سیدحمید حسینی - کارشناس اقتصاد
سند چشمانداز کشور در صنعت فولاد و در افق ۱۴۰۴، تولید ۵۵ میلیون تن محصول را پیشبینی کرده است، در حالی که یکی از زیرساختهای اصلی برای دستیابی به افق ۱۴۰۴ در صنعت فولاد و تولید ۵۵ میلیون تن فولاد، انرژی است. البته حرف درباره سند چشمانداز بسیار است. به اعتقاد من در کشور بهجای برنامهریزی، بیشتر برنامهنویسی میشود در حالی که مفهوم سند چشمانداز در دنیا متفاوت بوده و به معنای تجمیع ارادههاست. درواقع این سند حاکی از جمع شدن ارادههایی است که میخواهند کاری انجام دهند و به دنبال آن توسعه را رقم بزنند. حال این پرسش مطرح است که آیا سند چشمانداز نوشتهشده در کشور ما بر اساس تجمیع ارادهها نوشته شده است؟ از نگاه من پاسخ خیر است. شاید در کشور ما سند چشمانداز تنها هدفها یا افقهایی است که به تعبیری میتوان برخی از آنها را آرزو دانست و شاید تحقق برخی از این اهداف کار آسانی نباشد. درنتیجه شاید نتوان به برخی از این اهداف دسترسی پیدا کرد. حال با توجه به مطالب یاد شده باید به این نکته اشاره کرد که در تنظیم سند چشمانداز یا برنامههای ۵ ساله، مسیر را اشتباه طی میکنیم. اگر نگاهی به بخش معدن ایران بیندازیم خواهیم دید این بخش دارای ظرفیتهای بسیاری است که میتواند نقش خوبی در اقتصاد داشته باشد، اما متاسفانه سهم بخش معدن در تولید ناخالص ملی بسیار کم است. درواقع این سهم با ظرفیتهای موجود در کشور چندان هماهنگ نبوده و به نوعی آن طور که باید از ظرفیتهای موجود بهرهبرداری نکردهایم. شاید بهترین استراتژی که میتوان برای توسعه اقتصادی کشور پیش گرفت تلفیق معدن و انرژی باشد.البته به نظر من انرژی خود یک نوع معدن است اما اگر بهجای سرمایهگذاری در بسیاری از حوزهها که ایران در آنها چندان مزیتی ندارد (مانند صنعت خودرو، الکترونیک و....) به دنبال ورود به حوزه معدن یا انرژی باشیم، اتفاقات بهتری را شاهد خواهیم بود. انرژی بهصورت ذاتی در ایران ارزان است، برای نمونه در صادرات گاز، هزینه انتقال هر ۱۰۰ کیلومتر، ۱ سنت است. حال میتوانیم با استفاده از این مزیت ارزش افزوده بیشتری را در بخش معدن شاهد باشیم. گاز در کشور ما ارزان است و ما میتوانیم گاز موجود در کشور را با سنگآهن ترکیب کرده و فولاد تولید کنیم. حتی میتوان گاز را با سیلیس ترکیب و شیشه تولید کرد. با استفاده از این موضوع میتوانیم بزرگترین تولیدکننده شیشه در خاورمیانه باشیم و سهم خوبی در بازار کسب کنیم. اگر استراتژی درستی برای تلفیق معدن و انرژی داشته باشیم بهآسانی میتوان بازار تولید خاورمیانه را در دست گرفت. جالب است که تنها رقیب ما در صنایع سنگین منطقه، ترکیه است. با این استراتژی بهراحتی با در اختیار داشتن انرژی، نیروی کار تحصیلکرده و موقعیت جغرافیایی در این صنایع حرفی برای گفتن خواهیم داشت. تلفیق انرژی با معدن میتواند برای کشور، شغل، درآمد و امنیت ایجاد کند. باید این گفتمان در اقتصاد کشور ترویج پیدا کند تا بهجای خامفروشی از انرژی ارزان، استفاده و با تلفیق این ۲، محصولی با ارزش افزوده بالا تولید کرد. خوشبختانه در زیرساخت وضعیت نامناسبی نداریم درنتیجه باید به دنبال استفاده بهینه از ظرفیتهای موجود در کشور باشیم.