حامدشایگان / معاون سردبیر
پس از اینکه رئیسجمهوری امریکا سیاستهای کاخ سفید در قبال برجام را تعیین کرد چشم جهان بر روی بسیاری از واقعیتها گشوده شد چراکه امریکا در حالی بهدنبال رد برجام است که ایران به تمام تعهدات خود پایبند بوده و همواره تایید آژانس بینالمللی انرژی هستهای شاهدی بر صلحآمیز بودن برنامه ایران بوده. البته ترامپ در همین سخنرانی آخر خود با ابراز خشم از کسب منافع ایران پس از برجام نشان داد تنها بهدنبال منافع مالی است و این ادعا که بهدنبال توسعه صلح در خاورمیانه یا پیشرفت جامعه ایران است به همان اندازه خندهدار است که سیاستهای خود را همسو با منافع ملی امریکا میخواند. این در حالی است که رفتار بیثباتکننده او تنها در کوتاهمدت میتواند به معامله تسلیحات با کشورهای حامی تروریست یا دیکتاتور ختم شود اما در بلندمدت نظام جهانی در برابر سیاستهای یکجانبه این کشور قرار میگیرند. اتفاقی که امروز و پس از موضعگیری ترامپ در قبال ایران دیده شده و حتی اثر آن به درون حاکمیت امریکا نیز کشیده شده به گونهای که باب کورکر رئیس جمهوریخواه کمیته روابط خارجی سنا گفته بعد از این جهان همصدایی دو حزب امریکا برای حفظ برجام را خواهد دید، در حالی که پیش از این بسیاری از جمهوریخواهان مخالف برجام بودند. بنابراین آنچه امروز به صراحت میتوان درباره رفتار رئیسجمهوری امریکا برداشت کرد غرقشدن در منافع مالی به جای منافع ملی است، گرچه او پیش از این با فریاد شعار «اقتصاد امریکا برای امریکاییها» پوششی برای اقدامات غیرمعقول خود درست کرده بود تا با زیر سوال بردن بسیاری از برنامههای دولت باراک اوباما چشمانداز جدیدی برای امریکا تعریف کند و به گفته خودش با بازسازی اقتصادی، جایگاه امریکا را در جهان احیا کند تا به عبارتی دیگر جرج واشنگتنی دیگر برای عصر جدید امریکا بسازد بنابراین برای رسیدن به این آرمان از هر نوع لابی دریغ نکرد و امروز نیز اگر به صحبتهای جمعه شب او برگردیم روشن میشود که سود نبردن او از برجام خون او را به جوش آورده بود، رفتاری که رد پای لابیها در پشتصحنه موضوع کاخ سفید را آشکار کرد. واقعیت این است که رئیسجمهوری امریکا جدا از اینکه رفتار لابیگری را جایگزین توافقهای بینالمللی کرده است ضعف خود را در پیشبرد سیاستهای بینالمللی امریکا نیز نشان داده و شاید مطرحکردن یک نام ساختگی به جای «خلیج فارس» نمودی از این مسئله بود زیرا در تاریخ امریکا نهتنها نام خلیجفارس ثبت شده بلکه برای تمام رئیسجمهوریهای قبلی امریکا نیز پذیرفته شده بود و بارها در سخنرانیهای خود درباره این منطقه از نام خلیجفارس استفاده کرده بودند، مسئلهای که از نگاه تحلیلگران نیویورکتایمز نوعی فرافکنی برای عبور از بحرانی بود که ترامپ پیش از این برای تایید برجام ساخته بود، بهعبارتی او از همان تبلیغات انتخاباتی وعده داده بود که برجام را پاره خواهد کرد و این چالشآفرینی مقدمهای بود تا از مسئولیت برجام شانه خالی کند و با واگذر کردن آن به کنگره بهنوعی از خود سلب اختیار کند. حال آنچه در ادامه قابل پیشبینی است کنگره با حفظ برجام و اعمال تحریمهای غیرهستهای بهدنبال فشار بر ایران خواهد بود تا درنهایت بتواند بخشی از سیاستهای خود را در خاورمیانه پیش ببرد. گرچه زیادهخواهی رئیسجمهوری تاجرپیشه امریکا در قبال منافع خاورمیانه و جهان باعث شده قدیمیترین متحدان خود همچون انگلیس، فرانسه و آلمان در کنار این کشور قرار نگیرند و در ادامه این سیاستهای ایران است که میتواند موضعگیریهای قدرت در جهان را دستخوش تغییر کند گرچه نباید فراموش کرد که بخشی از قدرتهای جهان همواره زیر نفوذ لابیهای صهیونیستی و سعودی بودهاند و این بار نیز ساکت نخواهند نشست، همانطور که در مذاکرات لوزان شاهد لابی شاهزادههای «بادیهاندیش» بودیم.