سرنوشت آبادان با محرومیت درآمیخته و با اینکه منابع و ظرفیتهای عظیمی برای رفع محرومیت در این منطقه وجود دارد اما هرگز بومیهای این منطقه رنگ توسعه را در زندگیهای خودشان ندیدهاند.
نخستین پالایشگاه نفت خاورمیانه در آبادان ساخته شد، نفت این منطقه به بسیاری از کشورهای دنیا صادر میشود و خط انتقال خوراک پتروشیمی برای دیگر استانها نیز از حاشیه همین شهر میگذرد اما در برخی خیابانهای این شهر رد چندانی از آسفالت که یکی از سادهترین مشتقات نفتی است هم دیده نمیشود.با اینکه بار توسعه ایران بر دوش نفت و مشتقات آن است اما ساختمانهای زیادی در این منطقه نفتخیز دیده میشود که هنوز رد ترکش و خمپارههای عراقی روی آن مانده و هیچ اثری از توسعه دیده نمیشود. بیکاری و محرومیت سهم آبادان از نفت است. «پایگاه خبری گسترش» در ادامه دلایل این مشکلات را از غلامرضا شرفی، نماینده آبادان در مجلس شورای اسلامی پرسیده و پاسخ او نیز آمده است.
چرا آبادان هنوز هم یکی از محرومترین مناطق ایران به شمار میرود و سبد اشتغال نفتی در آبادان با نیروهای غیربومی پر میشود؟ نخستین پیششرط توسعه در کشورها، جانمایی صنایع و اشتغالزایی متناسب با زیرساختهای آن منطقه است که در ایران متاسفانه وجود نداشت. به عبارتی از بعد انقلاب اسلامی تاکنون هنوز برنامه جامعی برای توسعه ایران متناسب با ظرفیتهای جغرافیایی و طبیعی وجود ندارد. توسعه نیاز به نقشه راه دارد و نمیتوان بدون نقشه راه توسعه به آن دست یافت. دلیل اینکه در بسیاری از پروژهها شکست خوردهایم نیز همین موضوع است. این مشکل در مناطق نفتخیز بیشتر میشود. زمانی که ما نقشه راه برای توسعه آبادان یا هر منطقه نفتخیز دیگری نداشته باشیم، عدهای برای توسعه خودشان برنامهریزی میکنند. به همین دلیل مناطق نفتخیز ایران همیشه از محرومترین مناطق بودهاند.
برای مناطقی که دارای مزیت چندانی برای توسعه نیستند، چطور باید برنامهریزی کرد؟ این موضوع در ایران چندان مطرح نیست. ما در کشوری هستیم که دسترسی به نفت، دریا، کشاورزی، ظرفیتهای گردشگری و بسیاری از موارد دیگر داریم. بر این اساس منطقهای در کشور وجود ندارد که مزیت اصلی برای توسعه پایدار نداشته باشد. با این حال اگر هم چنین موضوعی در ایران وجود داشته باشد، ابتدا باید از ظرفیتهای موجود استفاده کنیم و بعد برای مناطقی که مزیت چندانی برای توسعه ندارند، سیاستگذاری کنیم. این کار زمانی انجام میشود که سطح توسعهیافتگی و نقدینگی دولت بالا باشد. برای این کار ابتدا باید از آنچه داریم بهترین استفاده را داشته باشیم. در این صورت میتوان برای مناطق کممزیت، مزیتسازی کرد. آنچه اکنون اهمیت زیادی دارد این است که با توجه به زیرساختها و مزیتها مناطق را بررسی و برای توسعه پایدار آنها نقشه راه ترسیم کنیم. شمال و جنوب ایران دریا دارد و جنوب منابع عظیم نفت و گاز داریم اما شاهد سیاستهای اشتباهی در این زمینه هستیم. متاسفانه از این مزیتها در مناطق استفاده مناسبی نمیشود. نباید توقع داشت یک منطقه که نفت دارد در محرومیت بماند تا منطقه دیگری به رشد بیشتر دست یابد. سیاستهایی که تاکنون داشتهایم، اجازه توسعه پایدار و متوازن را نداده است.
موضوع انتقال آب از جنوب به مرکز و انتقال خوراک پتروشیمی از جنوب به شمال غرب مطرح شده و این طرحها مورد انتقادهایی قرارگرفته، این طرحها را چطور میبینید؟ تاکنون طرحهای اینچنینی زیاد داشتیم. طرحهایی که با فشار سیاسی و قلدری تعریف میشوند. سرمایه کشور برای آنها هزینه میشود و بعد از مدتی به این نتیجه میرسیم که جانمایی اشتباه بود و هزینه نگهداری بیش از درآمد است. با قلدری و زورگویی ممکن است فردی یا جریانی از یک اتفاق بهرهمند شود اما محال است توسعه پایدار به وجود بیاید.
با توجه به نگاهی که به توسعه پایدار و استفاده از مزیتهای بومی دارید، چرا آبادان هنوز یکی از محرومترین مناطق کشور است و رتبه بسیار پایینی در اشتغال بومی دارد؟ استان خوزستان و آبادان مزیتهای بیشماری دارند که استفاده مناسبی از آنها نمیشود و دلیل این موضوع هم در نبود نقشه راه توسعه است. خوزستان پرآبترین و حاصلخیزترین استان کشور است. در ۵ سال گذشته رتبه نخست تولید غلات برای خوزستان بود و این در حالی است که تنها ۴۰ درصد از دشتهای حاصلخیز خوزستان زیر کشت است. نخستین پالایشگاه نفت خاورمیانه در آبادان بود. آبادان ۱۰۰ سال بار توسعه ایران را به دوش کشید اما یکی از محرومترین مناطق ایران است. دلیل این موضوع هم زورگویی و نبود نقشه راه توسعه است. این مشکل فقط برای آبادان نیست. هرکدام از مناطق نفتخیز ایران را که ببینیم همینطور است. اشتغالزایی بومی، استفاده از ظرفیتهای منطقه و توسعه مناطق نفتخیز تنها شعار است. زمانی که پتروشیمی در آبادان تعریف شد از همه ایران به سمت آبادان آمدند. این اتفاق خوبی بود و میشد با توسعه آبادان و اشتغالزایی بومی به اشتغالزایی غیربومی هم پرداخت و به نوعی کل کشور را بر مبنای سیاستهای درست از منابع آبادان بهرهمند کرد اما این اتفاق رخ نداد. نه آبادان از منابع خودش استفاده کرد نه باقی بخشهای محروم کشور؛ تنها عدهای خاص از این منابع بهرهمند شدند. همانطور که گفتم به ضرب چوب و چماق توسعه ایجاد نمیشود اما ممکن است عدهای به منافع خود دست یابند.
یکی از سیاستهایی که تاکنون در دنیا پیش گرفته شده، تغییر زیرساخت است. فکر میکنید در ایران با تغییر زیرساخت مشکل بیکاری مناطق محروم برطرف میشود؟ این کار شدنی است و تجربههای موفق بسیاری هم در دنیا داشتهایم اما نیاز به زمینههای بسیاری دارد. یکی از مهمترین شاخصهایی که برای این کار نیاز داریم این است که میزان درآمد ملی، دانش فنی و نقشه توسعه در کشور رد بسیار زیادی داشته باشد. در شرایط کنونی این کار شدنی نیست. تغییر زیرساخت منطقه هزینه بسیار زیادی دارد که اکنون ایران از پس آن بر نمیآید. بررسی طرحهای بزرگی که تاکنون به وجود آمده به روشنی این موضوع را اثبات میکند. عمده طرحهای آببر در کویریترین منطقه ایران ایجاد شده است. امروزه دولت با تامین آب برای این صنایع مواجه شده و ادامه این روند یعنی از بین رفتن سرمایههای بسیار کلان.فشارهایی که در دورههای گذشته وارد شد و عده را منتفع کرد، مسیر توسعه در ایران را با مشکلات بسیاری روبهرو کرد. اکنون اشتغالزایی مناطق محروم یکی از بزرگترین چالشهای دولت است. این اتفاق در حالی رخ داده که عمده مناطق محروم در ایران از بزرگترین مزیتهای اقتصادی برای اشتغالزایی، افزایش سرمایه، ایجاد ارزش افزوده و موارد اینچنینی برخوردار است. این فشارها باعث شد اقتصاد، صنعت و اشتغال در ایران منفعل شود.
یکی از موضوعاتی که برای توسعه مناطق محروم و نفتخیز در نظر گرفته شد، پرداخت ۳ درصد از درآمد مناطق عملیاتی برای پروژههایی با عنوان مسئولیت اجتماعی بود. آیا این مبلغ تاکنون هزینه شده است؟ در آبادان این ۳ درصد محقق نشده و مشکلاتی که به دلیل محرومیت این منطقه وجود دارد همچنان پابرجاست.