارت دیگر، این دسته، افرادی هستند که به نوعی از ابداع و نوآوری برای رسیدن به هدفشان (کسب درآمد) متوسل شدهاند.
کسب ثروت در میان ایرانیان یک هدف است علایی نسب ادامه داد: در ایران ارزشهای مادی و کسب ثروت و قدرت به طور عمده دیده میشوند و به عنوان هدفی پذیرفته شده شناخته میشود. با وجود این، محدودیتها و کمبودهایی برای تحقق این اهداف وجود دارد. در شرایط تطابق نداشتن هدف و ابزار رسیدن به آن، شاهد رواج یافتن رفتارهای ناهمنوا هستیم و پیامدهای آن به صورت هنجارشکنی و انواع آسیبهای اجتماعی از جمله سرقت، روسپیگری، تکدیگری، قاچاق مواد مخدر و غیره در جامعه مشاهده میشود که این رفتارها روز به روز در حال افزایش هستند. وی تصریح کرد: متکدیان نیز به عنوان یکی از گروههای ناهمنوا برای کسب ثروت و درآمد به روشی ابداعی دست زدهاند و با رفتارهای مختلف، نسبت به برانگیختن احساسات در جهت کسب درآمد بیشتر، فعال شدهاند. این جامعهشناس گفت: این تحلیل متوجه سطوح خرد و رفتار فرد متکدی میشود که میتوان همین مبنای نظری را به فعالیتهای تکدیگری در قالب فعالیتهای سازماندهی شده توسط گروههای ناهمنوا و ساختارهای منسجمتر نیز تعمیم داد. به گفته علایی نسب، در چنین شرایطی است که اصلاح ساختارهای اجتماعی، متناسب با ارزشها و اهداف نوین و هماهنگ با نیازهای روزآمد مردم -به ویژه جوانان- ضرورت پیدا میکند. این جامعه شناس در ادامه تحلیل مقوله تکدیگری، از نظریه عرضه و تقاضا در علم اقتصاد نیز بهره جست و اظهار کرد: رواج تکدیگری از نظر عرضه و تقاضا نیز قابل تحلیل است. در این نظام، عرضهکننده، متکدیان هستند. این افراد در ساختار فرهنگی و اجتماعی موجود، در حال عرضه مفاهیمی از قبیل ترحم، هم نوع دوستی، کمک و حمایت، نجات دیگری، تامین معاش دیگری و... هستند و در مقابل افراد کمک دهنده در این گفتمان همان تقاضاکنندگان در بازار تلقی میشوند که در قبال دریافت این احساسات و رفع نیاز روحی خود، هزینه آن را میپردازند. وی گفت: در منطق بازار، عرضه و تقاضا همواره بسوی تعادل در حال حرکت است و تنها نیروهای قهری این فرآیند را در کنترل خود قرار میدهد. علایی نسب تصریح کرد: کارکردگرایان این فرآیند را کارکردی دیده و فرآیند آن را حرکت بسوی تعادل جامعه تعبیر میکنند. از این رو، در آمد زیاد متکدیان در مقایسه با سایر گروهها نیز در قالب نظام عرضه و تقاضا (یا همان نظام بازار) قابل توجیه است.