علیاصغر حاجیبابا از آن دست مردان صنعتی است که زندگی پر فراز و نشیبش همانند یک فیلم سینمایی با داستانی پر و پیمان هر مخاطبی را مجذوب گوش دادن به آن میکند. پیرمرد دوست داشتنی صنعت فروآلیاژ کشور که لقب پدر این صنعت در ایران را به او دادهاند این روزها در دهه نهم زندگی خود اتفاقات بسیاری را پشتسر گذاشته است. از ورشکستگیهای متعدد تا سنگاندازیهایی که در طول بیش از شش دهه فعالیت مستمر در عرصه صنایع متعدد برایش به وجود آمده است.
او البته الان دیگر تنها یک چهره صنعتی نیست. او یک چهره سینمایی هم محسوب میشود. اردیبهشت امسال بود که جشنواره فیلمهای صنعتی در ایستگاه چهارم خود با تجلیل از حاجیبابا به عنوان پدر صنعت فروآلیاژ از تلاشهای او برای فرهنگ و هنر کشور قدردانی کرد.
پروژه عظیم کارستان که جمعی از مستندسازان کارکشته کشور با مدیریت رخشان بنیاعتماد و مجتبی میرتهماسب ساخته شده است در یکی از قسمتهای آن به کارگردانی بهرام عظیمپور به زندگی علیاصغر حاجیبابا پرداخته است.
بهرام عظیمپور، کارگردان نخستین فیلم از مجموعه کارستان، میگوید ویژگیهای منحصربهفرد و موفقیتها و زندگی پدر صنعت ریختهگری ایران را در فیلم خود به تصویر کشیده است.
این پروژه درباره کارآفرینهای ایرانی است که با سرپرستی رخشان بنیاعتماد و مجتبی میرتهماسب و مشارکت «بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان» با همکاری فیلمسازان مستند در قالب ٢٦ فیلم مستقل از زندگی حرفهای کارآفرینان موفق ایرانی تهیه میشود. هدف کارستان، روایت تلاش کسانی است که در رویارویی با چالشهای بسیار، توانستهاند به معنای کار حرمت بخشند و ثبت و انتقال دانش و تجربههایشان میتواند الگوهای باارزشی برای کل جامعه بهویژه جوانان باشد. تولید این مجموعه که بودجه آن از طریق جذب حمایتهای بخش خصوصی در حال تامین است، در سه فاز تعریف شده که نخستین فیلم فاز اول با موضوع زندگی و موفقیتهای «علیاصغر حاجیبابا» با کارگردانی «بهرام عظیمپور» در آخرین مراحل تدوین قرار گرفته است.
«علیاصغر حاجیبابا» یکی از کارآفرینان شناخته شده و بنیانگذار صنایع ریختهگری و فروآلیاژ ایران است. این کارآفرین ٨٣ساله در سال ١٣٤٢ شرکت «پارس متال» را به امید اینکه ایران به سوی صنعتی شدن گام بردارد، تاسیس کرد و سپس در سال ١٣٤٨ به تاسیس شرکت «شوفاژ کار ایران» اقدام کرد. از آنجا که کارشناس مدیریت صنایع بود و در این رشته مهارت بسیار داشت، در اسفند ١٣٥٧، اندکی پس از پیروزی انقلاب، به عنوان عضو هیاتمدیره کمپانی «ایران ناسیونال» انتخاب شد و سرانجام در سال ١٣٦١ نیز شرکت «فروسیلیس ایران» را راه انداخت.
عظیمپور از طریق رخشان بنیاعتماد و مجتبی میرتهماسب به این پروژه دعوت شده است و درباره انتخاب موضوع فیلم میگوید: «آقای علیاصغر حاجیبابا شخصیت منحصربه فرد و قابل ستایشی دارد. ایشان نه تنها بنیانگذار صنعت ریختهگری و فروآلیاژ در ایران هستند، که زندگی پرفرازونشیب و قابل تاملی را نیز از سر گذراندهاند؛ از جمله پیشبرد و مدیریت اقتصاد و صنعت در بافت خانوادگی، کارآفرینی در چندین استان کشور، تجربه فعالیتهای سیاسی در چند برهه از زندگی خویش، نظم و ترتیب مثال زدنی و جذاب در رفتار و آداب فردی و همچنین عشق کم مانند به وطن. آقای علیاصغر حاجیبابا نمادی از امید به زندگی، ایمان به آینده و عشق به انسان و انسانیت است. خوشحالم این افتخار را داشتم که فیلم زندگی ایشان را بسازم».
علیاصغر حاجیبابا، بنیانگذار صنایع ریختهگری ایران در دهه نهم زندگیاش همچنان آرزوی آبادانی و پیشرفت صنعتی وطن را در سر میپروراند و به آزادی و حاکمیت قانون در کشورش میاندیشد.
اشک میریزد وقتی روزهای پرتلاطمی را به یاد میآورد که همسرش ترسیده و مضطرب به شهربانی رفت تا با مذاکره ثابت کند او در ماجرای قتل حسنعلی منصور، نخست وزیر وقت، بیگناه است و نباید اعدام شود.
علیاصغر حاجیبابا بعد از گذشت نیم قرن هنوز با یادآوری آنچه در آن روزها بر او رفته و شاید از یادآوری رنج و اضطراب همسر مرحومش بغض در گلو و اشک در چشم دارد. پسرش محسن حاجیبابا میگوید به همراه مادر در ناصرخسرو بوده که ناگهان روی میز روزنامهها دیده در صفحه اول روزنامه «اطلاعات» عکس پدرش به عنوان یکی از 5 نفر اعدامی چاپ شده است.
ماجرا از این قرار بوده که چون قتل منصور بهدست محمد بخارایی، از کارکنان آهنفروشی علیاصغر حاجیبابا رخ داده، او را نیز به ظن همدستی در قتل دستگیر کرده و تا آستانه اعدام پیش برده بودند. علیاصغر حاجیبابا خود در شرح این موضوع روزی را به خاطر میآورد که رادیو اعلام کرد: «محمد بخارایی شاگرد آهنفروش اقدام به ترور منصور کرده است. » با مذاکرات همسرش روز بعد خبری که در اطلاعات منتشر شده بود، تکذیب شد و در بررسیها نیز مشخص شد او در این قتل نقشی نداشته است. اما رنجهایی که در آن ماجرا بر او و همسرش رفته، هنوز حاجیبابا را به گریه میاندازد.
اگرچه این تنها یکی از دهها تجربه پرتلاطم مردی است که در نیم قرن پس از آن ماجرا، از آهنفروشی تا تاسیس چندین کارخانه و تداوم فعالیتهای صنعتی، تلاطمهای متعددی را پشت سر گذاشته است. مردی که اکنون در دهه ۸۰ زندگی همچنان آرزوی آبادانی و پیشرفت صنعتی ایران را در سر میپروراند و به آزادی و حاکمیت قانون در کشورش میاندیشد. مردی از نسلی که آموخته بود به هر راهی میرود وطندوستی و ملیگرایی را فراموش نکند. مردی که به افقهای دور مینگرد و به جای غم نان امروز و امشب خود، در اندیشه نان مردمان ۱۰ سال و ۱۰۰ سال بعد این سرزمین بوده است. حالا ماجرای سالهای رنج و تلاش این مرد از لحافدوزی تا صنایع ریختهگری و فروآلیاژ در قالب یک فیلم با عنوان «پنبه تا آتش» به کارگردانی بهرام عظیمپور و با تهیهکنندگی رخشان بنیاعتماد و مجتبی میرتهماسب آماده شده و در اتاق بازرگانی ایران به نمایش درآمده است.
مردی که در جریان مقاومت در برابر کودتای ۲۸ مرداد با تهدید به آتش کشیده شدن لحافدوزیاش از سوی کودتاچیان مواجه شده بود و در جریان انقلاب اسلامی هم از سوی تعدادی از کارگرانش به مرگ تهدید شد، کتک خورد و حتی سرش شکست، اما زخم کارگرانش را تحمل کرد و به کارآفرینی ادامه داد تا امروز که به عنوان کارآفرین پیشکسوت و بنیانگذار صنایع ریختهگری و فروآلیاژ کشور شناخته میشود.
او که در نوجوانی به قدری مغرور بود که با یک ضربه سیلی برادر قهر و فرار کرد و شش ماه به خانه پدری برنگشت، حالا با هزاران ضربه سنگینتر همچنان به توسعه صنایعی میاندیشد که روزی به راهشان انداخته است و امروز اداره آنها را به فرزندان و فرزندان فرزندانش میسپارد. پسرش محسن حاجیبابا که ادامهدهنده راه پدر در صنعت است، بهتازگی مدیرعاملی کارخانه رزیتان را به مهدی حاجیبابا سپرده است و حال باید دید نسل سوم خانواده میراث خانوادگی را که نه فقط چند کارخانه، بلکه دستاورد دهها سال عشقورزی به وطن است به کجا میبرند و تا کجاها میرسانند.
حاجیبابا در عین حال یک مبارز سیاسی و از چهرههای ملی بنام است. وی که یکی از بازرگانان مهم آهن بود در سال ۱۳۴۲ شرکت «پارس متال» را به امید این مهم که وطن به سوی صنعتی شدن گام بردارد تاسیس کرد و سپس در سال ۱۳۴۸ به تاسیس شرکت «شوفاژ کار ایران» همت گماشت، چون کارشناس مدیریت صنایع بود و در این رشته مهارت بسیار کسب کرده بود در اسفند سال ۱۳۵۷ (اندکی پس از پیروزی انقلاب) او را به سمت عضو هیات مدیره کمپانی ایران ناسیونال انتخاب کردند. حاجیبابا که هدفی جز پیشرفت اقتصاد وطن و ارتقای سطح صنعت نداشت در سال ۱۳۶۱ نیز شرکت «فروسیلیس ایران» را تاسیس کرد. وی مدتها نیز عضو شورای مشورتی وزیر صنایع و معادن وطن بود.
حاجیبابا علاوه بر نیابت ریاست اتاق صنایع و معادن سمنان و 4 دوره عضویت در هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران و ایران از اعضای اتاقهای ایران و بلژیک و ایران و آلمان بوده است.
حاجیبابا در گفتوگو با روزنامه درباره فعالیتهای خود میگوید: علیرغم تمام پیشرفتهایی که در سالهای اخیر در بازار سرمایه شاهد هستیم، بازار سرمایه ایران به عنوان یک بازار نسبتا نوظهور هنوز به جایگاه واقعی خود در اقتصاد کشورمان نرسیده است.
وی در ادامه میگوید: تنها کسانی برای بلندمدت میتوانند در دنیای رقابتی امروز دوام بیاورند که خدمترسانی به مشتریان و حفظ منافع عمومی را مزیت اصلی رقابتی خود قلمداد کنند. دیدگاه سودگرایانه و سوداگرانه صِرف به صنعت، دیدگاه محدودی به حساب میآید که جوابگوی حضور بلندمدت در صنعت نمیباشد. بنابراین صاحبان سرمایه و صنعتگران باید با دید بلندمدت به دنبال حفظ ارتباط دو سویه با اجتماع و محیط خود باشند.
وی افزود: با توجه به تجربه چندین ساله فعالیت حرفهای در صنعت و کار و تولید کشور دیدگاهها و سیاستهای کلی اینجانب، «تعامل با دولت»، «انباشت سرمایههای اجتماعی»، «تقویت بخش خصوصی»، «تقویت اقتصاد ملی»، «توسعه منابع انسانی»، «ارتقاء بهرهوری»، «توانمندسازی تشکلها»، «رعایت اخلاق حرفهای»، «حفظ محیطزیست» و در نهایت خدمت به توسعه پایدار بوده است. درباره نحوه اداره امور سازمان و مدیریت انسانی، شاخصهایی چون «شایستهسالاری»، «خودانگیختگی»، «همافزایی»، «خرد جمعی»، «تفکر خصوصی»، «مسئولیتپذیری»، «یادگیری مستمر»، «احترام به باورها و ارزشهای دیگران»، «تصمیمگیری بر مبنای اطلاعات»، «باور به ممکن بودن غیرممکنها»، «تحقیق و پژوهش»، «پایش، رسیدگی و حسابرسی کارها»، «ترجیح منافع ملی به منافع صنفی و ایضا» ترجیح منافع صنفی به منافع فردی»، «مدیریت مشارکتی» و... را با یاری و همدلی همکاران خوبم به اجرا گذاشتیم که نتیجه آن بنگاههای اقتصادی سالم، موفق و بالنده است.
پدر صنعت ریختهگری کشور گفت: ما در حال حاضر توانستهایم به سطح بالایی از بومیسازی در صنعت فروآلیاژ دست پیدا کنیم و از نظر دانش فنی به طور تقریبی نیازی به شرکتهای خارجی نداریم. البته به طور طبیعی برخی تجهیزات و مواد خاص این صنعت - مانند نسوزهای کربی - مثل همه جای دنیا از برخی شرکتهای خارجی تامین میشود اما به طور کلی در زمینه دانش فنی وابستگی چندانی به خارج از کشور نداریم. به معنای سادهتر هماکنون میتوانیم از صفر تا صد پروژه احداث یک کارخانه فروآلیاژ را در کشور اجرا کنیم.
او درباره این صنعت گفت: صنعت فروآلیاژ جزو صنایع انرژیبر محسوب میشود اما هنوز هم با وجود اجرای قانون هدفمندی یارانهها و افزایش قیمت حاملهای انرژی، قیمت برق مصرفی صنعت فروآلیاژ در ایران به نسبت سایر کشورها بسیار ارزانتر است و به همین دلیل این صنعت همچنان توانسته رقابتپذیری خود را حفظ نماید.
حاجیبابا افزود: درباره چشمانداز صنعت فروآلیاژ در ایران باید بگویم که با توجه به رشد تولید فولاد در دنیا و به تبع آن در ایران و اینکه سرانه مصرف فولاد یکی از شاخصهای توسعه محسوب میشود میتوان انتظار داشت که در سالهای آینده همزمان با رشد صنعت فولاد، صنعت فروآلیاژ نیز توسعه خواهد یافت. البته رقابت در این صنعت بیشتر خواهد شد. از نظر خودکفایی نیز وضعیتمان در این صنعت مناسب بوده و وابستگی زیادی به خارج از کشور نداریم.
وی ادامه داد: کشور ما میتواند به یکی از تولیدکنندههای اصلی «فروسیلیس» در جهان تبدیل شود. بنابراین با سرمایهگذاری بیشتر در این صنعت میتوان بسیاری از مشکلات کشور ازجمله اشتغال را حل نموده و وابستگی کشور را به صنعت نفت کاهش دهیم. همچنین با رونق این صنعت از خامفروشی مواد معدنی نیز کاسته شده و ارزشافزوده حاصل میشود و معادن کشور نیز رونق بیشتری خواهند یافت.
وی همچنین اضافه کرد: براساس مدارک و مستندات علمی و قابل ارائه، نوع غبار تولید شده در کارخانه فروسیلیس ایران از نقطه نظر ساختار و مشخصات فیزیکی آمورف بوده و با ذرات سیلیس کریستالی متصاعد شده از کارخانجات سنگبری، ماسه ریختهگری و واحدهای سند بلاست و معادن سنگ سیلیس که منشاء بیماریهای ریوی است متفاوت میباشد و بیماریهای حاد ریه ایجاد نخواهد نمود. درعین حال به طور تقریبی صد درصد غبار تولید شده، به عنوان یک ماده با ارزش اقتصادی بالا جمعآوری شده و به فروش میرسد و خوشبختانه دربین کارگران این کارخانه در طیمدت ۲۰ سال فعالیت این شرکت تاکنون علائم ناشی از مشکلات ریوی و بیماریهای خاص مشاهده نشده و طبیعی است که با عدم مشکل در محیط کارخانه برای شهروندان محترم ساکن درشهر نیز مشکلی وجود نخواهد داشت.
حاجیبابا با تقدیر از تلاشهای مهندس نعمتزاده در وزارت صنعت، معدن و تجارت گفت: من آقای نعمتزاده را از قبل از انقلاب میشناسم. ایشان خدمات بسیاری به صنعت کشور در زمانهای مختلف کردهاند. در همین عسلویه زمانی که ایشان آمدند و کار را دست گرفتند هیچ کس فکر نمیکرد در زمینه نفت و گاز و پتروشیمی تا این اندازه بتوانیم پیشرفت کنیم. من فکر میکنم باید قدر آقای نعمتزاده را دانست و ایشان را حفظ کرد. ایشان یکی از سرمایههای کشور هستند و حضورشان در بخش صنعت کشور قابل تقدیر است.
حاجیبابا با اشاره به اهمیت بنیان خانواده گفت: چیزی که من را تا امروز با تمام فراز و نشیبها نگه داشته است خانواده است. من تنها انگیزه زندگی ام در تمام این سالها خانواده ام بوده است. باید خانواده را حفظ کرد. بقیه شرایط زندگی از فرعیات است. اگر خانواده را حفظ کنیم هر بار هم که زمین بخوریم باز هم میتوانیم حرکت کنیم.