محمدجعفر محمدزاده/ روزنامه نگار
شنیدم شخص محترمی گفته است که فردوسی ضددین نبوده بلکه عرب ستیز بوده است (نقل به مضمون). همزمان باروز پاسداشت شعر و ادب فارسی، ضمن گرامیداشت یاد شهریار شعر فارسی، مناسب دیدم هر چند به اجمال و در حوصله این مجال نکتهای در نقد و تصحیح این گفتار گفته باشم. گرچه لابد شخص محترم گوینده به قصد خیر و مقصودشان زدودن اتهام ضد دینی از دامن یکی از ارکان شعر و ادب فارسی بوده است. فردوسی مسلمانی پاک، معتقد و مومن بوده و برای این ویژگی او نیازی به تایید احدی نیست چه آنکه اثرسترگ او، شاهنامه، بینه بیچون و چرای این اعتقاد است. به نظر اینجور اظهارنظرها از سر عجز از شناخت و تحلیل استوانههای ادب فارسی است و بیم آن میرود، آنگونه که در موارد مشابه پیشینه دارد، کسی برای تقدیس فردوسی بزرگ نظریه وجود دو فردوسی را مطرح کند یکی فردوسی ضددین و دیگری فردوسی ضدعرب یا عرب ستیز. حال آنکه فروسی را با ستیز و عناد سر و کار نبوده و مقصود همتبلند او فراتر از ستیزه وعناد است. اگر اظهارنظر این شخص محترم را بپذیریم نهتنها خدمتی به فردوسی نکردهایم بلکه او را در حد فردی جاهل و متعصب که همتاش را مصروف ستیزه قومی کرده است، پایین کشیدهایم. ضرورت دارد عظمت فردوسی حکیم، عدالتجو، خردورز و بلندهمت و شاهکار عظیماش، شاهنامه، را معقولانه پاس بداریم و با اینگونه حرفها تنزل جایگاه ندهیم که میشود مصداق این ضربالمثل معروف است که «دست برد ابرویش بیاراید چشمش را کور کرد».