|
در میزگرد روزنامه صمت پیرامون مجموعه مستند کارستان مطرح شد

ارزش‌آفرینی مقدمه کارآفرینی

فهرست محتوا

مجموعه مستندهای «کارستان» یک اتفاق مهم در سینمای مستند است. این مهم بودن از چند منظر قابل بررسی است.

به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: نخست آنکه در فضای امروز سینمای مستند ایستادگی برای ایجاد یک پروژه در چنین ابعادی ریسک بزرگ است که تامین هزینه‌های آن در بخش خصوصی درصد این آن را نیز بیشتر می‌کند. در وهله دوم نوع نگرش این مجموعه مستندها به بخشی از جامعه ایران است که سینمای ایران هیچ‌گاه تا به این اندازه به آنها نزدیک نشده است. از این رو شاید بتوان «کارستان» را یک پروژه در ابعاد ملی دانست که رویکردها و نگاه سنتی سینمای ایران به‌ویژه در بخش مستند به مقوله اشتغال و ثروت‌آفرینی را تغییر داده است. نگاه هوشمندانه سازندگان این مجموعه مستند در جهت ایجاد نگاه مستمر و همسو در بخش سینما با صنعتگران و کارآفرینان و ضرورت ایجاد امید و ارزش‌آفرینی در جامعه ایرانی یکی دیگر از نکاتی است که مجموعه «کارستان» را دارای ارزش و اهمیت ویژه‌ای می‌کند. ایده ساخت مجموعه فیلم‌هایی درباره کارآفرینان ایران، سال‌ها پیش زمانی که رخشان بنی‌اعتماد از سوی دوست قدیمی‌اش فیروزه صابر به «بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان» دعوت شد، متولد شد. ایده‌ای که از سال ۹۲ در همفکری با مجتبی میرتهماسب و رسیدن به دغدغه‌های مشترک هدف‌دار شد و سمت‌وسویی مشخص پیدا کرد. برای اجرایی شدن این طرح، «بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان» بهترین نهاد غیردولتی بود که می‌توانست پشتوانه پژوهشی-کارشناسی این پروژه باشد؛ بنیادی که مهم‌ترین هدفش ترویج و توسعه فرهنگ خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی در سطح کشور است. در بهار ۱۳۹۳ شورای راهبردی پروژه با ۶ عضو شکل گرفت. حاصل بررسی‌ها و نشست‌های بی‌شمار این شورا، شکل‌گیری پروژه «کارستان» در بهار سال ۱۳۹۴ بود. پروژه «کارستان» با ماموریت «ترسیم تصویری از کارآفرینان جامعه و انتقال این الگو به جامعهٔ پُرنیاز کشور به‌ویژه جوانان ایرانی» طراحی‌شده است. ماموریتی که نه‌تنها استراتژی مجموعه را شکل داده، بلکه سایر اهداف این پروژه ملی را زیر چتر خود می‌برد. تلاش در جهت ثبت و الگوسازی از شخصیت‌هایی که بی‌اتکا به موقعیت‌ها و امتیازات خاص در بهبود بخشی به زندگی شخصی، اجتماعی و توسعه کشور نقش مهمی ایفا کرده‌اند. ایجاد انگیزه و امید برای تقویت توانمندی‌های فردی با توجه به اینکه در شرایط فعلی جامعه، انبوه موانع پیش‌رو، قدرت تصمیم‌گیری و هدفمندی را ضعیف و در بسیاری موارد منتفی می‌کند. انتقال تجربه‌های شکل‌گیری ایده تا عمل کارآفرینان بومی و مسیرهای توسعه و روش‌ها و نوآوری‌های آنها به جامعه به‌ویژه نسل جوان ایران. در میزگرد روزنامه که با حضور رخشان بنی‌اعتماد مشاور پروژه، فیروزه صابر مدیر پژوهش و مجتبی میرتهماسب تهیه‌کننده برگزار شد، ابعاد متفاوتی از انگیزه‌های ایجاد این مجموعه با کلیدواژه «ارزش‌آفرینی» به بحث و تبادل نظر گذاشته شد که در ادامه می‌خوانید: بگذارید این نشست را با این جمله از خانم بنی‌اعتماد شروع کنم. ایشان در یکی از آیین‌های رونمایی از مستند کارستان گفتند: در شرایطی که امکانات اجتماعی عادلانه تقسیم نمی‌شود و جوانان تصور می‌کنند دستیابی به امکانات مورد نیاز برای رسیدن به اهداف‌شان، فقط از طریق وصل شدن به رانت و جریان‌های اقتصادی میسر است، شخصیت‌های کارستان با مسیری که در طول زندگی و کار طی کرده‌اند الگوی متفاوتی را پیش روی جوانان قرار می‌دهند. آیا این صحبت شما ایده و جرقه اولیه شکل‌گیری کارستان است؟ چقدر در شرایط امروز آثاری همچون مجموعه مستند کارستان می‌تواند بذر امید را در جامعه بکارد؟ رخشان بنی‌اعتماد: صحبتی که با این مضمون در ذهن شما است شاید باید با تفصیل بیشتری درباره‌اش صحبت کرد. گرچه بخشی از این ذهنیت جوانان واقعیت دارد ولی همه مسیرهای پیش رو به این تعریف ختم نمی‌شود. در شرایطی که این تصور (که تصوری غلط هم نیست) که رسیدن به موفقیت درحال‌حاضر و در مجرای صحیح خود سخت و دشوار است، اما کسانی هستند که با دیدگاهی متفاوت به جهان و موفقیت حرمت کار را بجا می‌آورند و الگوهای الهام‌بخش می‌شوند. رسیدن به هدف در زمان جوانی و دانشجویی ما امر محتمل‌تری بود. نیاز به خانواده و ارتباط با شریان‌های اقتصادی و قدرت به اندازه دوران حاضر تعیین‌کننده نبود. طبیعی است کسانی که پشتوانه قوی‌تری داشتند راه برای‌شان هموارتر بود، اما نه به اندازه حالا. جوانان هم‌نسل من می‌توانستند با تکیه بر توانمندی‌های خود راحت‌تر به اهداف خود برسند. یکی از دلایل جدی ما برای ساخت این مجموعه ثبت زندگی و تجربه شخصیت‌های کارآفرینی بود که می‌توانند الهام‌بخش باشند و امید واقعی و نه خوش‌باوری رویاپردازانه را در جامعه به‌وجود آورند. نکته دیگر اینکه چون بلافاصله با شنیدن واژه کارآفرینی، تصوری از کسب‌وکار موفق و درآمدی سرشار در اذهان به‌وجود می‌آید، بیشتر مایلم واژه ارزش‌آفرین را به‌کار ببرم چراکه خیلی از شخصیت‌ها که سراغ‌شان رفتیم، نگاه‌شان به جهان پولدار شدن و سرمایه‌افزایی نیست و موفقیت از نگاه آنها به گونه دیگری تعریف می‌شود. افراد مهمی که کمتر دیده می‌شوند و در هیچ ویترین رسانه‌ای حضور ندارند، اما تاثیر نگرش آنها می‌تواند جهان بهتری را برای زیست انسان شکل دهد. جالب اینکه هیچ کدام از افرادی که برای ساخت فیلم به سراغ‌شان رفتیم تمایلی به قرار گرفتن در برابر دوربین نداشتند اما استدلال ما این بود که این هم بخشی از مسئولیت اجتماعی آنان است که تجربه‌های باارزش‌شان را با جامعه به اشتراک بگذارند. فیروزه صابر: واقعیت این است که ما در محیط کسب‌وکارمان خیلی چالش داریم و هرگز از جهت عقلانی هم در این شرایط درست نیست کسی وارد عرصه کسب‌وکار بشود، چون نه مزیت‌های اقتصادی اجازه حضور می‌دهد و نه مزیت سیاسی وجود دارد و نه شرایطی حاکم است که کسی را به این سمت‌وسو سوق دهد یا تشویق کند. اما واقعیت این است که جامعه به عنوان یک موجود زنده باید حیات داشته باشد و حیاتش هم از روند جاری زندگی مردمانش است. حال برای آنکه این حیات معنادار شود یک‌سری افراد هستند که با تغییر نگرش خود فضای بهتری را برای این زیست اجتماعی فراهم می‌کنند. این افراد کارآفرین‌ها هستند که در همین شرایط سخت، فرصتی را شناسایی و ایجاد و آن را به کسب‌وکاری نو تبدیل کردند تا زیست اجتماعی خود را ارتقا بخشند. در پروژه کارستان در واقع یک نوع فرصت‌شناسی کردیم تا کارآفرین‌هایی را پیدا کنیم که با گذر از شرایط سخت و پرچالش برای ایجاد کسب‌وکاری نو از تصویر منفی فاصله گرفته‌اند و دریچه دیگری را به روی زندگی خود باز کرده‌اند. این نگرش مثبت این فرصت را به وجود می‌آورد که مخاطب به این فهم درست برسد که در همین شرایط دشوار هم فرصت‌های خوبی برای رشد و تعالی وجود دارد. در واقع به قول خانم بنی‌اعتماد، ارزش خلق کردند. کارستان دارد به این پرسش پاسخ می‌دهد که در همین شرایط هم هستند افرادی که یک ویژگی‌های ممتازی دارند که ممکن است در حوصله و ظرفیت هر کسی نباشد. به بیان ساده‌تر، رسیدن به چنین موقعیت‌هایی از حوصله و توان هر کسی برنمی‌آید و در این راه این افراد سدها و موانعی را پشت‌سر گذاشته‌اند که همچون فولاد آبدیده شدند و تازه در این موقعیت است که توانستند فرصت‌ها را تبدیل به محصول و در جامعه عرضه کنند. این نوع نگاه یک نگاه ویژه‌ای است که موجب شد عوامل پروژه کارستان در کنار هم جمع شوند و پیرامون آن حرف‌های خود را بزنند. در واقع اهالی کارستان خودشان نیز از همین دریچه به جهان می‌نگرند. کارستان می‌خواهد نشان دهد که انسان آنقدر صاحب ویژگی‌های ممتاز است که می‌تواند در شرایط سخت هم خودش را بسازد و این جرات و جسارت را به دیگران هم منتقل کند. مجتبی میرتهماسب: ساخت فیلم‌های کارستان یک اتفاق مهم در عرصه سینمای مستند است چراکه ما با درک و تحلیل تمامی سختی‌های ساخت چنین پروژه‌ای وارد آن شدیم و ضرورت‌های انجام این پروژه که ساده هم نبود، ما را در کنار هم قرار داد و فکر می‌کنم حرف‌هایی که اکنون درباره انگیزه‌ها و اهداف زده می‌شود را هیچ‌وقت با خودمان نزدیم و فکر می‌کردیم ناگفته‌هایی است که همه به آن واقفیم و به واگویی نیاز ندارد. یکی از ویژگی‌های تماشای کارستان برای مخاطب این است که با وجود آنکه سازندگان فیلم‌ها به سراغ چهره‌هایی رفتند که هم کارآفرین هستند و هم سرمایه‌دار، اما به همان دلایلی که در بخش نخست گفتید، این حس به مخاطب القا نمی‌شود که با پروژه‌ای سفارشی روبه‌رو است. برای ساخت فیلم‌های مستند پرتره همواره این نگرانی وجود دارد که یک اثر هنری مستقل به یک اثر سفارشی تبدیل شود و خوشبختانه کارستان به سمت این فضا نرفته است و با واکاوی انگیزه ساخت آن در بخش نخست گفت‌وگو می‌توان دلیل این نگرش مثبت را فهمید. دلایلی که در تاروپود فیلم‌ها هم وجود دارد و این ویژگی‌ها است که کارستان را از کارهای مشابه متمایز می‌کند. بنی اعتماد: کارستان حاصل یک ایده و فکری است که سابقه‌ای ۱۰ ساله دارد. اصطلاحی برای ساخت نوعی از فیلم‌ها دارم به‌عنوان «سفارش به خود». به طور قطع، این پروژه‌ها سفارش کسی نبوده است جز سفارشی از جانب خودمان برای ساخت فیلم‌هایی که دغدغه ساخت‌شان را داشتیم. حقیقت این است که وارد شدن به چنین پروژه‌ای فراتر از یک تصمیم عقلانی و حرفه‌ای است؛ باید عاشق باشی تا بتوانی دست به چنین ریسک بزرگی بزنی و معتقدم تمامی افراد در پروژه کارستان با همین نگاه تا امروز کنار ما بودند. از ابتدا تصمیم بر این بود که کارستان را بدون وابستگی به نهاد و سازمان‌های دولتی بسازیم. اگر در میان حامیان مالی این پروژه نام افرادی هست که بعدها فیلم آنها ساخته شده است هرگز به این معنا نیست که جذب حمایت مالی منوط به ساخته شدن فیلمی درباره همان حامی باشد. این افراد زمانی که به عنوان حامیان مالی به پروژه پیوستند مطلع نبودند که در فهرست ۲۶ شخصیتی که در ابتدا بنا داشتیم مجموعه ۲۶ فیلم باشد، آنها هم حضور دارند و قرار است یکی از فیلم‌ها هم به زندگی آنها اختصاص پیدا کند. روندی که برای انتخاب سوژه‌ها داشتیم ابتدا یک پژوهش خلاصه و چند صفحه‌ای از زندگی افراد شناسایی شده در شورای راهبردی متشکل از گروه پژوهش و گروه مشاوران و گروه اجرایی مطرح می‌شد و پس از بحث و بررسی پیرامون شخصیت‌ها، روی افراد انتخاب‌شده تحقیق مفصل و نهایی می‌شد. صابر: کارستان و شکل‌گیری آن قصه پیچیده‌ای دارد. ایده ساخت «کارستان» که از ابتدا هم به این اسم نبود قرار بود مجموعه‌ای از مستندهایی درباره تجربه‌های کارآفرینان ساخته شود که حدود ۱۰ سال پیش از سوی خانم بنی‌اعتماد مطرح شد. در آن مقطع فرصت و امکانات لازم و شرایط برای ساخت چنین پروژه‌ای فراهم نبود و به طور تقریبی حدود ۴ سال پیش بود که بحث ساخت این مستندها دوباره مطرح شد که به اتفاق آقای میرتهماسب این ایده به بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان راه پیدا کرد و بنیاد که یک سازمان مردم‌نهاد بوده و ماموریت اصلی آن ترویج و توسعه فرهنگ کارآفرینی زنان و جوانان است، تمایل زیادی داشت که بتواند این ایده را با کمک دوستان محقق کند. در نتیجه بخش شناسایی و پژوهش بر عهده بنیاد قرار گرفت و بخش اجرا و ساخت و انتخاب و هدایت کارگردان بر عهده دوستان. درباره اینکه این افراد چگونه شناسایی شدند باید بگویم ما یک شورای راهبری شکل دادیم که این شورا متشکل بود از دو نفر از بنیاد و دو نفر از گروه سازنده که خانم بنی‌اعتماد و آقای میرتهماسب حضور داشتند و دو کارآفرین هم به عنوان مشاور طرح، این شورا را تشکیل می‌دادند. بعد از حدود یک سال جلسه‌های پیوسته که عمده بحث‌ها و صحبت‌ها برای رسیدن به یک چارچوب واحد بود به شاخص‌هایی دست پیدا کردیم که این شاخص‌ها و ویژگی‌ها را با جلسه‌ای که با استادان دانشگاهی داشتیم به یک مجموعه جامع علمی و دقیقی رساندیم و پس از بررسی زندگی و شرایط کارآفرین‌ها به یک بانک اطلاعاتی ۵۰۰ نفره از کارآفرینان رسیدیم که از سوی بنیاد جمع‌آوری و طبقه‌بندی شد. منابع این بانک اطلاعاتی از سایت‌های مراکز کارآفرین دانشگاه‌ها شناسایی و براساس شاخص‌های مشخص در فاز نخست در شورا حدود ۷۰ طرح دو صفحه‌ای تهیه شد و این اطلاعات در شورا مورد بررسی قرار می‌گرفت و برمبنای فاکتورها و شاخص‌هایی که داشتیم ۲۶ طرح برای ساخت ۲۶ مستند انتخاب شد که چون امکانات بودجه‌ای برای ساخت تمامی طرح‌ها آماده نبود در فاز نخست ۶ طرح که از لحاظ محتوی و موضوع اولویت داشتند وارد مرحله ساخت شدند. مسئولیت گروه پژوهش هم بر عهده خانم زهرا عمرانی بود که متن‌های این مستندها را آماده بهره‌برداری کردند. میرتهماسب: دلیل اینکه بحث سفارش مطرح شد را متوجه نشدم. به قول خانم بنی‌اعتماد تنها سفارشی که در این پروژه شد، سفارش به خود است. شیوه کار در ساخت فیلم مستند به این شکل است که یک موضوع را انتخاب می‌کنیم و در طی مراحل پژوهش به یک نقطه برای شروع کار می‌رسیم. این فرآیند در مستند کارستان خیلی زود به نتیجه رسید زیرا ما بدون آنکه از اشتراکات ذهنی یکدیگر صحبت کنیم، آگاهانه می‌دانستیم چه چیزی را قرار است انجام دهیم. پس از طی این مراحل وقتی به ۶ طرح نهایی برای فاز نخست رسیدیم به این فکر کردیم تنوع موضوعات به نحوی باشد که در یک حوزه نمانیم و برای همین به طور تقریبی از همه حوزه‌های کارآفرینی در این ۶ مستند حاضر هستند. یکی از اهداف بزرگ کارستان فهم درست از مفهوم اصلی این مجموعه است که برای رسیدن به آن قرار است با برخی از این پژوهش‌ها در آینده فیلمنامه‌های بلند برای ساخت فیلم‌های داستانی نوشته شود. کتاب عکس و کتاب‌هایی با مضامین کودک و نوجوان نیز از دیگر اهدافی است که تلاش می‌کنیم به آن دست پیدا کنیم تا کارستان به عنوان یک مجموعه کامل در متن جامعه همه‌گیر شود. مضمون سفارش را برای همه این اهداف که نگاه درون‌گروهی بر آن حاکم است می‌پذیرم و غیر از این هیچ‌گونه سفارشی برای ساخت مجموعه مستند کارستان از بیرون به ما داده نشده است. البته چنین پروژه‌ای با چنین ابعادی در گام نخست به فکر جذب سرمایه‌گذار است و این یک اصل حرفه‌ای است. اما هیچ‌گاه این اصل موجب نشد ما از نگاه اصلی این مجموعه غافل شویم و آن را فدای مصلحت‌اندیشی یا خواسته‌های مادی کنیم. راستش را بخواهید من خودم هیچ‌گاه از کلمه سفارش برای کار استفاده نمی‌کنم چراکه معتقدم حتی سفارشی‌ترین شکل ممکن از سوی یک موسسه یا سازمان هم که باشد، من دعوت به ساخت یک فیلم شده‌ام و نسبت به ساختن یا نساختن آن کاملا حرفه‌ای برخورد می‌کنم. در کارستان تنها چیزی که در میان نبود، نگاه مکانیکی و صنعتی به موضوعات بود زیرا روح و اعتقادی در پشت همه فیلمهاست که پیشینه‌ای نزدیک به ۱۰ ساله دارد و برای همین نمی‌توانیم از صفت سفارش برای این مجموعه استفاده کنیم. در بحث ساخت یک اثر سینمایی که از سوی فرد دیگری سفارش داده می‌شود مثالی می‌زنم. برای ساخت فیلم «بانوی گل سرخ» که در نهایت خودم آن را ساختم قرار بود یک گروه کارگردانی از امریکا به ایران بیایند و این فیلم را بسازند. آن هم بعد از سال‌ها اصرار و راضی کردن آقای همایون صنعتی برای تهیه یک فیلم ۱۰ دقیقه‌ای از فرآیند تهیه گلاب زهرا. شرایط تولید فیلم این‌گونه شروع شد و قرار بود که من شرایط تولید را برای آن گروه مهیا کنم ولی بعد از مدتی شرایط حضور این فیلمسازان در ایران بنا بر دلائلی فراهم نشد و هم فرصت حضور آقای صنعتی و هم فصل گلاب‌گیری داشت هدر می‌رفت. آن گروه به من پیشنهاد کردند که خودت این فیلم ۱۰ دقیقه‌ای را بساز و من از دل آن فیلم «بانوی گل سرخ» را درآوردم. می‌خواهم بگویم که اصولا «سفارش» کلمه بدی نیست ولی مهم این است که شما چه رفتاری با آن سفارش می‌کنید. با وجود اینکه حضور شما و خانم بنی‌اعتماد از ابتدای این پروژه حضوری تاثیرگذار برای شکل‌گیری‌اش بوده است چطور شد تصمیم گرفتید کارگردانان دیگری این آثار را بسازند؟ میرتهماسب: اگر بخواهم شوخی کنم باید بگویم من و خانم بنی‌اعتماد از ابتدا تصمیم گرفتیم هیچ‌یک از این فیلم‌ها نسازیم برای اینکه زورمان نمی‌رسید! اما واقعیت ماجرا این است که با حضور در گروه اجرایی و تهیه این ۶ اثر، لذت ساخته شدن هر ۶ فیلم را در تمام مراحل آن بردیم و این موضوع بیشتر از ساخت یک فیلم در مقام کارگردان برای ما لذتبخش بود. این تصمیم را ابتدای پروژه گرفتیم، چون فکر می‌کردیم توان خود را به راه‌اندازی، ایده‌پردازی و فراهم کردن شرایط اجرایی و تهیه‌کنندگی به مفهوم دقیق تهیه‌کنندگی معطوف کنیم. صابر: من برداشتم از سوال قبلی این نبود که با یک پروژه سفارشی روبه‌رو هستیم و منظور این بود که چون سفارشی نیست با یک فیلمی که به یک کارگردان و تهیه‌کننده سفارش داده می‌شود تفاوت دارد و این تفاوت است که کارستان را قابل اعتماد می‌کند. بنی‌اعتماد: کار سفارشی در سینما مترادف با یک کار تبلیغی براساس خواست مطلق سفارش‌دهنده است. این شخصیت‌ها تمایلی برای ساخته شدن فیلم زندگی‌شان نداشتند و فرآیند راضی کردن آنها خود ماجرای مفصلی است. چقدر سینما و صنعت می‌توانند در حوزه همکاری و همراهی در کنار هم باشند و همپوشانی این دو حوزه تا چه میزان می‌تواند به شکل‌گیری فضای حرفه‌ای در سینما کمک کند؟ بنی اعتماد: ابزار بیانی سینما وسیله قدرتمند سیالی است که می‌تواند بین حوزه‌های مختلف، حتی حوزه‌های نظری و دیدگاه‌های مختلف را مطرح کند. در واقع ابزار سینما می‌تواند تمام مرزها را طی کند. به همین دلیل پیوند یا ارتباط بین سینما و صنعت هم مثل هر پدیده دیگری به چگونگی شکل‌گیری آن با آن پدیده برمی‌گردد. این موضوع به نسبت می‌تواند درباره رابطه سینما و تجارت و سینما و کشاورزی و هر صنعت و اتفاق دیگری هم رخ دهد. در نتیجه در بخش صنعت هم مثل بقیه حوزه‌ها مهم این است که چقدر اهمیت آن و اثرگذاری این ابزار جا افتاده و شناخته‌شده باشد تا باور کرده باشند که مهم‌ترین وسیله، بیان طرح یک موقعیت است که می‌تواند از بی‌نهایت زاویه به هر موقعیت بپردازد. میرتهماسب: کارستان توانست یک ویژگی از زاویه سینمای مستند به این قضیه اضافه کند و آن این است که اگر فرض کنیم معادل همین فیلم‌هایی که ما در کارستان ساختیم را دیگران بخواهند بسازند، حالا این دیگران می‌تواند دولت باشد یا تلویزیون یا گروهی دیگر، آیا این شخصیت‌ها که اهل صنعت هستند یا در حوزه‌های اجتماعی حضور دارند، این امکان را به مثلا تلویزیون می‌دادند که از زندگی و کارشان فیلم بسازند؟ به نظر من، خیر؛ چون تلویزیون رسانه‌ای است با یک‌سری پیش‌فرض و قالب‌هایی که همه به آن واقفند و به طور طبیعی با تصورات و خصوصیات خودشان در مختصات تلویزیون و نگاه رسمی قرار نمی‌گیرد. تاکنون سینمای مستند ما قائم‌به‌فرد بوده و تلاش‌های فردی هر فیلمساز توانسته این اعتماد را در فضای سینمای مستند به‌وجود آورد. من معتقدم که طراحی‌ای که در کارستان انجام شد، اول به دلیل ساختار و دوم به دلیل سوابق آدم‌هایی که کارستان را طراحی و اجرا کردند، خیلی از درها را باز کرد و توانست دوربین مستند را به جاهایی ببرد که تا کنون نرفته و سینمای داستانی به آن فکر هم نکرده بود. برای مثال، درباره رفتن به فضای کسب‌وکار شخصیت‌هایی از جنس آقای حاجی‌بابا یا گروه طبرستانی‌ها، فکر می‌کنم اگر حتی یک فیلمساز می‌خواست به صورت فردی به آن ورود کند نمی‌توانست جواب درستی بگیرد. در اشل تلویزیون که به طور قطع نمی‌توانست به هدفش برسد. در واقع کارستان امکانی ایجاد کرد تا نوعی از سینمای مستند که مغفول هم مانده بود این مقبولیت را بین شخصیت‌ها پیدا کند که بتوانند به آن اعتماد کنند. یکی دیگر از اتفاقات مثبت کارستان این است که وارد زندگی افرادی شده که در حوزه صنعت و اقتصاد هستند و در سمت اجرایی صاحب کارخانه هستند. این کارخانه‌داران که به طور قطع به دلیل تلاش‌ها و خلاقیت خود ثروت‌آفرین هم هستند، چندین دهه است که در تلویزیون و نگاه رسمی رسانه از آنها به عنوان نقش منفی فیلم‌ها و سریال‌ها استفاده می‌شود. در حالی که هیچ‌گاه تلویزیون از جنبه مثبت به این اشخاص نگاه کند که چگونه با تحمل سختی‌های بسیار به این درجه از ثروت و کارآفرینی رسیده‌اند؛ حرفی که هیچ‌گاه گفته نشده است. نگرش فرهنگی‌ای هم که در جامعه وجود دارد به این ذهنیت دامن زده است. البته بخشی از این بدبینی به دلیل بسته بودن درهای زندگی این افراد است که نمی‌دانیم فلان فرد که صاحب فلان کارخانه است چگونه زندگی می‌کند و از چه مراحلی گذر کرده تا به اینجا رسیده است. صابر: علاوه‌بر آن، طبقه‌بندی سنی، اقلیمی و... که برای انتخاب شخصیت‌های این مستندها استفاده کرده بودیم یکی از شاخصه‌های ما برای انتخاب این بود که کاملا خصوصی باشند و به جایی متصل نباشند و سلامت اقتصادی‌شان برای ما خیلی مهم بود. از زاویه دیگر می‌توان گفت سینمای صنعتی به طور طبیعی باید فضایی را ایجاد کند که تمامی ظرفیت‌های کارآفرینی با تمامی ویژگی‌ها و شاخصه‌های آن را در خود جا بدهد. اگر این فیلم‌ها را ملاحظه کنید، بسیاری از این شاخصه‌ها در آنها پوشیده است؛ چگونگی شناسایی فرصت، خلق ایده، فرآیند توسعه، ظرفیت‌سازی، نتیجه‌گرایی، نوع سرمایه‌گذاری، تحول سازمانی، توسعه سرمایه انسانی، کار گروهی، آینده‌نگری، جانشین‌پروری، فرهنگ سازمانی که مهم‌ترین عنصر آن شفافیت و سلامت در سازمان و قدرت رهبری آن سازمان است و بسیاری از کلیدواژه‌ها که ما در کارستان به دنبال این بودیم که بتوانیم این موضوعات را در جامعه ترویج دهیم. کارستان تا کجا می‌تواند کار خودش را ادامه دهد؟ تا چه زمان می‌توان به تولید این مجموعه عظیم امیدوار بود؟ آیا شده در این مدت از ادامه ساخت این کار خسته شوید؟ با این شرایط سخت اکران که اگر هنر و تجربه نبود، شاید امکان همین نمایش محدود هم وجود نداشت آیا می‌توان به ادامه آن امیدوار بود؟ میرتهماسب: واقعیت این است که مثل هر جریان فرهنگی و مدنی در کشور ما، کارستان هم قائم‌به‌فرد است. با وجود اینکه تلاش ما این بود که در همه بخش‌ها ساختار ایجاد کنیم، ساختاری که پیچیده هم نیست و جمع‌بندی تجربه همه گروه در همه بخش‌ها است که مکتوب هم شده است ولی واقعیت این است تا زمانی که ما ۳ نفر تصمیم بگیریم کارستان باشد، این پروژه ادامه پیدا می‌کند و اگر بخواهیم همین فردا تعطیلش کنیم، تعطیل می‌کنیم! و این جای افسوس دارد. چنین جریانی که اگر بخواهیم روی کاغذ آن را ترسیم کنیم تمامی پایگاه‌های اجتماعی را به هم وصل می‌کند و یک ارتباط بین همه بخش‌های جامعه از هنر و صنعت و اجتماع گرفته تا جریان‌های اقتصادی و مدنی ایجاد کرده است، نباید روی زمین بماند. قرار است نتیجه این جریان به ایجاد امید در جامعه منجر شود و پیشنهادهای تازه‌ای دهد که در ابعاد ملی می‌تواند راهگشا باشد. اما در طول ۴ سال گذشته چه در مرحله تولید و چه در اکران هر کار کردیم و گفتیم و نوشتیم و جلسه گذاشتیم تا این آثار دیده شود، از سوی هیچ نهاد و سازمان و جریانی بازخورد ندیدیم. سوال است که چطور ممکن است چنین جریانی بدون پشتوانه در تولید پیش برود و وقتی به پخش می‌رسد و تمام تلاش‌اش را هم می‌کند اطلاع‌رسانی کند و با امکاناتی محدود در گروه هنر و تجربه اکران عمومی کند، باز هم اتفاق خاصی نمی‌افتد؟ گویی داریم در خلأ فریاد می‌زنیم. این سوال خود ما نیز هست که با این شرایط تا چه زمانی می‌توانیم ادامه دهیم؟ ما همیشه با حداقل‌ها شروع کردیم و در هر مرحله هم به حداقل‌ها راضی بودیم. اگر بخواهیم از منظر سینمایی مقایسه کنیم که ۶ فیلم قابل دفاع ساخته‌ایم، ولی اگر می‌خواستیم به پرونده فیلم‌سازی خود ۶ فیلم دیگر اضافه کنیم که ۶۰ جایزه هم بگیرد، این چیزی به کارستان اضافه نمی‌کند. ما از روز اول گفتیم داریم برای جامعه فیلم می‌سازیم و دوست داریم تمام جامعه به‌ویژه جوانان این فیلم‌ها را ببینند. با همین ایده، همه احترامی که به مخاطب لازم بود را گذاشتیم و در کیفیت همه استانداردهای مرسوم و غیرمرسوم برای رساندن این فیلم‌ها به چشم مخاطب را فراهم کردیم. حال اگر نتیجه نمی‌گیریم شما باز بپرسید که می‌خواهید کارستان ادامه داشته باشد یا نه؟ من معتقدم اگر ما مسئولیتی را در قبال جامعه پذیرفتیم، این مسئولیت را تا امروز ادامه داده و در آینده نیز ادامه خواهیم داد ولی شک نکنید اگر بازتابی از این اتفاق نبینیم و تاثیراتی احساس نکنیم، انرژی ما به پایان می‌رسد. این خلأ که شما از آن صحبت کردید ایرادی است که در سیستم ایجاد سینمای مستند در کشور وجود دارد. متاسفانه سینمای مستند هیچ متولی مشخصی ندارد و هیچ کس قرار نیست برای آینده بهتر این سینما و دیده شدن بهتر آثار آن تلاش کند. میرتهماسب: اکران در سینماها یکی از راه‌های رسیدن به مخاطب است و شاید نخستین آن باشد و به همین دلیل روی آن تاکید می‌شود. ولی فراموش نکنیم که هیچ جای دنیا جایگاه اصلی پخش فیلم مستند در سینما نیست و در تلویزیون‌هاست. اگر ما در طول سال‌های زندگی‌مان از تلویزیون خودمان یک اشاره یا نمونه‌هایی از این رفتارها می‌دیدیم، نیازی به حضور و پیدا کردن امکان نمایش در سینما نداشتیم. کما اینکه اکنون وظیفه سینما تولید خبر نیست ولی به هر جهت پایگاه اصلی سینمای مستند تلویزیون است و ما این توقع را داریم که از آن جنس درخواست‌هایی که برای نمایش می‌گیریم یکی‌اش هم تلویزیون باشد و تلویزیون بگوید من این پیام را شنیدم. البته مطمئنم که بسیاری از مدیران تلویزیون این فیلم‌ها را دیده‌اند. منهای تلویزیون، نهادهای دولتی دیگر می‌توانند در این امر یاری‌رسان باشند. جاهایی مثل وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و دانشگاه‌ها، وزارت آموزش و پرورش و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با این همه پایگاه‌های اجتماعی ریشه‌دار در بدنه جامعه می‌توانند در نمایش و پخش این آثار که امید و تلاش و پشتکار را در جامعه تقویت می‌کند، سهیم باشند؛ همان‌طور که ما از دولت و دستگاه‌های دولتی توقع داریم همراهی کنند و در جاهایی اتفاق‌های خوبی هم در حال رخ دادن است از مدیران تلویزیون هم توقع داریم که برای پخش فیلم‌ها و همراهی با کارستان پیشقدم شوند. بنی‌اعتماد: فیلم‌های کارستان مصداق درستی از شعارهایی است که مسئولیت سازمان‌ها و نهادها و وزارتخانه‌هاست. ما درباره امید و ارزش کار حرف می‌زنیم. درباره زندگی سالم حرف می‌زنیم. ما از داستان غم‌انگیز فرار مغزها صحبت می‌کنیم که یکی از دغدغه‌های مهم کشور است. اینکه جوانان ما هدف مشخصی برای زندگی ندارند و الگوی درستی برای ادامه مسیر در زندگی ندارند. ما از اقتصاد مقاومتی صحبت می‌کنیم و بسیاری از مفاهیم ارزش‌آفرین که دغدغه بسیاری از دستگاه‌ها و مسئولان است و چه ابزاری بهتر و روان‌تر و قابل فهم‌تر از سینما که بتواند این مفاهیم را در قالب درست خود به اقشار مختلف جامعه نشان دهد؟ حیرت من از این است که ما ضرورت را تشخیص داده‌ایم، فیلم‌ها هم ساخته شده؛ دیده‌شدن هرچه بیشتر آنها بهره‌برداری فرهنگی جامعه است. چطور می‌شود این ضرورت را مسئولان ما متوجه شوند؟ مسئله توقع و منفعت شخصی نیست، سوال این است که چطور می‌شود این فرصت را برای دیده‌شدن و آموزش و نشان دادن جلوه‌های امیدبخش از دست داد؟ هفته پیش با چند نفر از خانم‌های فعال در آموزش و پرورش جلسه‌ای داشتم که روی پروژه‌ای پژوهشی درباره تاثیر شگفت‌انگیز فیلم بر دانش‌آموزان دبیرستانی کار می‌کنند. سوال این بود که چطور می‌توانند ارزش‌های زندگی بهتر و سالم را به آنها آموزش دهند؟ توصیه کردم فیلم‌های کارستان را برای‌شان به نمایش بگذارند. منظور اینکه کارستان یک امکان فرهنگی بسیار غنی و آماده است و امیدوارم استفاده خوبی از این فضا شود و مسئولان و سیاست‌گذاران از این فرصت استفاده کنند. یک پژوهشی در میان مردمان یک سرزمینی انجام دادند و متوجه شدند وقتی یک فرد به خودش می‌گوید من نمی‌توانم، ۱۷ نفر باید به او بگویند که تو می‌توانی تا تاثیرات منفی آن تفکر از بین برود. واقعا کارستان معنی همین انگیزش جمعی برای ایجاد نگرش مثبت در جامعه است. بنی اعتماد: پیشنهاد می‌کنم گزارشی تهیه کنید که وقتی تماشاگران از سالن‌های سینما بیرون می‌آیند، درباره این فیلم‌ها چه می‌گویند؟ نگاهی جامعه‌شناسانه نیاز است تا تاثیر فیلم‌های کارستان در میان مخاطبان ارزیابی شود. میرتهماسب: رفتارهای متفاوتی هم از افراد مختلف می‌بینید. از یک فرد که از قشر عام جامعه است و هیچ ایده‌ای از فیلم مستند و هیچ تصوری از سینما ندارد، وقتی فیلم را می‌بیند درگیر می‌شود تا افرادی که تحصیلکرده و نخبه جامعه هستند. هر کس با هر نگاه و وسعت و زاویه دید می‌تواند برداشت‌های متفاوتی از این فیلم‌ها داشته باشد. به دلیل همین اهمیتی که در فرآیند ساخت و نمایش وجود داشت، مخاطب هم نسبت به تماشای آن احساس دغدغه‌مندی دارد و به فکر واداشته می‌شود. وقتی واقعی به قضیه نگاه می‌کنم، آن چیزی که بعد از ۴ سال اتفاق افتاده و اکنون نزدیک به ۴ ماه در حال پخش است؛ اگر در جذب مخاطب ناموفق باشد، بخشی از آن به دلیل خاص بودن مخاطبان سینمای مستند است و بخش اصلی‌اش به دلیل غفلت مسئولان و سازمان‌هایی است که با وجود اینکه خوراک مناسب برای تزریق به جامعه آماده است اما هیچ تلاشی از سوی آنها در جهت گسترش این تفکر و برای رسیدن به هدف نهایی وجود ندارد. با این حال، ما هیچ‌گاه ناامید نمی‌شویم، زیرا این نگرش کارستان است که باید به آینده به دید مثبت نگاه کرد.

ارزش‌آفرینی مقدمه کارآفرینی
کد خبر: ۱۹۳۰۴
۱۹ مهر ۱۳۹۶ - ۱۶:۱۶
ارسال نظر
captcha