«نیکلاس هاپتون» سفیر انگلیس در تهران بابیان اینکه دولت این کشور بهطور کامل به اجرای برجام متعهد است، تاکید کرد که لندن مصمم است رابطهاش را با دولت حسن روحانی در چارچوب برجام گسترش دهد.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: هاپتون بیان کرد که بریتانیا پیروزی دوباره حسن روحانی در انتخابات ریاستجمهوری را تبریک گفت و در همینباره «الستر برت» معاون وزیر خارجه در امور خاورمیانه و شمال افریقا را برای شرکت در مراسم تحلیف ریاستجمهوری اعزام کرد. به نظر من این اقدام نشاندهنده تمایل دولت بریتانیا به تعامل مثبت و سازنده با جمهوری اسلامی ایران است. سفیر انگلیس براین باور است که در ۲ سال گذشته، از زمان بازگشایی سفارتخانههای ۲ کشور، پیشرفتهای خوبی در زمینه گسترش روابط دوجانبه به ویژه در حوزه تجاری حاصلشده است. هاپتون همچنین از اینکه دولت حسن روحانی، گسترش روابط آینده با اروپا را به عنوان یکی از اولویتهای سیاست خارجی خود قرار داده ابراز خرسندی و بر لزوم تمرکز بر جنبههای مثبت این رابطه تاکید کرد. سفیر انگلیس در ایران بیان کرد: تعاملات و گفتوگوهای بیشتر میان دولتهای ایران و بریتانیا کمک میکند تا فاصله دیدگاه میان مواضع دو دولت کمتر و درک بیشتری حاصل شود. این سیاستمدار انگلیسی همچنین به پایبندی کامل کشورش به برجام اشاره و اظهار کرد: با تمام قوا تلاش میکنیم تا برجام به نفع تمام طرفها، به موفقیت برسد. وی در رابطه با رفع موانع بانکی در پسابرجام بیان کرد که دولت بریتانیا از طریق گفتوگو با بانکها و سایر موسسات در حوزه خدمات مالی تلاش میکند تا آنها تعاملات خود را با ایران افزایش دهند. هاپتون همچنین به وجود مشکلات صدور روادید برای ایرانیان اذعان و ابراز امیدواری کرد که با گذشت زمان و به صورت تدریجی تعداد صدور روادید در تهران که به گسترش روابط میان دو کشور کمک میکند، افزایش یابد. نیکلاس هاپتون با اشاره به اینکه ما حدود دو سال پیش، در اوت ۲۰۱۵ سفارت بریتانیا را در تهران بازگشایی کردیم و تاکنون پیشرفتهای خوبی داشتهایم گفت: بیتردید توافق برجام گام مهمی بود که بر اساس آن موفق شدیم تعاملاتمان را با ایران از سر بگیریم و در این بازه زمانی سفارت بریتانیا را به صورت کامل بازگشایی کنیم و از طریق همکاری نزدیک با دولت ایران و بخشهای تجاری روابطمان را گسترش دهیم. من پیشرفتهای انجام شده دراین زمینه را مثبت ارزیابی میکنم و به نظرم در مسیر درستی گام برمیداریم. البته مسائل زیادی وجود دارد که باید درحرکت به سمت جلو با یکدیگر برطرف کنیم. زمانی که روابط، پس از یک فاصله زمانی ۴ ساله - در حالی که سفارتخانه در این مدت تعطیل بوده - از سر گرفته میشود، همواره چالشبرانگیز است اما مسیر حرکت در جهت درستی قرار دارد. هاپتون افزود: به نظر من، شما باید در نظر داشته باشید که دولت بریتانیا به مدت ۴ سال در ایران سفارتخانه نداشت و برخی از شرکای اروپایی ما، حتی در دورانی که ایران تحریم بود و کار تجاری در بسیاری از بخشها دشوار بود، حضور داشتند. با این حال به نظر من، ما در حوزه تجاری طی ۲ سال گذشته که به ایران بازگشتهایم پیشرفتهای خوبی داشتهایم. دادههای آماری در همین رابطه نشان میدهد که همکاریهای تجاری با شیب قابل قبولی در حال گسترش است و به نظر من شیب آن تندتر هم خواهد شد. این همکاریها مطابق با سرعتی که تمایل داریم حرکت نمیکند. اما به نظر من شرکتهای تجاری انگلیسی بهویژه شرکتهای بزرگ، تعاملات خود را با ایران آغاز کردهاند؛ درهمین رابطه توافقهایی انجام شده و این اتفاقات مثبتی برای ایران و بریتانیا به شمار میرود. مقابله با دامهای تصمیمگیری میترا شهاب-کارشناس ارشد کارآفرینی: از جمله مهمترین و دشوارترین کارهای یک مدیر، تصمیمگیری است. در صورتی که بهدرستی انجام شده باشد، سازمان از نتیجه آن منتفع میشود و برعکس چنانچه تصمیم گرفته شده درست نباشد پیامد آن میتواند صدمات غیرقابل جبرانی به سازمان وارد کند. برای شناخت تصمیم نادرست و بد، بهتر است که فرآیند تصمیمگیری را بررسی کرد مانند شفاف نبودن گزینهها، نبود اطلاعات کافی، برآورد نشدن درست هزینهها، سنجیده نشدن منابع لازم، مزایای حاصل از انجام تصمیمگیری و.... ذکر این نکته ضروری است که در برخی موارد منشا تصمیم نادرست، ریشه در فرآیند تصمیمگیری ندارد، بلکه به طرز فکر تصمیمگیرنده بازمیگردد. افراد در پارهای موارد از رویههای تکراری و یکنواخت برای غلبه بر پیچیدگیهای موجود در تصمیمگیریها استفاده میکنند بهطور مثال در تخمین مسافت، هر چه شیء واضحتر به نظر برسد نزدیکتر و هر چه کدرتر بهنظر آید، دورتر پنداشته میشود که این میانبر ساده ذهنی در تخمین مسافت و جهتیابی موثر است. این روش نیز مصون از اشتباه نبوده و در شیوههای ابتکاری تصمیمگیریها، با سوء ادراکهای حسی مواجه میشود. رویههای معمول بهصورت گرایش و یا بینظمیهای غیرمنطقی در تفکر ظاهر میشوند و مانند سختافزاری در فرآیند تفکر ما تاثیر گذاشته و هنگامی که دقیقا داخل آنها گرفتار میشویم از تشخیص دادن آنها ناتوان هستیم. برای مدیران که موفقیت آنها بستگی به تصمیمگیریهای روزمره یا تصمیماتی که توافق میکنند، دارد این دامهای روانشناختی خطرناک هستند. دام لنگر شدن هنگام بررسی مسئله به منظور تصمیمگیری، فکر ما به اطلاعات اولیهای که پیرامون آن مسئله دریافت میکند وزندهی نامتناسبی دارد که آثار ارزیابیهای اولیه یا دادههای نخستین، قضاوتهای بعدی را تحتشعاع قرار میدهد. این لنگرهای فکری بهصورت اشکال گوناگون و سادهای ظاهر میشوند. به طور مثال نکاتی که توسط یک همکار بیان میشود، گزارشهای آماری مشاهده شده و... که برای مقابله با آن باید این نکات را در نظر داشت: - توجه به یک مسئله از چند منظر و دیدگاههای متفاوت؛ به جای اتکا به نخستین خط فکری که فرد با آن مواجه میشود، بهتر است از نقاط شروع و دیدگاههای مختلف استفاده کند. - پیش از مشورت با دیگران، درباره موضوع فکر شود. - داشتن تفکری باز و جویا شدن نظرات افراد برای کسب اطلاعات بیشتر و معطوف کردن افکار به جهتهای جدید. - به منظور اجتناب از بازگرداندن ایدههای فرد به خودش، بهتر است هنگام مشورت با مشاوران و دیگران، ایدههای خود را بیش از حد آشکار نکند. دام وضعیت موجود مقاومت در برابر تغییر وضعیت موجود ریشه در روان افراد دارد. به این معنی که به منظور حفظ خود از صدمات، تمایلی برای برهم زدن موقعیت فعلی وجود ندارد. هنگامی که عملی انجام میشود، مسئولیت آن پذیرفته میشود. بنابراین راه برای انتخاب و پشیمانی گشوده میشود. غیرمنتظره نیست که به طور طبیعی به دنبال دلایلی باشیم تا کاری را انجام ندهیم. در بیشتر موارد تکیه بر وضعیت موجود ایمنترین حالت است، چرا که این کار فشار روانی کمتری را در بر دارد. «وضیعت را برهم نزدن» یا «منتظر تثبیت شرایط شدن» و... ساختار موجود را مستحکم و تغییر آن را مشکلتر میکند. ناتوانی در استفاده از موقعیت، زمانی که امکان تغییرات وجود دارد، موجب ناتوانی در تصمیمگیری مدیران میشود. برای کاهش این دام باید؛ - هرگز به وضعیت موجود بهعنوان تنها گزینه فکر نکرده و انتخابهای دیگر را به عنوان نقاط مقابل تعیین نقاط قوت و ضعف ارزیابی کرد. - اهداف را به خود گوشزد کرده و بررسی شود که چگونه میتوان با حفظ موقعیت موجود، آن اهداف را محقق کرد. - هزینهها و سایر منابع و تلاشهای لازم برای تغییر در وضع موجود، به درستی برآورد شود. - ارزیابی و مقایسه گزینهها از دید زمان حال و آینده. یکی دیگر از انحرافات در انتخاب، شیوهای است که انتخابهای گذشته را توجیه میکند، حتی چنانچه انتخابهای گذشته دیگر معتبر به نظر نیایند. به طور مثال برای بهبود عملکرد یک کارمند بینهایت تلاش میشود، در صورتی که نباید از ابتدا استخدام میشد. بنابراین تصمیمهای گذشته بهصورتی درمیآیند که در اصطلاح اقتصادی «هزینههای غیرقابل جبران» نامیده میشوند، به عبارت دیگر سرمایهگذاری و پولی که درحالحاضر غیرقابل بازیابی هستند. علت اینکه افراد نمیتوانند خود را از تصمیمهای گذشته رها کنند، در بسیاری موارد این است که اشخاص آگاهانه نسبت به پذیرفتن اشتباه خود تمایل ندارند. آگاه شدن از یک تصمیم ضعیف در زندگی فردی میتواند یک موضوع کاملا خصوصی باشد و تنها به اعتماد به نفس شخص برمیگردد، اما در یک سازمان «تصمیم بد» موضوعی بسیار کلی است که باعث بحثهای انتقادی از سوی همکاران یا مدیران میشود. اگر مدیری کارمند ضعیفی را که خود استخدام کرده، اخراج کند، قضاوت عمومی را مبنی بر ضعف خود پذیرفته است. از نظر روانی بهنظر ایمنتر است که وی اخراج نشود، اما این تصمیم فقط باعث افزایش اشتباهات میشود. گاهی اوقات فرهنگ یک سازمان این دام را تقویت میکند و پروژههای شکستخورده را تا بینهایت و به امید موفقیت واهی ادامه میدهد. درصورتی که مدیران باید تشخیص دهند برخی ایدههای خوب ممکن است با شکست به پایان برسند و باید با قطع کردن ریشه شکستها مانع از رشد آنها شوند. برای رویارویی با آن باید نکات زیر را مورد توجه قرار داد: - در جستوجوی نظرات افرادی باشید که به تصمیمهای پیشین وابستگی ندارند و احتمال نمیرود که به آن تصمیمها متعهد باشند. - بررسی شود که به چه علت پذیرش اشتباههای گذشته فرد را دچار تنش میکند. - به دنبال راههای تسلط بر انحراف هزینههای غیرقابل جبران در تصمیمها و توصیههای زیردستان خود باید بود و در صورت لزوم مسئولیتها را دوباره تخصیص داد. - گسترش ندادن فرهنگ ترس از شکست که این مورد خود باعث ارتکاب اشتباه میشود. دام شواهد تاییدکننده این انحراف باعث میشود که فرد در جستوجوی اطلاعاتی باشد که دیدگاه موجود یا انگیزه وی را پشتیبانی کند، در حالی که باید از اطلاعاتی که دیدگاه وی را نقض میکند پرهیز نکند. انحراف شواهد تاییدکننده نه تنها امکان جستوجوی شواهد را تحت تاثیر قرار میدهد، بلکه بر چگونگی تفسیر شواهدی که دریافت میشود، نیز اثرگذار است. در این حالت فرد ارزش بسیار زیادی برای اطلاعات پشتیبانیکننده و ارزش خیلی کم برای اطلاعات متعارض قائل میشود. ذکر این نکته ضروری است که گاهی دو نیروی روانشناختی وجود دارد. نخستین نیرو، تمایل به تصمیمگیری ناخودآگاه فرد نسبت به کاری است که میخواهد انجام دهد. دومین نیرو، میل وی به انجام اموری است که به آنها علاقه دارد. بنابراین باید این نکات را در نظر داشت: - از تمایل به پذیرش شواهد سازگار بدون پرسش پرهیز شود. - تهیه یک استدلال مخالف، توسط شخص تصمیمگیرنده یا توسط شخص ثالث دیگری. - صادق بودن درباره انگیزهها. آیا واقعا اطلاعات جمعآوریشده، میتواند به یک انتخاب هوشمندانه کمک کند یا فقط بهدنبال شواهد تاییدکننده آنچه دوست دارید، بودهاید؟ - هنگام راهنمایی از دیگران در محاصره افراد «بله قربان گو» قرار نگیرید. دام چارچوبسازی این حالت با سایر دامهای روان شناختی ارتباط نزدیکی دارد. چارچوبها به شکل مزایا در مقابل معایب قرار میگیرند. چارچوبدهی با نقاط مرجع متفاوت نیز وجود دارند. هنگامی که دیگران تصمیمی را پیشنهاد میکنند، شیوهای را که آنها با آن مشکل را سازماندهی کردهاند، سنجیده و آنها را بهوسیله چارچوبهای گوناگون دیگری به چالش وادارید. به این ترتیب میتوان اثرات چارچوبدهی را محدود کرد. دامهای برآورد و پیشبینی برآورد یا پیشبینی رخدادهای دارای ابهام موضوع متفاوتی است و با وجودی که مدیران به طور مستمر چنین تخمینهایی را میزنند، اما به ندرت بازخورد شفافی از صحت کارشان دریافت میکنند. مواردی که تاکنون به آنها اشاره شد، بیشتر شیوه تصمیمگیری مدیران را در رویارویی با وضعیتهای مبهم تحت تاثیر قرار میدهد. موارد دیگری نیز وجود دارند که اثرات منحرفکنندهای در موقعیتهای مبهم دارند، زیرا توانایی آنها را در ارزیابی احتمالات کاهش میدهند. دام اطمینان بیش از حد بیشتر افراد در پیشبینی کردن خیلی خوب عمل نمیکنند، اما این تمایل وجود دارد که درباره صحت نظرات خویش بیش از حد حصول اطمینان داشته باشند که همین نکته میتواند باعث خطا در قضاوت و در نتیجه تصمیمگیری نامطلوب شده و نسبت به درستی پیشبینیها دامنه محدودتری را تعیین کند. برای کاهش آثار اطمینان بیش از حد در برآورد کردن، باید به حد بالا و پایین دامنه مقادیر امکانپذیر توجه کرد. این کار کمک میکند تا بهوسیله ارزیابی اولیه محدود نشده و ارزیابی خود را از نظر محدودههای بالا و پایین به چالش کشیده و بررسی کرد و ارزیابی واقعی پایینتر یا بالاتر از حد بالا واقع نشود. علاوه بر آن پیامدهای ممکن را نیز در نظر داشته و سپس به شکل متناسبی دامنه ارزیابی را اصلاح کرد. دام احتیاط بیش از حد احتیاط بیش از حد با محافظهکاری جلوه میکند. ازاین رو هنگام رویارویی با تصمیمهای پرمخاطره این تمایل وجود دارد تا برآورد یا پیشبینی را تا حد قرار گرفتن در «ایمنترین قسمت کار» تعدیل کرد. برای پرهیز از این دام، روی درستی دادهها باید تاکید شود. ارزیابیها را در یک دامنه منطقی سنجیده و اثر آن را تخمین زد و به ارزیابیهای حساستر توجهی مضاعف داشت. دستیابی صنعت به رشد مثبت ۵/۶ درصد در سال ۹۵ وزارت صنعت، معدن و تجارت در دولت یازدهم توانست روند منفی رشد صنعت را متوقف کرده و در پایان سال ۱۳۹۵ به رقم مثبت ۵/۶ درصد برساند. به گزارش ایرنا، تولید ناخالص داخلی و ارزش افزوده بخشهای اقتصادی در سالهای اخیر با توجه به تاثیرپذیری بالا از عوامل بیرونی همچون تحریمهای بینالمللی با روندی متفاوت از سالهای پیشین مواجه بوده است. بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران، نرخ رشد تا تیر ۱۳۹۶ بر مبنای سال پایه ۱۳۷۶ منتشر میشد که در مرداد ۱۳۹۶ سال پایه از ۱۳۷۶ به ۱۳۹۰ تغییر کرد. بررسی سهم بخش صنعت در تولید ناخالص داخلی نشانگر میزان تاثیرگذاری این بخش بر اقتصاد کشور بوده و روند تغییرات آن در سالهای اخیر میتواند گویای تاثیرپذیری این بخش از رویدادها و عوامل داخلی و بینالمللی موثر بر تولید و تجارت باشد. بر اساس این آمار، نرخ رشد صنعت به نرخ ثابت سال ۱۳۷۶ در سال ۱۳۹۱ نزدیک به منفی ۵/ ۱۰ درصد بود و در پایان سال ۱۳۹۵ به رقم مثبت ۵/ ۶ درصد رسید. این در حالی است که نرخ رشد فصلی بخش صنعت از فصل چهارم سال ۱۳۹۴ روند مثبت و رو به رشدی را آغاز کرد، به گونهای که در فصل چهارم سال ۱۳۹۵ این نرخ به ۱/ ۱۲ رسید. با توجه به برآوردهای انجام شده پیشبینی میشود در فصل نخست سال ۱۳۹۶ نیز این روند رو به رشد کماکان ادامه یابد. همچنین نرخ رشد صنعت به نرخ ثابت سال ۱۳۹۰ در سال ۱۳۹۱ نزدیک به منفی ۵/ ۴ درصد بود که در پایان سال ۱۳۹۵ به مثبت ۵/ ۶ درصد بهبود یافت. با توجه به اطلاعات مرکز آمار ایران، بخش صنعت کشور در سال ۱۳۹۲ با رشد منفی ۹ درصد یکی از پایینترین رشدهای خود را در سالهای اخیر بر اساس نرخ ثابت سال ۱۳۹۰ تجربه کرده است. تاثیر رشد منفی سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ به گونهای بود که پس از گذشت ۴ سال از وقوع آنها و با رشدهای به نسبت مناسبی که در سالهای ۱۳۹۳ و ۱۳۹۵ به ترتیب با ۳/ ۱۳ درصد و ۵/ ۶ درصد در بخش صنعت رخ داد، این بخش توانست اندازه بازار خود را در انتهای سال ۱۳۹۵ باردیگر به سطح سال ۱۳۹۰ بازگرداند. برپایه این گزارش، رشد تولید ناخالص داخلی بر حسب فعالیتهای اقتصادی به نرخ ثابت سال ۱۳۹۰ برای بخش صنعت در سال ۱۳۹۱ منفی ۱/ ۴ بود که در سال ۱۳۹۵ این رقم به ۹/ ۶ درصد افزایش یافت. همچنین سهم صنعت از تولید ناخالص داخلی به تفکیک بخش به نرخ ثابت سال ۱۳۷۶ که در سال ۱۳۹۱ نزدیک به ۹/۱۹درصد بود در سال ۱۳۹۵ به ۵/۱۹ درصد رسید. «محمدرضا نعمتزاده» وزیر پیشین صنعت، معدن و تجارت در اظهاراتی اعلام کرده بود، در آغاز دولت تدبیر و امید شاهد رشد منفی ۱۰ درصدی در بخش صنعت، بروکراسی بیش از حد، تعطیلی یا نیمهتعطیلی تعداد بسیار زیادی از صنایع، توقف طرحهای سرمایهگذاری مهم، مشکلات ناشی از نابسامانی خصوصیسازیها در قالب رد دیون، خصوصیسازی واقعی تنها ۱۰ درصدی، تورم بالا و تصمیمات خلقالساعه و یکشبه بودیم. به گفته وی، امروز و با ایستادگی مردم در برابر تحریمها و مشکلات و تلاش دولت، شاهد ثبات اقتصادی، باز شدن نسبی فضای جهانی، رشد مثبت تشکیل سرمایه ثابت، رشد اشتغال، افزایش تولیدات و صادرات و... هستیم، به طوری که در ۲ دوره متوالی ۳ ماهه سال ۹۵ رشد بخش صنعت و معدن ۱۰ درصد و در سال ۹۵ به بیش از ۵/۶ درصد افزون شد.