محمدعلی خطیبی/ نماینده پیشین ایران در اوپک
«اقتصاد بدون نفت» شاید در نگاه اول عبارت درستی نباشد، زیرا ایران منابع خدادادی بسیاری در حوزه نفت و گاز دارد که نادیده گرفتن آنها نه ممکن است و نه درست. در واقع طرح اقتصاد بدون نفت، نه طرحی برای نادیده گرفتن درآمدهای نفتی در کلیت اقتصاد کشور، بلکه شیوهای برای بیتوجهی به این درآمدها در تامین هزینههای جاری کشور است. یعنی تلاشی است برای آنکه اداره کشور با تکیه بر درآمدهای نفتی انجام نگیرد، بلکه از این درآمدها به عنوان سرمایه ملی استفاده کنیم که روزبهروز به آنها افزوده شود. این یکی از پایههای رویکردی است که به عنوان اقتصاد مقاومتی شـناخته میشود. برای تحقق این رویکرد که سیاستهای اجرایی آن نیز ابلاغ شده، در بخش نفت باید تا حد امکان از خامفروشی خودداری کرد، زیرا فروش فرآوردهها در بازار بسیار راحتتر و با ارزش افزوده بالاتر انجام میگیرد. همچنین باید تلاش کرد میعانات را که درحالحاضر در سبد خامفروشی قرار دارد، پالایش کرده و به صورت فرآورده بفروشیم. امروزه با گسترش فناوریهایی که به ما امکان میدهد گاز را نیز به فرآورده نفتی تبدیل کنیم، میتوان راهکارهایی اندیشید تا خامفروشی نفت، گاز و میعانات را به صفر رسانده و برای کسب ارزش افزوده بیشتر به فروش فرآوردههای آنها روی بیاوریم. در حوزههای غیرنفتی مثل تمامی عرصههای اقتصاد دو بخش اصلی وجود دارد؛ یکی بخش درآمدها و دیگری بخش هزینهها. در بخش درآمدها باید براساس روند سالهای گذشته، صادرات غیرنفتی را مرتب افزایش و با از میان بردن موانع و مقررات دستوپاگیر به روند روبه رشد آن شتاب بخشید و دولت کمکهایی برای استفاده از ظرفیتهای صادرات غیرنفتی انجام دهد. در بخش هزینهها، متاسفانه بیشتر درآمدهای نفتی کشور صرف واردات شده است. با توجه به اینکه تحقق درآمدهای ارزی ما نیز مدتهاست با مشکلات تحریمی روبهرو شده نیاز است در بخش هزینهها دقت بیشتری شده و با بهرهوری بالاتری از آن استفاده شود. یعنی باید درآمدها به میزانی که واقعا ضروری است بکار گرفته شود و از آن طرف، از صرف هزینههای غیرضروری به شدت پرهیز کرد. به طور کلی باید اقتصاد کشور را به سمتی هدایت کرد که نهتنها بخش هزینهها را تا سرحد امکان کنترل کرد، بلکه با خودداری از واردات بیرویه، واردات کالاهای لوکس، مصرفی و غیرضروری و با حمایت از بخش داخلی تولید، تامین نیازهای داخل را با تقویت نیروهای مولد که ایجادکننده اشتغال هستند و چرخ اقتصاد را به گردش درمی آورند همزمان به پیش برد. در این راستا، باید ابتدا به سمت صنایعی رفت که هزینه و وقت کمتری میبرند، پس صنایع کوچک و بخشهای زودبازده را باید شناسایی کرد و در اولویت قرار داد و آنها را به کار گرفت. با توجه به حجم بیکاری که در کشور وجود دارد میتوان به بخشهای اشتغالزا نیز توجه ویژهای داشت. استفاده از جوانان تحصیلکرده که برای کشور سرمایه و امتیاز به شمار میروند، میتواند کشور را از تنگنایی که در آن قرار دارد عبور دهد. اینها مواردی است که میتوان در بخش نفت، درآمدها و هزینهها درنظر گرفت. از طرف دیگر مکانیزمهای افزایش نقش اقتصاد غیرنفتی در درآمدزایی کلان کشور راهبردهایی اسـت که در آینده چه نرخ نفت کاهش بیاید، چه در همین سطح باقی بماند و چه افزایش پیدا کند نباید آنها را فراموش کرد. متاسفانه بارها در طول تاریخ شاهد بودهایم، زمانی که نرخ نفت کاهش پیدا میکند و درآمد کشور نیز کاهش مییابد، اندیشه یافتن راهکار برای افزایش آن، قوت میگیرد اما در مقابل، در طول سالهایی که درآمد نفت کاهش پیدا نکرده بود و افزایش روزافزون داشت، بحث اقتصاد بدون نفت هرگز پیگیری نمیشد. این کاهش نرخ نفت تهدیدی است که میتوان آن را به فرصت تبدیل کرد، تا بحثهای اینچنینی بیشتر مطرح و جدیرتر دنبال شود و در نهایت وابستگی کشور به نفت را کاهش داد. در واقع باید کوشید جدا از بالا یا پایین آمدن نرخ نفت، از درآمدهای نفتی به عنوان یک سرمایه استفاده کرد و روزبهروز بر ارزش آن افزود. دولت باید با برنامهریزی بلندمدت، به صورت زمانبندی شده و عملیاتی کردن این برنامهها در بخش تولید، واردات و صادرات غیرنفتی و حتی حوزههای نفتی با حمایت ملی، در یک زمان معقول اقتصاد را تقویت کرده و آسیبپذیری آن را در مقابل فشارهای خارجی به کمترین میزان برساند.