فاطمه امیراحمدی - روزنامهنگار
جایگاه امروز بانک بهعنوان مخزنی برای نگهداشت پول مردم در کشور تغییر کرده است. فلسفه بهوجود آمدن بانکها حفظ منابع مالی از دست سارقانی است که زمانی در قالب راهزن کمین بر مال مردم میکردند و زمانی دیگر به خانههای آنها دستبرد میزدند. البته کارکرد دیگر بانکها تسهیل معاملات تجاری بود تا بازرگانان زحمت حمل پولهای سنگین را متحمل نشوند و از شهری به شهر دیگر کیسهها و صندوقها را حملونقل نکنند.اما چه شد که بهیکباره و شاید هم تدریجی کارکرد بانکها در کشور تغییر کرد و امروز این ساختار خود بازرگانی شده که از مردمی پول میگیرد و به دیگری با مدت زمانی محدود میفروشد. عملی که بسیاری از مردم عادی و تولیدکنندگان را به فغان آورده و بیننده را به یاد افراد پولدار قدیمی میاندازد که بهطور خصوصی پول خود را با بهایی گزاف اجاره میدادند و از این راه کسب درآمد میکردند. به قول معروف در سایه و به دور از رنج انجام کاری ثروت روی ثروت میانباشتند. اما از آنجایی که «این پولها خوردن ندارد» تبدیل به سیاهچاهی برای دفن صاحب خود میشوند.امروز هر کس خود میخواهد تجربه کند تا بپذیرد و بانکها نیز بهعنوان امانتدار پولهای شهروندان به راهی میروند که به اعتقاد بزرگان دینی گناه و از نظر علمای اقتصادی خطاست. اگر زمانی مردم پول خود را تبدیل به جواهرات و بهعنوان سرمایه برای روز مبادا همراه خود میکردند امروز با تشویقهای سودهای بانکی کسب درآمد میکنند. البته تا زمانی که این سرمایهها برای امور آبادانی کشور هزینه شود قابل قبول است اما از آن جایی که این روند به سوی کسب درآمد متمایل میشود، معادله بههم میریزد.از زمانی که روند حل مبادلات و معاملات با نقش بانکها بهعنوان یک طرف قرارداد بهمنظور دریافت سود بیشتر برای خود بههم خورد مشکلات بیشتر شد و بانکها در چالهای افتادند که روز به روز در حال عمیقتر شدن است. چاه ویلی که پر نمیشود و به قولی خود باید ورشکستگیشان را امضا کنند.انتظار است دولت دوازدهم با روند اصلاحی که برای اقتصاد کشور و نیز صنعت درنظر گرفته برای رفع بنیادی این معضل فراگیر و همهگیر گامهای جدیتری بردارد و رسیدگی به این امر مهم را در دستور کار خود قرار دهد.