نظام تامین اجتماعی چند لایه بر مبنای کمیسیون اروپایی (قوه مجریه اتحادیه اروپا) اما تعریفی متفاوت دارد.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، در این ساختار ۳ لایه برای تامین اجتماعی تعریف میشود. این ساختار در تعداد لایه با مدلی که برای ایران در نظر گرفته شده برابر است.این کمیسیون تعریف لایه نخست را اینگونه ارائه کرده است؛ طرحهای مستمری دولتی که ممکن است شامل یک مستمری مقطوع و یک مستمری مبتنی بر درآمد باشد.
کمیسیون اروپایی لایه دوم را طرحهای مستمری شغلی که به تناسب شغل و حرفه متفاوت بوده و به وسیله موسسههای خصوصی مدیریت میشوند، میداند. لایه سوم نیز در مدل کمیسیون اروپایی اینگونه تعریف شده که بیمههای تکمیلی بر قراردادهای انفرادی بین اشخاص و موسسههای بیمه خصوصی مبتنی است.
نگاهی بر ۳ شیوه تقسیمبندی در مدل ایرانی لایه نخست شامل دو دسته حمایت کامل و مساعدت دولت برای تامین اجتماعی میشود.
این در حالی است که در مدل ILO و کمیسیون اجتماعی، لایه نخست معاف از هزینههای تامین اجتماعی بوده و این موضوع بر عهده دولتها گذاشته شده است.در لایه دوم مدل ایرانی، منابع مالی بیمههای اجتماعی از طریق حق بیمه تامین میشود و سعی بر این است که دولت کمترین مشارکت مالی را داشته باشد.
طرح بیمه اجتماعی پایه در دو سطح «بیمههای اجتماعی فراگیر» و «بیمههای اجتماعی اجباری» طراحی شده و این در حالی است که کمیسیون اروپایی لایه دوم را شامل طرحهای مستمری شغلی که به تناسب شغل و حرفه متفاوت بوده، میداند.
همچنین لایه دوم ILO شامل طرح مستمری دولتی بدون اندوخته و مبتنی بر مزایای معین و لایه سوم مبتنی بر مستمری انفرادی دارای اندوخته که از طریق دولت یا بخش خصوصی تدارک میشود، است. همچنین هر ۳ مدل در لایه پایانی تعریفی مشترک دارند.
خط پایان، ضعف دولت بر این اساس به نظر میرسد مدل ایرانی از ضعفهای ساختاری در تامین اجتماعی چند لایه برخوردار است. مهمترین لایه در این طرح لایه نخست است. این طرح با هدف توانمندسازی اقشار کمدرآمد، آسیبپذیر و ناتوان طراحی شده اما با نگاهی به تعریف لایه نخست در مدل ایرانی دیده میشود که حتی در نخستین لایه هم عدهای تعریف شدهاند که خودشان باید بخشی از این هزینهها را پوشش دهند. حال آنکه لایه نخست در دو مدل دیگر معاف از تمام هزینههای تامین اجتماعی است. در لایههای دیگر نیز اختلافهایی بین مدل ایرانی با مدل سازمان بینالمللی کار و کمیسیون اروپایی دیده میشود. در تحلیل لایههای بعد میتوان اینطور نتیجهگیری کرد که به دلیل ضعف ساختاری در تعریف لایه نخست ایران، طبیعی است که لایههای دیگر نیز اختلافهایی داشته باشند. زمانی که خدمات اجتماعی دولت در پایه نخست همراه با برخی هزینهها باشد به دو معنی است. برداشت نخست ناظر بر این است که آسیبپذیرترین طبقه اقتصادی در ایران توان پرداخت بخشی از هزینههای تامین اجتماعی را دارد. برداشت دوم نیز اینگونه است که دولت آماده حمایت از ضعیفترین قشر جامعه نیست. با نگاهی به وضعیت ایران به راحتی دیده میشود که برداشت نخست به طور کامل مردود بوده و دولت باید راهی برای رفع مشکلاتی که در برداشت دوم وجود دارد، پیدا کند.