سعید قصابیان / کارشناس حملونقل ریلی
نگاهی به برنامه پیشنهادی عباس آخوندی برای وزارت راه و شهرسازی دولت دوازدهم نشان میدهد در بخش مسکن، اولویت او پایان دادن به پروژه مسکن مهر است که به اصطلاح تبدیل به استخوانی لای زخم شده است. دولت دهم، ۵ هزار میلیارد تومان از نقدینگی کشور را در این پروژه حبس کرد. این اقدام، یک بار دیگر شکست سرمایهگذاری دولتی در بخش مسکنسازی نشان داد و مسلم است تکرار آن، فاجعهبار خواهد بود. درحالحاضر دولت پولی برای سرمایهگذاریهای بیشتر در این بخش ندارد. ضمن اینکه هیچ تضمینی نیست که سرمایهگذاری دوباره دولت، بتواند مسکن را از رکود خارج کند.
حل مشکل رکود مسکن فقط در توان وزارت راه و شهرسازی نیست. نباید فراموش کنیم نظام بانکی کشور هم امروز به شدت درگیر این ماجراست. نظام بانکی ما سالها با جمعآوری داراییهای سمی، ضربههای مهلکی بر اقتصاد کشور وارد کرد و اکنون معلوم نیست بتواند به آن کمک کند. در همین زمینه اصطلاح «داراییهای سمی» یکی از ابداعات عباس آخوندی است. بخش مسکن همواره سهم مهمی در ایجاد رونق در اقتصاد کشور داشته است اما گذاشتن همه تخممرغهای رونق اقتصاد در ظرف مسکن، اقدام درستی نیست و باید بخشی از تدابیر دولت، معطوف به ایجاد رونق در بخشهایی مانند صنعت و گردشگری باشد.
برای نقد بخش ریلی برنامه آخوندی، ابتدا باید یادآوری کرد با وجود سوخت ارزانی که به حملونقل جادهای عرضه میشود، امروز همه مزیتهای نسبی حملونقل ریلی از دست رفته و به جز چند شعار، چیزی باقی نمانده است و در واقع هیچ انگیزهای برای سرمایهگذاری فعالان اقتصادی در صنعت ریلی وجود ندارد. در این زمینه به نظر میرسد عباس آخوندی از تلاش برای جا انداختن لزوم واقعی شدن نرخ سوخت ناامید شده و مهر سکوت بر لب زده است. این در حالی است که کاهش شدت مصرف انرژی، راهکار قیمتی دارد و با تعارف محقق
نمیشود. در برنامه ارائه شده از سوی آخوندی در حوزه مسکن، بر مسئله هماهنگی برای اجرای مسکن اجتماعی تاکید شده است. مسکن اجتماعی یکی از طرحهای عباس آخوندی از ابتدای آغاز به کار او در وزارت راه و شهرسازی بود اما این طرح پا نگرفت. به نظر میرسد دلیل این مسئله، در درجه نخست به غلبه مشکلات مسکن مهر بر حوزه مسکن و در درجه دوم، به این دلیل بود که روی طرح مسکن اجتماعی به اندازه کافی فکر نشده بود. درواقع به نظر میرسد این طرح خام است و تا عملیاتی شدن، فاصله زیادی دارد.
نکته دیگری که در زمینه برنامه آخوندی قابل اشاره است، این است که فرآیند خصوصیسازی در این برنامه بلاتکلیف مانده است. درواقع فرآیند خصوصیسازی در بخش هوایی و ریلی در سالهای پس از جنگ، با شکست قطعی روبهرو شده است. یکی از نکتههای برجسته مطرح شده در برنامه آخوندی، افزایش سهم ترانزیت بار است. در این زمینه ساخت خطوط ریلی به منظور تکمیل کریدورهای ترانزیت ریلی بینالمللی، باید اولویتبندی شود. یادمان نرود اگر دیر بجنبیم، کریدور ریلی بینالمللی شرق- غرب بهجای ایران از شمال دریای خزر عبور خواهد کرد. البته آخوندی در دولت یازدهم، همت خوبی برای توسعه خطوط ریلی مسافری داشت که از این میان میتوان به تکمیل راهآهن غرب کشور اشاره کرد.
آخوندی در برنامه خود برای ۴ سال دوم وزارت، در حوزه حملونقل هوایی بر نکاتی تاکید کرده که پیشنیاز همه آنها، باز شدن ارتباطات بینالمللی ایران با دنیا و این مسئله نیز منوط به گشایش سیاسی در روابط ایران با قدرتهای اصلی است. به نظر میرسد هنوز با چنین گشایشی فاصله زیادی داریم، بنابراین او باید سناریوی دومی ارائه کند تا در صورت محقق نشدن پیشفرضهای فعلی، بتواند پاسخگوی مردم باشد.
او همچنین بر جذب سرمایه ملی و بینالمللی برای توسعه فرودگاه امام تاکید دارد. در این زمینه باید گفت هر روز تاخیر در تکمیل این فرودگاه، کشور را از درآمد هنگفتی محروم میکند. او باید تلاش کند در همین دوره، این فرودگاه را به سرانجام برساند که در این زمینه به نظر میرسد در جستوجوی سرمایهگذار است و امیدواریم به نتیجه مطلوب برسد.
نکته دیگر درباره برنامه آخوندی این است که اگرچه حملونقل، نقشی حیاتی در توسعه گردشگری دارد اما در برنامه وزیر راه و شهرسازی اثری از توسعه حملونقل به منظور کمک به گردشگری دیده نمیشود.