مصطفی رناسی/ نایب رئیس اتاق بازرگانی، صنایع معادن و کشاورزی استان اصفهان
مجوزهایی که دادن آنها به استانها واگذار شده باعث شده تا مردم راحتی بیشتری احساس کنند و کاغذبازی اداری نیز کمتر شود. این کار ترافیک، تراکم و مشغله را در تهران کم میکند. از این رو در یک مقایسه میتوان چنین گفت که فرض کنید در شهرهای بزرگی چون شانگهای و نیویورک یک وزارتخانه قرار باشد چندین برج بلند بالا داشته باشد. در این صورت فکر میکنید چه اتفاقی میافتد و چه کاغذبازی اداری باید طی شود تا یک مجوز برای یک کسبوکار صادر شود. در کشورهای پیشرفته خبری از چندین ساختمان برای نهادی مثل وزارتخانه در شهرهای گوناگون نیست، حال آنکه در ایران ما هر وزارتخانه چندین و چند ساختمان دارد که برای دریافت مجوز باید به بسیاری از آنها مراجعه کرد. صدور مجوز باید کم و بخشی از بار آن به تشکلها واگذار شود. این در جهت کوچکسازی دولت است. بعضی از تصمیمها و مجوزها البته جنبه ملی، حاکمیتی یا امنیتی دارد که میتوان آنها را به اداره کل استانها واگذار کرد چراکه کسانی که در استانها سمت دارند بدون تردید کمتر از آنهایی که در تهران مسئولیت دارند، نیستند. این ادارههای کل میتوانند اختیاردار و در مقابل مسئولیتپذیر و پاسخگو نیز باشند. از سوی دیگر، سامانهها اکنون همه آنلاین هستند و با کمک سامانه مرکزی نظارتی که در تهران فعالیت میکند، میتوان بر عملکردها نظارت و ارزیابی داشت. در واقع باید اجازه داد استانها کار خود را با اختیاراتی که به آنها داده میشود انجام دهند و تهران نیز بر فرآیند کار استانها نظارت داشته باشد تا سازوکار کشوری هماهنگی بهوجود آید. هر یک نفر کارمند اضافی بر سر راه کسبوکارها یک مانع و سنگ است. در واقع وزارت صنعت، معدن و تجارت باید به سمتی برود که کارها از کارمند محوری به فرآیند محوری تغییر پیدا کند. این کار در برخی سازمانها و نهادهای دیگر انجام گرفته است. برای نمونه، اهمیت گذرنامه کمتر از مجوز یک کارخانه ۲ تا ۳ هزار متری نیست. اما با اقدامهای انجام شده از سوی اداره گذرنامه میتوان بهسادگی به دفاتر پلیس + ۱۰ مراجعه و درخواست گذرنامه داد. این مدرک شناسایی تنها چند روز پس از درخواست بهدست متقاضی میرسد که این یعنی کم شدن کاغذبازیهای اداری. در دنیا چیزی به نام کارمند محوری وجود ندارد. در واقع کسی که مجوز میخواهد برایش اهمیتی ندارد که کارمند پشت میز چه کسی است چون به برنامهمحوری و فرآیندمحوری آن سازوکار اطمینان دارد. کارمند محوری حتی ایجاد فساد میکند حال آنکه برنامه محوری براساس چیزی از پیش تعیینشده و کسی نمیتواند در آن دخالتی داشته باشد. در کشورهایی مثل تاجیکستان و گرجستان نیز چنین فرآیند برنامهمحوری اجرا میشود و بسیار سادهتر از کشور ما میشود مجوز گرفت. این مشکل در بدنه دولت است که امیدوارم در دوره دوازدهم از حجم آن کاسته شود.