|

دل‌نوشته‌ای برای یوز ایرانی

فهرست محتوا

کتایون ملکی - روزنامه‌نگار

شاید در ابتدا تنها برای تهیه گزارش از اکران خصوصی مستند « در گرداب انقراض» راهی سازمان ایمیدرو شدم، اما شروع این فیلم و دیدن استادان حاضر در آن مرا به سال‌های دانشجویی برد. در چند دقیقه نخست، صحبت‌های مطرح شده در فیلم، یادآور کلاس‌های درس بود که پشت سر گذاشته بودم اما هرچه به جلو می‌رفتیم دیدن فیلم و دنبال کردن ماجراهای پیش‌آمده برای «کوشکی و دلبر» و دیگر یوزهای حاضر در این مستند بسیار جذاب می‌شد. دیدن فیلم به اندازه‌ای تاثیرگذار بود که با دیدن صحنه‌هایی از کشته شدن یوزپلنگ‌های ماده در کنار جاده، اشک در چشمانم جمع می‌شد. با دیدن صحنه‌های تلخ و شیرین این فیلم فقط یک فکر از پس ذهن می‌گذرد، هرچند امروز در عصر دیجیتال و فناوری زندگی می‌کنیم و همه در تلاشیم تا با درآمدهای بسیار، زندگی بی‌دغدغه‌ای داشته باشیم اما در ابتدای زنجیره حیات جانورانی از جمله یوز ایران که نماد ملی به شمار می‌روند در حال انقراضند و هنوز تعدادی به بهانه درآمد بسیار، دست به شکار آن می‌زنند.به عنوان کسی که در رشته محیط‌زیست تحصیل کرده است، دیدن و شنیدن چنین اخباری دردناک است. در اینجاست که آه حسرتی کشیده و آرزو می‌کنم، ای کاش در کنار پیشرفت‌های گوناگون در حوزه‌های مختلف که منجر به توسعه اقتصاد می‌شود، حفظ محیط‌زیست را با جان و دل پذیرا باشیم. ساخت و نمایش هرچه بیشتر چنین فیلم‌هایی می‌تواند توسعه پایدار را رقم زند؛ توسعه‌ای که به حفظ محیط‌زیست می‌انجامد و معدن در کنار محیط‌زیست به حفظ حیات وحش کمک می‌کند. فرهنگ‌سازی در میان مردمان جامعه می‌تواند به این آرزو جامه عمل بپوشاند. البته سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) سعی بر آن داشته فرهنگ‌سازی برای حفظ محیط‌زیست در بخش معدن را توسعه داده تا بتواند فعالیت‌های معدنی را در کنار حفظ محیط‌زیست اجرایی کند. این اتفاق معدن را بیش از گذشته به محیط‌زیست نزدیک می‌کند و اختلافات موجود را کاهش می‌دهد.

دل‌نوشته‌ای برای یوز ایرانی
کد خبر: ۲۵۵۳۳
۰۶ دی ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۳
ارسال نظر
captcha