|

تراژدی غم‌بار ممنوعه‌ها

فهرست محتوا

هوشنگ پوررضاقلی/ رئیس پیشین پلیس آگاهی استان کرمان

«شمار مسمومین مشروبات الکلی در سیرجان به ۱۲۱ نفر رسید. ۶۲ نفر تحت درمان دیالیز قرار گرفتند. حال دو نفر وخیم گزارش شده است. تعداد فوت شده‌ها ۵ نفر است.» مسمومیت گسترده بر اثر مصرف عرق دست‌ساز غیربهداشتی و غیراستاندارد با ترکیبات همیشه نامعلوم و ناشناخته، تکرار تراژدی غمبار و فراموش‌نشدنی در جای جای ایران، مثل بختکی شوم آوار شد، شوک‌آور و مایوس‌کننده و در تضاد با همه ویژگی‌ها و محاسباتی که برای هویت یک شهر می‌توان مد نظر داشت، چه سیرجان و چه هر شهر و منطقه‌ای با هویتی دیگر. مرگ، کما، دیالیز، کوری، تاری در دید، دلهره مادر و کمر شکسته پدر، کلیدواژه‌های این مهلکه خودساخته است. عمرهای بر باد رفته، آرزوهای مدفون و شادی ناتمام، حاصل این فرآیند پنهان، مجرمانه و البته غیرقابل کنترل است در پی نوشیدن استکان‌هایی پر و نیمه‌پر از آنچه به شادی‌زایی آن امید بسته‌اند، برای تصرف لحظه‌ای از نشاط، شور و عبور از همه ناکامی‌ها و نامرادی‌ها. این تکرار پایان‌ناپذیر است، در پنهان همه کار می‌کنیم، استعمال مواد مخدر، ازنوع غیراستاندارد و غیربهداشتی و با ترکیبات همیشه نامعلوم و غیرقابل تفکیک و تشخیص و مرگی که در تسلسلی بی‌پایان، «مصرف‌کنندگان همیشه منکرم» را در چنبره خود دارد و رها نخواهد کرد. حکایت تعلق خاطر نوعی از بشر به مصرف الکل و مواد مخدر نقل امروز و دیروز نیست، نقل همیشه تاریخ است، صرف نظر از همه عقایدی که در دوران مختلف تاریخ درباره آنها وجود داشته. اما اینکه عده‌ای جوان و حتی نوجوان ۱۳ و ۱۴ ساله به صورت فله‌ای، قربانی آن شوند با هیچ منطقی سازگار نیست و حتما معرف این مهم است که یک جای کار می‌لنگد، در خانواده، در جامعه و در ساختارهای فرهنگ‌ساز و در آنچه در قالب تربیت فردی و گروهی مطرح است. چگونه می‌توان پذیرفت جوان یا نوجوانی برای اینکه تفریح کند، دچار مرگ یا نقص عضو و ضایعه غیرقابل درمان شود. آنجا که مافیای پنهان، سازمان‌یافته و به شدت فعال در همه ممنوعه‌ها، فرصت یافته‌اند تا هر محصولی را تولید کرده و در پنهانی‌ترین شکل ممکن به جامعه عرضه و درآمدهای افسانه‌ای کسب کنند. اگر قاعده بر منع مصرف است که باید محکم و بی‌تزلزل بر قاعده موضوعه خود بایستیم و منع وضع شده را عملیاتی کنیم، نه اینکه این ممنوعه‌ها، غباری قطور شوند تا در زیر سایه امن آن، هر نانجیبی اینگونه فرصت کشتار پیدا کند. روزی سرب در تریاک می‌کنند و روزی دیگر با ترکیبات ناشناخته، آنقدر ماهیت و بافت مواد مخدر را تغییر می‌دهند و استحاله می‌کنند تا وزن خرید و مصرف بالا رود. حکایت عرق سگی و دست‌ساز هم همان حکایت مواد مخدر است؛ روزی با متانول غیرخوراکی مرگ‌آور ترکیب و عرضه می‌شود و قربانی می‌گیرد و روزی دیگر با فرآیند ناتمام شیمیایی آن، تبدیل به عنصری مرگ‌آور می‌شود و همچون تبری بر ساقه جوان و نوجوان جامعه فرود می‌آید و بر زمین می‌ریزد... و روزی دیگر در فرآیند و ترکیب مرگبار دیگری، قربانی می‌گیرد، حتی اگر فله‌ای نباشد، انفرادی اما مستمر قربانی می‌گیرد. تجربه همه ممنوعه‌ها در جامعه ما، تجربه ناموفقی در ذهن ترسیم می‌کند: ویدئو، ماهواره، مواد مخدر، روان‌گردان‌های صنعتی و نوپدید و مشروبات الکلی و... شاید روزی مجبور شویم در ممنوعه‌های‌مان تجدید نظری مبتنی بر عقلانیت و مصلحت کنیم، که اگر نکنیم این حکایت پایان‌ناپذیر همچنان ادامه خواهد یافت و همچنان قربانی خواهد گرفت. ممنوعه‌ها با قاعده عرضه و تقاضای غالب و پرتعداد در یک جامعه انسانی، فقط منجر به پیدایش و شکل‌گیری و تداوم ساختارهای غیرقانونی و مافیایی می‌شوند. اگر مفرهای قانونی ایجاد نشود، مثل تونل‌های جاده‌ای که اگر نباشند یا مسدود شوند، حتما موجب نفی تردد نمی‌شوند بلکه به اعتبار تجربه‌های پرتعداد و مکرر بشر، تنها به عبور از بیراهه‌های خطرناک، پیچ در پیچ، مهلک و پرریسک ختم می‌شود.

تراژدی غم‌بار ممنوعه‌ها
کد خبر: ۱۱۲۵۸
۰۶ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۶
ارسال نظر
captcha