مژده طباطبایی / مدیر گالری مژده
در بیست و دومین حراج کریستیز ۱۶۳ اثر به نمایش درآمد که ۴۹ اثر آن به هنرمندان ایرانی اختصاص داشت، به این معنی که ۳۰ درصد کل آثار متعلق به ایرانیها بود و این خود یک افتخار ملی محسوب میشود زیرا ما توانستیم در عرصه بینالمللی حضور چشمگیری داشته باشیم و در زمینههای مختلف عکس، مجسمه و نقاشی از هنرمندان مختلف پیشکسوت و جوان و آنها که در قید حیات نیستند، آثاری را در این حراج داشته باشیم. این اتفاق و رویداد مهمی است که ارزش ویژهای در هنر تجسمی ایران دارد و میتواند آن را بیش از پیش در عرصه بینالمللی مطرح کند. با وجود اینکه بعضی آثار در حراج کریستیز به فروش نرفت اما با این حال باز هم آثار هنرمندان ایرانی رکورددار فروش بودند که این مایه افتخار همه ماست. طبیعی است که هر چه بازار حراجیها در جاهای مختلف دنیا داغ باشد و شور و هیاهو در مطبوعات خارجی و دنیای بینالملل بیشتر باشد موجب رونق اقتصاد هنر در داخل کشور خواهد شد. در اصل خریداران آثار هنرمندانی که بازار بینالمللی دارند ایرانیها هستند که باید در این باره کوشش شود تا رقابت بین خریداران افزایش یابد و کلکسیونرهای خارجی هم علاقهمند شوند که در بین کلکسیون آثارشان، کارهایی از هنرمندان ایرانی وجود داشته باشد. ما در حراجیهایی مانند حراج تهران میبینیم کلکسیونرهای ایرانی که بیشتر مقیم ایران هم هستند با شور و هیجان خاصی عمل میکنند و به همین دلیل است که هر دوره رکورد حراج تهران نسبت به سال قبل افزایش چشمگیری مییابد. این مجموعهداران خریدهایشان را بیشتر در تهران انجام میدهند البته در کشورهای دیگر هم کم و بیش سعی میکنند خریدهای خوبی داشته باشند تا بازار را بر روی استاندارد خود حفظ کنند اما به دلیل مسائل مختلفی چون انتقال پول و مشکلات تحریمها که هنوز حل نشده نمیتوانند آن طور که در حراج تهران فعال هستند عمل کنند و امکان خریدشان بسیار کمتر است زیرا بعضی حساب بینالمللی ندارند و یا به خاطر مسائل و پیچیدگیهایی که وجود دارد وارد این داستان نمیشوند. علاوه بر این مبلغ پریمیومی وجود دارد که در حراجیهای کریستیز، بونامز و ساتبیز بر روی اثر چکش خورده مجدد اضافه میشود که نرخ اثر را بالاتر میبرد و این مسئله باعث میشود خریدار که در سالن حراج نشسته است در آن لحظه تمرکز لازم برای خرید آن اثر را نداشته باشد زیرا بر اساس دلار و پوند خرید میکنند و مسئله انتقال کار هم هست که این نیز میتواند موجب افت میزان فروش آثار در حراجیهای بینالمللی به ویژه در دوبی شود. بنابراین ما باید به جایی برسیم که مخاطبان آثار هنرمندان ایرانی تنها مجموعهداران ایرانی نباشند و بازار بینالمللی و جهانی شود. درباره هنرمندان عرب و ترک نیز این مشکل وجود دارد که بیشتر کلکسیونرهای عرب و ترک آثار هنرمندان کشور خود را خریداری میکنند به غیراز بعضی هنرمندانشان مانند بعلبکی که بازار بینالمللی دارند.