محمود دولتآبادی/ نویسنده
علیاشرف درویشیان، نویسنده مردمان تهیدست و نکبتزده لایههای ناپیدای جامعه ما درگذشت. علیاشرف بیمار یک مریضیِ باستانی در سرزمین ما ایران بود و آرزومند آنکه روزی- روزگاری این بیماری درمان بشود که البته نشد و به نظر میرسد به این زودیها هم شدنی نخواهد بود! البته علیاشرف خودش در کشاکش زمانه و دشواریهای آن بیمار شد و چنان سنگین که چون دکتر خسرو پارسا- که خداش بدارد- مرا خبر داد بروم بالینش، علیاشرف تقریبا مرده بود. با وجود این به گواهی من، دکتر دست به کار بزرگی زد که این روزها به آن میگویند«ریسک». بدیهی است آن دقت نظر و عمل موثر افتاد و علیاشرف بازگشت و آن بیشتر به یک اتفاق استثنایی تعبیر تواند شد و زان پس دشواری زیستی شهناز دارابیان گرامی ( همسر علیاشرف) ده چندان شد؛ چون تیمار انسانی که قادر نبود خودش را اداره کند برای هیچ بانویی آسان نیست و برای خانم دارابیان با وجود مشکلاتی که همه آشناییم چند چندان دشوار بود. به این ترتیب بیش از هر که من به شهناز دارابیان تسلیت و خداقوت میگویم و همدردی خود را بیان میدارم و مایلم بیفزایم که جامعه ادبی- فرهنگی ایران، از آن جمله من، قدردان فداکاری و از خود گذشتگی بانویی که ایشان است هستیم و او را همچنان گرامی و محترم خواهیم داشت.