محسن جلالپور / فعال اقتصادی
تنفیذ و تحلیف به پایان رسید. ترجیعبند هر دو آیین، اهمیتدادن به «ساماندهی اقتصاد» و «بهبود مناسبات» و «تعامل گسترده با جهان» بود. هم مقام معظم رهبری توصیه کردند و هم رئیسجمهوری بر آن صحه گذاشتند. با این توصیه و این تأکید، دولت دوازدهم میتواند آغاز یک فصل جدید باشد. فصلی مهم و تعیینکننده. مسئله ساده است اما تصمیمهای سخت میخواهد. اقتصاد ایران مشکل اشتغال دارد. این مشکل در حال تبدیل شدن به یک مسئله اجتماعی و امنیتی است. برای ایجاد شغل نیاز به سرمایهگذاری و بازارگشایی داریم. اما به دلیل نامناسب بودن فضای کسبوکار و اطمینان نداشتن بخش خصوصی، نه میتوانیم این سرمایه را از داخل تامین کنیم و نه تولیدمان قدرت رقابت در بازارهای جهانی را دارد. باید نگاه به بیرون داشته باشیم. برخی میگویند ۵۰ میلیارد دلار و برخی معتقدند به ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه نیاز داریم. فرقی نمیکند. مهم این است که فضا و امنیت لازم برای ورود حتی یک دلار را فراهم کنیم. اقتصاد ما با تکیه بر داشتههای فعلی خود، توان ایجاد تحرک را ندارد. عوامل درونی اقتصاد ایران، توان اثرگذاری بیش از این بر رشد اقتصادی را ندارند. مشخص است که به عارضه کمتقاضایی در داخل و ناتوانی در رقابت بازارهای جهانی دچار شدهایم. تولید میکنیم و در انبارها میخوابانیم و قدرت صادرات هم نداریم. طرفه آنکه از میان ۲۰ اقتصاد بزرگتر جهان، تنها اقتصادی هستیم که به بازارهای جهانی نپیوستهایم. تنها اقتصاد بزرگی هستیم که هنوز تکلیفمان را با WTO روشن نکردهایم. حداقل پاداشی که «تعامل مثبت» برایمان دارد، صادرات به کشورهای همسایه است. همسایگان ما ۳۰۰ میلیون نفرند. بازاری ۳۰۰ میلیون نفری که میتواند اقتصاد ما را تکان دهد. اظهارات رئیسجمهوری در آیین تنفیذ و تحلیف امیدوارکننده بود. توصیه مقام معظم رهبری به تعامل گسترده با جهان خیلی مهم است. رئیسجمهوری روحانی هم به درستی بر آن تأکید دارد اما واقعیت این است که هنوز بخشهایی از نیروهای سیاسی جامعه، ظرفیت چنین تحولی را ندارند. ما نمیدانیم تعامل خوب با دنیا چگونه تعاملی است. درحالحاضر هیچ اجماعی درباره این مسئله که برونگرایی به طور دقیق چگونه سیاستی است وجود ندارد. عدهای برونگرایی و تعامل مثبت با جهان را راه نجات و عدهای آن را راه نفوذ میدانند. باید یک بار برای همیشه در این باره چارچوبهای مشخصی ترسیم شود. با گفتن و تأکید کردن، چیزی درست نمیشود.