حسن بشیر/ نویسنده
مدتهاست به این نتیجه رسیدهام که باید از عبارت معروف مک لوهان، دانشمند بزرگ کانادایی، یعنی «رسانه همان پیام است» عبور کرد و گفت که «رسانه همان فرهنگ است.» مدتها نیز تسخیر افکار عمومی به وسیله رسانه موبایل به یک واقعیت ملموس اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تبدیل شده است. در این رابطه تلفن همراه، فرهنگساز شده است، فرهنگی که در خود رسانه مستتر است و هر از چند گاهی به نحوی بازنمایی میشود. عکس سلفی با موبایل، فقط یک عکس ساده نیست. شیوه بروز و ظهور فرد در کنار دیگران است که بخشی از آن در رویکردها و گرایشهای ناخودآگاه فرد پنهان بوده که بدینوسیله عیان میشوند. آشکارسازی این رویکردها با خصلتهای درونی، انعکاس نوعی از «گرایش فرهنگی» است که فضای جدیدی برای ظاهر شدن پیدا کرده است. عامل این ظهور و بروز رسانه تلفن همراه است. رسانهای که توانسته مکنونات درونی هر فرد را با پیرامون خود به شیوه دیگری پیوند دهد. سایر رسانهها نیز کم و بیش در این فرهنگسازی تاثیرگذار هستند، اما به دلیل ویژگیهای خاص، تلفن همراه، گوی سبقت را از همه آنها ربوده است. عکس سلفی برخی از نمایندگان مجلس با خانم موگرینی، تنها یک عکس نیست که به شکل تفننی و تفریحی گرفته شده است، بلکه بیانگر نوعی از فرهنگ جدیدی است که ریشه آن در رسانه است و بهتدریج در حال هژمونیک شدن است. هر گونه نقد و ارزیابی از این واقعیت میتواند در فضاسازی برای گسترش این فرهنگ تاثیرگذار باشد. به عبارت دیگر، رسانه موبایل، نه تنها در خلق یک فرهنگ موثر است، بلکه در ایجاد گفتمانهای گوناگون در پیرامون آن نیز تأثیرگذار است. فرهنگی که به یک گفتمان تبدیل شود، چالشهای زیادی با سایر گفتمانهای دیگر به وجود میآورد. این کشمکش گفتمانی در تعمیق آن فرهنگ نقش اساسی خواهد داشت. بنابراین، اگرچه شاید شکل بکارگیری رسانه تغییر خواهد یافت، اما تنوع بکارگیری آن در ظهور و بروز مکنونات درونی و فرهنگسازی بر اساس فهم جدیدی که رسانه القا میکند، گسترش خواهد یافت. حرکت اخیر برخی از نمایندگان مجلس در سلفی گرفتن عکس همراه با خانم موگرینی، بیانگر امر مهم دیگری است که میتواند در آینده بیش از گذشته مشکلآفرین باشد. این مشکل در فرهنگ و شیوه بازنمایی آن نمودار میشود. «بلوغ فرهنگی» حالتی نیست که با تصرف یک جایگاه، مقام، پست و عنوان به وجود میآید، بلکه فرآیندی زمانبر، هم از نظر فردی و هم از منظر اجتماعی را میطلبد. بسیاری از مشکلات اجتماعی ما ریشه در همین موضوع دارد. رسانه، به ویژه تلفن همراه، به دلیل ویژگیهای خاص خود، در حال نقشآفرینی در تولید نوعی از «بلوغ کاذب فرهنگی» است. همانگونه که علم گاهی به حجاب تبدیل میشود، فرهنگ رسانه نیز با نهادینه شدن در حال تقسیم افراد و جامعه به دو گونه «بالغ واقعی» و «نابالغ واقعی» در همین راستا شده که خود بیانگر گونههایی از فرهنگ جدید دنیای معاصر است. این حرکت از دیدگاه دیگر، ادعای «رسانه همان فرهنگ است» را بهخوبی اثبات میکند. باوجود جایگاه بلند و رفیع مجلس، حرمت نمایندگی مردم، ضرورت داشتن بصیرت لازم سیاسی، آیندهنگری و ارزیابی هر اقدام که نمایندگان محترم مردم باید به آن توجه عمیق داشته باشند، اما رسانه موبایل توانست همه آنها را به حاشیه براند و فرهنگ بازنمایی را به شیوهای دیگر به نمایش درآورد. موگرینی، در این رابطه تنها یک «محرک قوی» بود که رابطه بین رسانه و نمایندگان را تحریک و تقویت کرده است، تا فرهنگی را به نمایش بگذارد. آتش پلاسکو نیز، در همین راستا، میتواند مورد تحلیل قرار گیرد. حوادث دیگری که در چند هفته اخیر نیز اتفاق افتادند و شبکههای اجتماعی را تسخیر کردند و بسیاری از حوادث مهم و حیاتی را به حاشیه راندند، بیانگر همین واقعیتاند. بهنظر میرسد که در آینده، رسانه نه تنها فرهنگ عمومی را شکل خواهد داد و خود به یک فرهنگ جدید تبدیل خواهد شد، بلکه در شکلگیری اعتقادهای فردی و اجتماعی نیز نقشآفرینی خواهد کرد.