سیدعلی گرامیان
در توضیح اصول مدیریت، نکاتی وجود دارد و مشخصاتی برای مدیر لازم است که بعضی از آنها را یادآور میشوم. اخلاص مدیر آنگاه که مسئولیتی را پذیرفت، باید خود را برای انجام شایسته آن مسئولیت مجهز و ممحض کند و همه توش و توان فکری و عملی خود را در آن راه به کار گیرد. اگر چنین کند و از خداوند یاری بخواهد، به طور قطع در ادای مسئولیت خود موفق، در نزد خداوند ماجور و در نزد مردم مشکور خواهد بود، اما چنانچه در ادای مسئولیت خود سستی کند یا عنوان و جایگاه خود را وسیله استفاده از رانتهای ارتباطی برای جمع مال یا نردبان مقامهای فراتر قرار دهد، در کارش مراتب اخلاص را رعایت نکرده و نسبت به جایگاه خود جفا کرده است. چنین کسی مورد اغوای شیطان قرار خواهد گرفت و در کمین شیطان خواهد افتاد، چه آنکه شیطان در مقام عداوت با انسان سوگند یاد کرده که: «فَبِعِزَّتِک لَأُغْوِینَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلَّا عِبَادَک مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ» (سوره ص آیه ۸۲) انگیزه و آرمان انگیزه و آرمان، سکوی پرتاب و بال پرواز انسان است به سوی هدف. انسان بیانگیزه و آرمان مانند شخص نیمه فلج یا مرغ پرشکسته است که توان حرکت و پرواز ندارد، مدیر باید در انجام مسئولیتی که میپذیرد، صاحب عشق و انگیزه باشد. برای مثال، شخصی که در جایی مانند وزارت صنعت، معدن و تجارت در هر مرتبهای که مسئولیت میپذیرد، باید نسبت به خوداتکایی صنعتی و استقلال اقتصادی کشور صاحب عشق و انگیزه باشد و بدنه مدیریتی خود را به تحرک و تلاش وادارد و اگر چنین انگیزهای در او نباشد، کار چندانی از او ساخته نیست. اما بالاترین و مقدسترین انگیزه، آرمان داشتن در جهت جلب رضای خداوند است، از قبیل انگیزه و آرمان خدایی که در علیبنابیطالب علیهالسلام بود. او در مقام عبادت خدا، عرض میکرد: «الهی ما عَبَدتُک خَوفاً من نارِک و لا طَمَعاً فی جَنَّتِک بَل وَجَدتُک أهلاً للعبادة فَعَبَدتُک» خدای من، تو را به دلیل ترس از جهنمت عبادت نمیکنم و به دلیل طمع بهشتت تو را عبادت نمیکنم، بلکه دریافتم تو شایسته پرستش هستی، از این جهت تو را پرستش میکنم و همان مقامی که سیدالشهدا در بستر شهادت اظهار کرد: «إلهِى رِضًى بِقَضائِکَ و تسلیماً لِامرک، لا مَعبودَ سِواکَ» این بالاترین مقام آرمانی انسان است «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکبَرُ» (سوره توبه آیه ۷۲). نمونه بارز این مدیریت آرمانی در زمان ما، در حضرت امام بود، امام این آیه از قرآن را شعار و دثار خود قرار داده بود: «قل انما اعظکم بواحده أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى» چه تنها و چه همراه، برای خدا حرکت کنید. امام بارها در مسیر انقلاب اظهار میکرد، اگر تنها بمانم از پای نخواهم ایستاد و راه مبارزه با ستم و طاغوت و اعلای کلمه الله را ادامه خواهم داد. او توانست این انگیزه الهی را به آحاد ملت القا کند و همگان را یکپارچه در جهت هدف به حرکت درآورد. مدیران در نظام اسلامی، میتوانند مدیریت حضرت امام را الگو و سرمشق خود قرار دهند. ادامه دارد...