|

جایگاه «نقد» در زندگی اجتماعی ایرانیان

فهرست محتوا

اشکان تقی‌پور/ کارشناس ارشد فرهنگ و زبان‌های باستانی

با اندکی کنکاش در زندگی اجتماعی کهن ایرانیان، از گذشته تاکنون فضیلت‌ها و منش‌های نیکوی بسیار و از سوی دیگر کاستی‌هایی، نظر پژوهشگر را به خود جلب می‌کند. یکی از این کاستی‌ها که خود هزار و یک سبب مختلف دارد، شناخت ناکافی جامعه از مقوله «نقد» است. بحثی که از میان خانواده‌های ایرانی تا ارکان کلان مدیریتی کشور همواره سبب سوءتفاهم بوده است. هیچگاه تفاوت دقیق بین «نقد» و «تخریب» برای ما بازشناخته نشده است. گاه نقدی سازنده را «تخریب» پنداشته‌ایم و گاه خواسته و ناخواسته تخریب کرده‌ایم و نیت خود را «نقد» پنداشته‌ایم. بدیهی است در این میان و در بیشتر موارد، قصد و نیت اصلاح امور و نقد سازنده بوده است. اما به هر روی به واسطه شاخصه‌های دیگر فرهنگی ما ایرانیان، همانند رعایت ادب سنتی که بسیار در تعارف‌های روزانه ما هم متداول است یا موضع‌گیری‌های شخصی و یکسویه نگریستن، به ایجاد سوءتفاهم و سوءبرداشت در حوزه «نقد» از نهاد خانواده تا رده‌های بالای اداری و سیاسی دامن زده است. با اندکی دقت در مناسباتِ روزمره خانوادگی و اجتماعی، گلایه‌ها و برداشت‌های متفاوت در حوزه «نقد» را می‌توان در سخن اطرافیان تا سیاستمداران مشاهده کرد. گنجینه کهن ادبی ما نیز به این حساسیت بی‌تفاوت نبوده و کاملا مشهود است که این مقال، دغدغه دیرپایی است. سعدی بزرگوار در باب دوم گلستان و در حکایتی آموزنده، از زاویه‌ای خاص به چگونگی پاسخ دادن به «تخریبی» که شاید «نقد» بوده پرداخته است: «پیش یکی از مشایخ گله کردم که فلان بِفسادِ من گواهی داده است. گفتا: بِصلاحش خجل کن تو نیکو روش باش تا بدسگال/ بنقصِ تو گفتن نیابد مجال چو آهنگ بربط بود مستقیم/ کی از دست مطرب خورد گوشمال» از دیدگاه سعدی «نقد» یا «تخریب» را این‌گونه باید پاسخ گفت تا در هر حالی نفع شخص و جامعه حاصل شود.

جایگاه «نقد» در زندگی اجتماعی ایرانیان
کد خبر: ۱۰۰۵۲
۲۵ تير ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۶
ارسال نظر
captcha