صفیه رضایی - روزنامهنگار
ارتباط فرهنگ، اقتصاد و فقر را میتوان در نوع چیدمان منازل یا غذایی که افراد میخورند، تصور کرد. بسیار هستند کسانی که میخواهند فقط چیزی بخورند و به ظرف زیر دست خود چندان توجه نمیکنند. به عبارتی، تفکر سیر کردن شکم وقتی حاکم باشد فرق نمیکند غذا را در قابلمه بخوریم یا در بشقابی زیبا. همین مثال را در صنعت به کار ببریم. خواهیم دید که این رویکرد دیده میشود چون ناشی از تفکر برخاسته از اکثریت جامعه در دورانی طولانی بوده است. در این زمان وقتی میگویند بستهبندی مناسب همگان فکر میکنند چه عبارت لوکس و شیکی و لابد حقهای در کار است. در حالی که بستهبندی تنها ویژگی جذابیت را برای یک محصول نهایی نمیکند که ضامن سلامت و ماندگاری آن است. از این رو پیشنهاد میشود که برای تغییر تفکر غالب جامعه که گاهی چندان توجه به نوع پوشش محصول نمیکنند و دنبال نشان تجاری آن هستند واژههایی ملموس و هم معنی برای بستهبندی پیدا کنیم. واژگانی که میتواند عنصر کیفیت را بیشتر از جذابیت نمایان کند. واژگانی که این طرز تفکر را ایجاد نکند که بستهبندی به وجودآورنده هزینه بیشتر است که در نهایت مصرفکننده آن حقهای پایدار بداند و تولیدکننده از انجام آن سر باززند بلکه باید برای بسترسازی برای ایجاد و توسعه یک رشته و صنعت ابتدا واژگان و ادبیاتی ایجاد شود که مصرفکننده را متمایل کند. از لحظهای که مصرفکننده طالب یک محصول یا مقوله شود تولیدکننده مجبور است برای دور نماندن از رقیبان، نحوه بستهبندی و چیدمان محصول را تغییر دهد. پیشنهاد به فعالان صنعت بستهبندی این است که نیازمندی را در ابتدا در مردم به وجود آورید به جای آنکه اطلاعات پژوهشی را به صنعت تزریق کنید.