|

بزرگ ابرچالش‌ها

فهرست محتوا

محسن جلال‌پور/ فعال اقتصادی

اقتصاددانان بارها تاکید کرده‌اند که کیفیت سیاست‌گذاری در ایران تنزل پیدا کرده است. تحلیلگران اقتصادی هم عقیده هستند که اقتصاد ایران ۶ تا ۱۰ ابرچالش جدی دارد که ظرفیت بحران‌سازی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دارند. ناظران اقتصادی همین‌طور بر این باورند که به تعویق انداختن حل‌وفصل مشکلات اقتصادی، بسیار زیان‌بار خواهد بود به این دلیل که ابرچالش‌های اقتصادی از نقطه‌ای به بعد دیگر راه‌حل اقتصادی ندارند و تبدیل به مشکلات اجتماعی، سیاسی و امنیتی می‌شوند. حالا که به چنین روزی افتاده‌ایم، چرا به فکر اصلاح امور نیستیم؟ اقتصاددانان سازوکار نامناسب حکمرانی را دلیل اصلی ناتوانی در حل و فصل مسائل می‌دانند. برای نمونه در اسناد بالادستی تاکید شده که دستیابی به نرخ رشد ۸درصدی یک ضرورت است. مطالعات نشان می‌دهد برای رسیدن به این میزان رشد، اقتصاد کشور به ۱۵۰ تا ۱۸۰ میلیارد دلار سرمایه در سال نیاز دارد. آیا امکان تجهیز چنین سرمایه‌ای از منابع داخلی و خارجی وجود دارد؟ فضای سیاسی و اقتصادی ما چقدر باثبات است که امکان جذب این میزان سرمایه وجود داشته باشد؟ بر اساس کدام مزیت‌ها می‌توانیم سرمایه‌گذاران بین‌المللی را متقاعد کنیم که به جای سرمایه‌گذاری در کشورهای سنگاپور، امارات متحده عربی، تایوان و حتی ترکیه، به ایران بیایند و در بخش‌های مختلف کشور ما سرمایه‌گذاری کنند؟ حکمرانی به طور کلی سازوکار ارائه خدمات عمومی است که برای اداره مطلوب جامعه و اقتصاد ضروری‌اند. حکمرانی خوب یعنی سازوکار مناسب برای ارائه کارآمد خدمات عمومی در جهت منافع همگانی. چنین سازوکاری باید چند مشخصه پایه‌ای داشته باشد: از همه مهم‌تر قانونمندی و حساب و کتاب روشن و شفاف در سیاست‌گذاری و امور اجرایی کشور است. مشخصه دوم، کارایی دستگاه‌های اجرایی، قوای مقننه و قضایی در طراحی، پیاده‌سازی و اعمال درست قوانین و سیاست‌هاست. مشخصه سومی که می‌توان برای حکمرانی خوب برشمرد، ثبات در نظام سیاسی با تغییرات قاعده‌مند است. چهارمین مشخصه حکمرانی خوب نیز طراحی نظام بازخورد برای حساب‌کشی مردم از مجریان امور است. گام نخست در اصلاح این ساختار قدیمی، نوسازی فکر و تغییر انگاره‌های ذهنی و پارادایم کشورداری است. تفکر حاکم بر سیاست‌گذاری در کشور ما کهنه و قدیمی است. ما درک درستی از تحولات اقتصادی بین‌المللی نداریم. سیاست‌گذار به دلایل مختلف، به سندروم تعلل مبتلا شده است. نظام بازخورد در کشور ما مخدوش است. در سال‌های گذشته شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی در خیلی از کشورها بوده‌ایم. برخی تجربه‌ها مثبت و برخی منفی‌اند. تجربه کشورهایی مانند ترکیه و چین در اصلاح سازوکارحکمرانی پیش‌روی ما است و با تجربه تلخ کشورهای تونس، ونزوئلا، مصر و یونان نیز آشنایی داریم. ترکیه و چین توانستند با تغییر پارادایم اقتصادی، به رشد اقتصادی و در نتیجه ثبات سیاسی دست پیداکنند اما ۴ کشور تونس، ونزوئلا، مصر و یونان از اصلاحات ساختاری در اقتصاد غفلت کردند و در باتلاق بی‌ثباتی گرفتار شدند. تونس و مصر نتوانستند در مقابل اعتراض جمعیت جوان جویای کار دوام بیاورند و تاوان سیاست‌های نادرست اقتصادی را با سقوط سیاسی پرداختند. تاوان یونان و ونزوئلا در استفاده نادرست از منابع مالی ارزان‌قیمت، شورش‌های اجتماعی و گرفتاری‌های حاد سیاسی است که همچنان ادامه دارد. در مقابل، ترکیه در سال‌های ابتدایی دهه ۱۳۶۰ سیاست جایگزینی واردات را با وجود تضاد منافعی که نظامیان و کمالیست‌ها داشتند، کنار گذاشت و آزادسازی اقتصادی را در دستور کار قرار داد.فراموش نکنیم که ایران گرفتار چند ابرچالش کمرشکن است. اگر ریل حکمرانی و کیفیت سیاست‌گذاری را ارتقا ندهیم و در همین مسیر گام برداریم، چه آینده‌ای در انتظارمان خواهد بود؟

بزرگ ابرچالش‌ها
کد خبر: ۲۱۵۶۹
۱۶ آبان ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۹
ارسال نظر
captcha