علی نعیمی / روزنامهنگار
رابطه هنر با دیگر حوزههای انسانی رابطهای متقابل و به دور از تنش است. در طول تاریخ هرگاه هنر وارد مسیری شده است که یک طرف آن آلوده به رفتارهای سیاسی بوده است یا از ناهنجاریهای اجتماعی و بحران اقتصادی رنج میبرده است؛ هنر نیروی محرک خوبی برای روشن کردن موتور مردمان یک سرزمین بوده است تا بتوانند رنج دوران را با خلق و همراهی آثار هنری به راحتی هضم کنند. از این منظر شاید بتوان هنر- با هر نوع و رویکردی- را کاتالیزور و محلل اتفاقات و مشکلات دانست. در چنین جوامعی اگر هنر کارکرد معکوس خود را در پیش بگیرد و به جای آنکه بتواند سایه لطافت خود را بر درشتیها و زمختیهای جامعه پهن کند؛ خود زیر لوای آن قرار بگیرد نتیجه آن میشود که از یک سو به مسلخ سیاست کشیده میشود و از طرف دیگر مطامع اقتصادی دست از سرش بر نمیدارند. اتفاقی که این روزها برای ۵۰۰ تابلوی ارزشمند هنری در فرهنگستان هنر رخ داده است نتیجه همین رویکرد معکوس به هنر و هنرمند است. تعدادی از هنرمندان مطرح و نامی کشور با فروش آثار خود به گنجینه بانک پاسارگاد و دریافت وجه مورد معامله تمامی حقوق را به شرکت زیرمجموعه این بانک واگذار کرده است. این اتفاق پس از گذشت سالها یک مدعی پیدا کرده است و رییس فرهنگستان هنر معتقد است این آثار بدون اجازه به مجموعه یادشده فروخته شده است. در حالی که خود صاحبان اثر مدعیاند که تمامی آثار با رضایت آنها واگذار شده است. معمای فرهنگستان هنر یک اتفاق ورای حرفهای مطرح شده در خود مستتر دارد. حال که ۸ سال از دوره ریاست بر این فرهنگستان میگذرد شاید موسم تغییر در آن بعد از استقرار دولت دوازدهم احساس میشود. تغییراتی که پیامدهای آن زودتر از واقعه رخ داده است و شاید نشانههای سیاسی بازی بر روح هنر سایه افکنده باشد. در شرایطی که هنرمندان تلاش میکنند پیوند میان اقتصاد و هنر را با رونق حراجها و فروش آثار خود با همکاری بخش خصوصی بیشتر کنند، کمترین توقع از مسئولان تسهیل کردن شرایطی است که باید در برابر ایجاد فرصت تنفس بیشتر به هنرمندان بدهند. فرصتی که اگر به موقع ایجاد نشود پیامدهای منفی آن تاثیرات مثبتش را از بین خواهد برد.