|

سهم من از تخلف!

فهرست محتوا

پدرام سلطانی / نایب رئیس اتاق بازرگانی

آیا شما هم به رواج روزافزون تخلف‌های رانندگی توجه کرده‌اید؟ برای موتورسواران حرکت در خلاف جهت، عبور از چراغ قرمز، عبور از پیاده‌رو و انواع تخلف‌های دیگر به طور تقریبی عادی شده است. اتوموبیل‌ها خیلی بیشتر از گذشته در مسیر خلاف در خیابان‌های یک‌طرفه تردد می‌کنند و یا در بزرگراه یا یک خیابان شلوغ دنده عقب می‌روند. توقف در محل ممنوع یا پارک دوبله به یک رفتار عادی تبدیل شده است. مدتی است که این موضوع فکر مرا به خود مشغول کرده است. در این مدت، هنگامی که موتور یا ماشینی در خلاف جهت مجاز حرکت می‌کرد و از کنارم می‌گذشت، نگاهی به چهره راننده می‌انداختم. برایم جالب بود که چهره‌اش را بسیار خونسرد و حق به جانب می‌یافتم، در حالیکه چند سال پیش افرادی که به این تخلفات دست می‌زدند چهره‌ای مضطرب داشتند و کمی تا قسمتی شرمساری یا عذرخواهی را می‌شد در حرکاتشان یافت. یافته دیگرم از این کنجکاوی این بود که تعداد رانندگان خانم در میان ماشین‌های متخلف بسیار زیاد شده و این در حالی است که در گذشته کمتر به راننده متخلف خانم برخورد می‌کردم. در جست‌وجوی دلایل این پدیده به این باور رسیدم که همه ما به دنبال سهم خود از تخلف هستیم. تخلف برای شهروندان به یک حق تبدیل شده است. داستان سهم ما از تخلف از اینجا شروع می‌شود: در یک دهه گذشته مرتب شنیده‌ایم که یک فساد اقتصادی در یک بانک، یک سازمان و یک نهاد کشف می‌شود. ارقام این تخلفات اقتصادی مرتب بزرگ و بزرگتر شده‌اند و تعداد مسئولانی که در این تخلف‌ها درگیر بوده‌اند بیشتر و بیشتر. در روزنامه‌ها و اخبار مرتب از تخلف‌های این مسئول و آن سازمان از مقررات و قوانین پرده برداشته می‌شود. در بسیاری از موارد درنهایت نتیجه و نوع برخورد با این تخلف‌ها اعلام نمی‌شود. در نتیجه باور عمومی به این سمت متمایل می‌شود که شاید متخلفان با عقوبتی روبه‌رو نشده‌اند. به اداره‌ها و دستگاه‌ها مراجعه می‌کنیم، کارمان انجام نمی‌شود. سپس کسی دم در اداره و یا حتی از طریق تلفن تماس می‌گیرد و هزینه انجام کار را اعلام می‌کند. او این کار را با خونسردی انجام می‌دهد. فساد اداری هم دیگر امر پنهانی نیست، بخشی از زندگی روزمره ما است. سوال‌های کنکور فروخته می‌شود، سوال‌های امتحان نهایی دوره متوسطه لو می‌رود، حتی سوال‌های آزمون دکترای تخصصی پزشکی معامله می‌شود. پایان‌نامه تحصیلی با پول خریداری می‌شود. «پژوهشگر» مقاله‌ای منتشر می‌کند و بعد معلوم می‌شود مطالب داخلش از مجلات خارجی سرقت ادبی شده است. نظام آموزشی هم با تخلف همنشین شده است. کار به‌جایی می‌رسد که یک شهروند عادی ناخودآگاه به این باور می‌رسد که هرکسی باید سهمی از تخلف داشته باشد. تخلف مانند یارانه نقدی حق همه است. تخلف یارانه‌ای است که هرکس از قانون کشور و اخلاق جامعه برمی‌دارد. و چون یک شهروند عادی فرصت‌های ویژه‌ای برای احقاق این حق ندارد جواب ناخودآگاه مطالبه‌گر خود را با انواع دیگری از تخلف می‌دهد. تخلف از قوانین و مقررات رانندگی جایگزین خوبی است چون هم ساده است، هم آشکار و هم روزانه و تکرارپذیر. راننده متخلف به همه نشان می‌دهد که سهمش را برداشته است. او اگر سال‌ها از حقش دور مانده است در عوض هر روز چند دقیقه زودتر به مقصدش می‌رسد. اگر بارها به اعتراضش جواب نداده‌اند، در مقابل با خونسردی و بی‌تفاوتی از کنار اعتراض دیگران به تخلفش می‌گذرد و تلافی می‌کند. مسیری که تا اینجا در سیر افول اخلاقی- اجتماعی خود طی کرده‌ایم برگرداندنش بسیار سخت است. باید سهم خود را از تخلف وابگذاریم، سهم خود را از یارانه مطالبه نکنیم، سهم خود را از نفت برای آیندگان پس‌انداز کنیم تا تازه رشد بدهی‌های خود را به جامعه و به نسل‌های آینده متوقف کنیم. ما سخت به خود، به ایران و به آینده بدهکار شده‌ایم زیرا در اقتصاد، فقر را تقسیم کرده‌ایم و در اخلاق تخلف را.

سهم من از تخلف!
کد خبر: ۱۰۶۵۲
۳۱ تير ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۷
ارسال نظر
captcha