بهرام شهریاری /کارشناس اقتصاد
قرار است دولت دوازدهم نقطهضعفهای بخش صنعت را برطرف کند. اگر این دولت میخواهد سازوکاری را فراهم کند که محور درآمد دولت از مالیات باشد و بحث صادرات را دنبال کنند بهطور قطع باید در این زمینه برنامهریزی صحیح و دقیقی در نظر گرفته شود. این سوال پیش میآید که آیا در همه زمینهها میتوانیم تولید داشته باشیم یا خیر؟ بنابراین مسئولان باید بدانند در چه زمینهای باید تولید داشته باشیم و اگر قرار است تولید داشته باشیم با چه حجم تولیدی باید انجام شود؟ آیا واحدهای کوچک میتوانند پاسخگو باشند؟ آیا هر جایی که ما نه برحسب واقعیتها و ضرورتها بلکه برحسب سیاست تشکیلاتی راهاندازی میکنیم، اقتصادی است؟ بنابراین چون این تشکیلات اقتصادی نیستند باعث میشود نرخ تمامشده کالاها بالا برود و همین امر قدرت رقابت در دیگر بازارها را کاهش میدهد، در نتیجه کالاها امکان صادرات پیدا نمیکنند. مسلم است محیط کسبوکار ایران مناسب نیست که بتوانیم با بازارهای هدف و کشورهای خارجی رقابت داشته باشیم. همچنین بهره بانکی و هزینههای سربار بالا داریم و همه این عوامل باعث میشود به شکل مطلوب نتوانیم به آنچه فکر میکنیم دست پیدا کنیم. برنامهها نباید در حد حرف و شعار باشد بلکه باید به آنها عمل کرد. باید یک برنامه برای توسعه اقتصادی در نظر گرفته شود. آیا صنعت خودرو بهعنوان یکی از صنایع کلیدی است یا خیر؟ اگر است چرا وضعیتی به این شکل دارد که باید وابسته به خارجیها باشیم. معتقدم باید بنیادی عمل کنیم بهطوری که خودروساز شویم نه اینکه به شکل مونتاژکار عمل کنیم. بنابراین زمانی که برنامه عملیاتی نداشته باشیم نمیتوانیم به شکل مطلوب در دیگر کشورها دیده شویم. دولت باید به تدوین برنامه توسعه اقتصادی برمبنای واقعیتهای جامعه و مزیتهایی که میتواند ایجاد کند اقدام کند. همچنین دولت باید رشتههایی که در آنها ضروری است فعالیت شود را مشخص کرده و پیشنیازهای آنها را تببین کند که چگونه عمل کنند. بهعنوان نمونه زمانی که صنعت فولاد ما تولید دارد و تولید را صادر میکند غلط است، تولید باید در خدمت صنایع پاییندستی قرار بگیرد که بتواند ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند. بنابراین لازم است یک برنامه کلان توسعه صنعتی که بتواند محور صنعت را تحت تاثیر قرار دهد، درنظر گرفته شود و صنایع مکلف شوند که در چه حوزهای حرکت کنند.