سارا رشادیزاده / روزنامهنگار
حرف از حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات که به میان میآید، نخستین تصویر از این حوزه، تصویر شبکههای اجتماعی و تغییرات در حوزه فناوری اطلاعات است. فناوری اطلاعات میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات اقتصادی باشد و باید با دقت نظر بیشتری به آن پرداخت.
این حوزه هم میتواند در قامت یک صنعت تمامعیار و اشتغالزا ظاهر شود و هم به شفافسازی و رونق سایر حوزههای صنعتی کمک کند. حال آنکه در برنامهریزیهای دولت دوازهم پیش از هرچیز حوزه ارتباطات و سختافزار محور قرار گرفته است.
نگاهی به برنامهریزیهای دولت دوازدهم گویای آن است که تمام برنامههای استراتژیک و کلان از افزایش سرعت دسترسی کاربران خانگی به ۲۰ مگابیت برثانیه، دسترسی ۸۰ درصد خانوار ایرانی به شبکه پهنباند، کاهش هزینههای پهنباند و اتصال به شبکههای توزیع محتوای بومی، تامین کامل زیرساختهای ارتباطی، اطلاعاتی و مقرراتی در مسیر تحقق دولت هوشمند، برقراری امکان دسترسی پرسرعت به ۹۰ درصد روستاها، تامین زیرساختهای خدمات الکترونیکی دولت برای ۸۰ درصد روستاهای بالای ۲۰ خانوار کشور، افزایش سهم درآمدی خدمات نوین پستی، افزایش ظرفیت ترانزیت ترافیک به ۳۰ ترابیت بر ثانیه و سایر برنامههای مشابه، همه و همه در حوزه زیرساختی و شبکههای ارتباطی قرار دارند.
این در حالی است که در مقابل این برنامهریزیهای دقیق و طولانی، حوزه فناوری اطلاعات تنها در حد چند برنامه کلی و کوتاه از جمله دادههای عظیم، پردازش ابری و اینترنت اشیا مورد توجه قرار گرفته است.البته با توجه به اینکه در ایران درآمد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات از سوی شبکه ارتباطی تامین میشود، توجه ویژه دولت دوازدهم به این حوزه هم چندان دور از انتظار نیست.
اما باید این نکته را نیز در نظر داشت که در الگوهای جهانی عمده درآمد از سوی حوزه فناوری بهدست میآید. به همین دلیل هم اگر قرار است به میانگینهای جهانی نزدیک شویم و سهمی از بازارهای جهانی بهدست آوریم، باید تلاش کنیم تا به جای اتکا به درآمد از سوی پروژههای ارتباطی؛ از پروژههای نرمافزاری و فناورانه درآمد کسب کنیم. در این میان بازنگری در برنامههای دولتی میتواند راهگشا باشد و به مرور زمینه را برای تغییر نحوه درآمدزایی در ایران فراهم کند.