اشکان تقیپور/ پژوهشگر و مدرس دانشگاه
درک مفهومِ «مسئولیت اجتماعی» رهگشای بسیاری از مشکلات جامعه است و کلیدواژهای برای «توسعه اجتماعی.» بدیهی است پس از درک این مهم، مهمتر از انجام «مسئولیت اجتماعی» چگونگی و راه و روش انجام آن است که علاوه بر «تعهد» به طور حتم «تخصص و مطالعه و تحقیق» را میطلبد. چه بسیار مردمانِ نیکسیرت که در زمینههای گوناگون نیتِ صادق و پاک داشتهاند و پای در میدان انجام «مسئولیت اجتماعی» گذاشتهاند اما به سبب آنکه از اسباب و وسایل و تخصص انجام آن، به هر سببی، بیبهره بودهاند، نتیجه دلخواه ایشان و جامعه حاصل نشده و چه بسا خسران و خسارت هم به بار آمده است که شاید اگر برای رفع ضرر پای در آن راه شریف نمیگذاشتند کارها به روالتر میبود و زیان کمتر. شکر خداوند، این روزها بحث تخصص و اِشرافِ مدیریتی برای انجام کارهای بزرگ در سطح کلان کشور فراگیر شده است. باید در نظر داشت که در انجام مسئولیتهای اجتماعی و پیامد نیکوی آن کاهش آسیبهای اجتماعی و سرانجام تحققِ توسعه اجتماعی، نگاه به خودمان هم باید مبتنی بر آگاهی و تواناییهایمان باشد تا تعهد و نیتِ خیرمان ثمرهای نیکو بدهد. مثال بسیار ساده آنکه بنده به راستی دغدغه کودکانی که در خیابان تکدیگری میکنند یا به فروش فال، گُل و شیشهشویی اتومبیلها میپردازند را دارم اما اگر ندانم پولی که در سر چهارراهها به بسیاری از اینکودکان داده میشود نه تنها به جیب آنها نمیرود بلکه میتواند موجبات سوءاستفاده و بیگاری بیشتر از آنها را فراهم کند، ناخواسته با نیت خیر و نیکو به ایجاد باندهای غیرقانونی سوءاستفاده از کودکان نیازمند دامن میزنم. این یک مثال کوچک بود تا بدانیم برای توسعه اجتماعی، ملزم بودن به انجام «مسئولیت اجتماعی» واجب است اما انجام آن در هر ابعادی نیاز به «آگاهی» دارد. در این راه «احساس نیک» و «خِرَد» و «عقلانیت» باید هماهنگ وارد گود شوند و هر یک نقش خود را به خوبی ایفا کند. با حکایتی مرتبط به بحثِ بالا از بوستان سعدی بزرگوار نوشته را به پایان میرسانم: «ناخوشآوازی ببانگِ بلند قرآن همی خواند. صاحبدلی برو بگذشت، گفت ترا مُشاهره( حقوقِ ماهانه)چندست؟ گفت: هیچ. گفت: از بَهرِ خدا میخوانم. گفت: از بهرِ خدا مخوان. گر تو قرآن برین نَمَط خوانی/ ببری رونقِ مسلمانی» * نَمَط به معنای رَوِش