مهدی محمودآبادی / کارشناس رسمی دادگستری در رشته مهندسی ترافیک
بروز حوادث جادهای مانند آنچه برای دختران دانشآموز هرمزگانی اتفاق افتاد، نشان میدهد هنوز حساسیت زیادی نسبت به نقش عامل راه در تصادفات وجود ندارد و این موجب میشود همچنان شاهد بروز چنین تصادفاتی باشیم.
این درحالی است که در تصادفات همیشه راننده مقصر نیست و راه نیز باید «بخشنده باشد»، یعنی راه و تجهیزات ایمنی آن باید بهگونهای باشد که اشتباهات راننده را جبران کرده و جلو اینگونه تصادفات را بگیرد. در گزارشهای پلیس درباره چنین حوادثی، در ۹۹ درصد موارد، راننده مقصر اصلی شناخته میشود هرچند ممکن است گاهی این مسئله درست باشد اما آنچه نباید فراموش شود، نقش تجهیزات ایمنی راه در جلوگیری از سوانح است.
درواقع حتی اگر رانندهای خوابآلوده باشد و از جاده منحرف شود، این وظیفه متولیان راه است که زمینه جلوگیری از انحراف و واژگونی وسیله نقلیه را فراهم کنند. در تصادف اخیر، مشخص است هیچگونه تجهیزات ایمنی و گاردریلی در منطقه بروز سانحه وجود نداشته است؛ ضمن اینکه گفته شده اتوبوس به قرنیز پل برخورد کرده و ترکیدگی لاستیک، موجب واژگونی آن شده است. اینکه نقطه بروز سانحه، تجهیزات ایمنی و گاردریل نداشته مغایر با آییننامههای ایمنی راه است و موجب بروز سانحه شده است. گفته میشود علت اصلی حادثه در دست بررسی است و در آخرین اخبار هم بر نقش راننده در این تصادف اشاره شده است؛ با این حال پیشینه این گونه حوادث نشان میدهد دست آخر، راننده بهعنوان مقصر اصلی شناخته شده و از نقش تجهیزات ایمنی غفلت میشود.
در بیشتر واژگونیها، راه نقش اصلی را دارد. براساس اصول اولیه مهندسی ایمنی ترافیک، در جادهها منطقهای با عنوان «منطقه عاری از مانع» داریم که در این بخش باید برای وسایل نقلیهای که درحال منحرف شدن از جاده هستند، بستری فراهم شود که در آن ناحیه، بتواند خود را کنترل کنند و به مسیر برگردند؛ یعنی در این ناحیه نباید صخره، پرتگاه، دره و هیچگونه مانعی وجود داشته باشد. اگر چنین اتفاقی افتاد و چنین مانعهایی وجود داشت، باید آن منطقه را با استفاده از گاردریل و تجهیزات ایمنی، درمقابل حوادث ایمن کنیم. مسئله مهم دیگر درباره این سانحه آن است که میبینیم نسبت به شیوه جابهجایی دانشآموزان و سرمایههای علمی کشور در جادهها حساسیتی وجود ندارد درحالی که اینگونه سفرها را باید با حساسیت ویژهای برگزار کرد. در مهندسی عمران، ضریب مقاومت ساختمانهای مختلف در برابر زلزله باید متفاوت باشد؛ به عنوان نمونه بیمارستانها، دبستانها و مراکز آموزشی باید بیشترین ضریب ایمنی را داشته باشند.
به نظر میرسد برای سفرهای دانشآموزی، دانشجویی و علمی نیز باید چنین نگاهی وجود داشته باشد و ضریب ایمنی چنین سفری باید به مراتب از سفرهای عادی بیشتر باشد. بهعنوان نمونه راننده باید شرایط و تجربه خاصی داشته باشد درحالیکه میبینیم در این سفرها اغلب رانندههای کمتجربه به کارگرفته میشوند. در حوادثی مانند سانحه اخیر، نمیتوان فقط راننده را مقصر دانست، هرچند ممکن است خوابآلوده باشد و باید پیشتر، ناظر دیگری رفتار او را بررسی کرده و کنترلی بر او وجود داشته باشد یا قانون، اجازه ندهد او در نیمهشب حرکت کند. البته راننده اتوبوس میگوید خوابآلوده نبوده و نور خودروی روبهرو او را دچار مشکل کرده است؛ اگر این مسئله درست و جاده دوطرفه بوده است نباید اجازه حرکت در شب داده میشد. همین مسائل نشان میدهد برای این سفر اهمیت لازم را قائل نشدهاند و ثابت میکند زنجیرهای از عوامل موجب بروز تصادف شده است.
در تصادفات، پلیس همیشه به دنبال «علت تامه» تصادف؛ یعنی یک علت است درحالیکه زنجیرهای از عوامل تصادف را شکل میدهد که اگر هریک از آنها را حذف کرده باشیم، این تصادف رخ نخواهد داد. به عنوان نمونه اگر رانندگی در شب نبود، اگر جاده گاردریل داشت یا اگر راننده باتجربهتر بود، این اتفاق نمیافتاد. درمجموع باید گفت نگاه تکبعدی به حوادث رانندگی در کشور وجود دارد که در آن همه چیز به راننده ختم میشود درحالی که بهطور قطع افراد دیگری نیز باید مسئولیت بپذیرند و پاسخگو باشند؛ چه در بخش نظارتی، چه در بخش راهداری و چه مسئولان آموزش و پرورش؛ همانطور که اگر این اتفاق در هر کشور دیگری رخ داده بود، دستکم چند وزیر مجبور به پاسخگویی میشدند.
از سوی دیگر بهنظر میرسد همین نگاه تکبعدی به سانحه، موجب تکرار چنین حوادثی شود و هربار گفته میشود راننده مقصر است و به همین دلیل، پرونده حوادث بسته شده و برای جلوگیری از سوانح بعدی برنامهریزی نمیشود درحالیکه اگر همه مسئولان درگیر این رویداد، مسئولیت بپذیرند، میتوان از تکرار وقایع جلوگیری کرد.