محمد ترکمان / کارشناس ارشد تاریخ معاصر ایران
مرحوم امیرعلائی نخستین سفیر جمهوری اسلامی ایران در فرانسه چون به زبان فرانسه آشنایی داشت و در رشته حقوق نیز تحصیل کرده بود، مدتی با مستشاران مالی بلژیکی در ایران همکاری کرده بود. بعد از ایجاد دادگستری، به درخواست داور، به آن وزارتخانه رفته بود. در آنجا نیز بهدلیل سلامت نفس و پرهیزگاری و قناعتپیشگی و تمایل نداشتن به نزدیکی به اصحاب قدرت به هر قیمت، سر تصاحب املاک مردم ازسوی پهلوی اول دچار مشکلاتی شده بود.... بهواسطه عرق ملی و میهنی از آغاز جوانی جذب جریانهای میهندوستانه شده بود. در سال ۱۳۲۵ در دولت قوامالسلطنه، وزیر کشاورزی بود. در فعالیتهای میهنی دکتر مصدق در نیمه دوم دهه ۲۰ در کنار او قرار گرفته بود. در تحصن دربار در اعتراض به انتخابات غیرآزاد و فرمایشی دوره شانزدهم تهران و تأسیس جبهه ملی ایران در کنار دکتر مصدق قرار گرفته بود. در دولت حسین علاء؛ در فاصله ترور و قتل رزمآراء و تشکیل دولت نخست دکتر مصدق، وزیر دادگستری و در دولت نخست دکتر مصدق به ترتیب وزیر اقتصاد ملی، وزیر کشور، وزیر دادگستری و بعدها سفیر ایران در بلژیک شده بود. پس از کودتای ننگین انگلیسی - امریکایی و ارتجاعی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ در اعتراض به کودتا، باوجود درخواست شاه به ادامه کار، همراه با دو سفیر دیگر ایران بهترتیب در امریکا و فرانسه مرحومان اللهیار صالح و سید باقر کاظمی، از سفارت استعفا و به میهن مراجعه کرد و دچار حصر و زندان و تبعید شد و تا پایان عمر در خط دفاع از استقلال و آزادی و منافع ملی و افتخار به پیروی از دکتر مصدق، مشی کرد، رحمت الله علیه رحمه واسعه. پس از وقایع بهمن ۵۷ ؛ در دوران وزارت مرحوم دکتر کریم سنجابی در وزارت خارجه، دکتر امیر علائی به سمت سفیر ایران عازم فرانسه شد. دکتر امیر علائی نقل میکرد ورودم به پاریس و روز تقدیم استوارنامه به رئیسجمهوری فرانسه، آقای ژیسکار دستن، مقارن شده بود با برخی اعدامها. در چند و چون آن اعدامها، سخنها داشتم، اما هر سخن جا و هر نکته مکانی دارد! میدانستم در ملاقات با رئیسجمهوری فرانسه، سخن از اعدامها نیز به میان خواهد آمد. به همین مناسبت از پیش با یک روزنامهنگار فرانسوی که از پیش با او آشنا بودم، صحبت کردم. او مطالب مهمی درباره اتفاقها و قتلهای فراوانی که در دست بهدست شدن قدرت در شورشها و انقلابها رخ داده بود، در اختیارم قرار داد. از جمله یک جلد از نشریه معروف L، Histoir نشریه مربوط به واقعیتهای تاریخی را که مربوط میشد به پایان اشغال فرانسه ازسوی نازیها و کشتارها میان نیروهای مقاومت و فرانسویهایی که با قوای اشغالگر همکاری کرده بودند، در اختیارم گذاشت. در روز ملاقات با ژیسکار دستن که دیداری به نسبت طولانی و گرم بود، رئیسجمهوری فرانسه اشاره به اعدام برخی رئیسان رژیم گذشته کرد و اظهار نگرانی کرد. در پاسخ گفتم: آقای رئیسجمهوری؛ در ایران، انقلاب روی داده است. رژیمی رفته و رژیم نوپای دیگری جانشین شده است. شما نگاهی به سایر انقلابها در دیگر نقاط جهان داشته باشید. ببینید در همین انقلاب فرانسه چه اتفاقهای دهشتناکی رخ داده است. به همین پایان اشغالگری فرانسه ازسوی آلمانیها نگاه کنید که چه تعداد فرانسوی بهدست فرانسوی به قتل رسیده است! به عنوان سند نیز گزارش آن مجله فرانسوی و نشانیهای آن را بیان کردم و افزودم خوشبختانه در رویدادهای اخیر ایران، این اتفاقها اندک بوده است و به طور مطمئن مسئولان با فرونشست شور و احساساتی که در این نوع حوادث از عوارض آن است و کنترل افراد غیرمسئول، نقطه پایانی بر این نوع برخوردها خواهند گذاشت و عدالت اسلامی و رعایت حقوق بشر خواهد شد. خدایش او را رحمت کناد که در دوران سفارت در فرانسه، آسیبها دید و وقتی مشاهده کرد امکان خدمت به میهن و هممیهنان را ندارد، استعفا داد و به میهن بازگشت و با یک زندگی پارسایانه و درویشانه، در طریق خط فکری خود مشی و تألیفاتی چند نیز از خود به یادگار گذاشت و باوجود اینکه سینهای پردرد داشت، سفره دل نزد بیگانگان که مترصد صید طعمه خود بودند، باز نکرد و با آنان همآواز نشد.