احسان جنتیفرد/ کارشناس
با توجه به اینکه بخش عمده اشتغال صنعتی کشور در سال ۱۳۹۰ در بنگاههایی با کارکنان کمتر از ۴۰۰ نفر متمرکز بوده است با این حال متاسفانه به علل مختلفی، بنگاههای کوچک و متوسط به سمت تعطیلی و نیمهتعطیلی پیشرفتهاند. بر اساس اطلاعات برآمده طبق گزارش مرکز آمار ایران، حداقل ۶۰ درصد بنگاههای تولیدی که اغلب بنگاههای کوچک و متوسط هستند، تعطیل شدهاند. تا اواخر فروردین سال ۱۳۹۵، ۵۰ درصد واحدهای مستقر در شهرکهای صنعتی با ۲۵ درصد ظرفیت خود فعالیت میکردند و این در حالی است که در خوشبینانهترین حالت ۱۰ هزار واحد تولیدی تعطیل شدهاند. براساس پژوهشی که برای صمت ارسال شده وضعیت بنگاههای کوچک و متوسط با تمرکز بر صنایع لبنی بررسی شده است. در این پژوهش آمده است؛ با توجه به جایگاه و اهمیت ویژه شرکتهای کوچک و متوسط در اقتصاد و نظر به آمار نگرانکنندهای که در زمینه میزان تعطیلی این واحدها یا فعالیت در شرایط رو به افول آنها وجود دارد، ضرورت بررسی دلایلی که میتوانند زمینههای حذف شرکتهای کوچک و متوسط را فراهم کنند بیش از پیش احساس میشود. ورود بنگاههای اقتصادی به عرصه اقتصاد همواره به عنوان معیاری اصلی برای سنجش عملکرد هر بخش یا منطقه مطرح است. در حالی که برخی ورود شرکتها در اندازه کوچک را پیشنهاد میکنند، گروهی بر این باورند که شرکتهای بزرگ به دلیل استفاده از صرفههای ناشی از مقیاس بر بنگاههای کوچک ارجحیت دارند. در اقتصاد، ساختار بازار یکی از ابتداییترین مبانی است که براساس آن هر بازار در طیفی بین رقابت تا انحصار کامل قرار میگیرد و اندازه بهینه تولید مفهومی است که با توجه به ساختار بازاری که در آن قرار گرفته تعیین میشود. اهمیت اندازه بهینه از آن جهت است که با مقایسه اندازه موجود در هر بنگاه با اندازه بهینه میتوان به ظرفیتهای ممکن از حیث اشتغال، تولید و ارزش افزوده دست یافت. در ادبیات اقتصادی سطحی از تولید که در آن از صرفهای مقیاس به طور کامل استفاده میشود و هزینه متوسط در حداقل خود باشد را سطح تولید بهینه یا حداقل اندازه کارا (Minimum Efficient Scale) مینامند. برای تعیین میزان اندازه تولید بهینه در صنعت محصولات لبنی از روش کومانور-ویلسون استفاده شده و به منظور بررسی میزان آسیب یا تهدیدی که برای شرکتهای کوچک و متوسط در این صنعت وجود دارد میزان سهم بازار این شرکتها در سالهای ۹۴-۹۰ بررسی شده است. صنعت محصولات لبنی به دلیل شرایط آب و هوایی ایران به عنوان یکی از مزیتهای نسبی ورود به عرصههای تجارت بینالملل قلمداد میشود اما این صنعت نتوانسته است متناسب با این مزیت جایگاه شایسته خود را در بین کشورها کسب کند. تولید در اندازههایی کمتر از اندازه بهینه از اصلیترین دلایل این موضوع به شمار میرود. به این منظور ۲۱ شرکت در گروه محصولات لبنی برای مطالعه در طول سالهای ۹۴-۹۰ انتخاب و اطلاعات آنها از پایگاه داده مورد استفاده شبکه بهینهکاوی ایران گرفته شده که در زمینه شاخصهای مالی، اقتصادی و بهرهوری فعال است که اطلاعات بیش از ۵۰۰۰ بنگاه اقتصادی را از سال ۱۳۸۲ تاکنون در قالب ۶۰ گروه تولیدی و خدماتی و بازرگانی در اختیار دارد. این اطلاعات شامل ۱۸۰ شاخص عملکردی بنگاههاست که هر سال دادههای خام آنها از صورتهای مالی حسابرسی شده گرفته و به دو نرخ جاری و تورمزدایی شده محاسبه شدهاند. بر این اساس در سالهای مورد بررسی مقادیر ارزش افزوده این شرکتها برای مقایسه با یکدیگر استفاده شده که در جدول آمده است. * شرکتهایی که با شماره آمده است، شرکتهایی هستند که به دلیل اینکه بورسی نیستند، اسامی آنها نیامده است. همانگونه که ملاحظه میشود در سال ۹۰ تنها ۳ شرکت از مقدار حداقل اندازه کارا بالاتر بودهاند و در سالهای بعد نیز شرکت سوم کمتر از مقدار مربوط به حداقل اندازه کارا قرار گرفته و در سالهای بعد نیز از این مقدار فاصله میگیرد. این موضوع نشاندهنده آن است که دو شرکت برتر در حال تصاحب نسبی بازار هستند به گونهای که هر سال مقدار ارزش افزوده بیشتری نسبت به حداقل اندازه کارا تولید میکنند و اندازه شرکت آنها در حال رشد است. برای بررسی تاثیر فعالیت شرکتهای مورد نظر در کمتر از حداقل اندازه کارا در این صنعت سهم بازار این شرکتها در سالهای ۹۴-۹۰ مقایسه شده است. همانگونه که در جدول مربوط به درصد سهم بازار شرکتهای مورد بررسی قابل ملاحظه است، شرکتهایی که از حداقل اندازه کارا برخوردار بودهاند درصد سهم بازار آنها نیز در حال افزایش است که البته شاخص درصد سهم بازار به عنوان یکی از شاخصهای امید به تداوم فعالیت شرکت و توان رقابت با سایر شرکتهای همگروه در نظر گرفته شده و به الزام شرکتهایی که درصد سهم بازار آنها در حال کاهش است به معنای کاهش توان رقابتپذیری آنها میتواند نباشد. بنابراین همانطور که پیشتر هم گفته شد با توجه به اینکه صنعت محصولات لبنی به عنوان یکی از مزیتهای رقابتی در اقتصاد کشور مطرح شده و با توجه به ماهیت این صنعت که واحدهای تولیدی آن بیشتر باید به مصرفکننده نزدیک باشند میتواند فرصت مناسبی را برای رقابت در منطقه فراهم کند. بنابراین در موضوع شرکتهای کوچک و متوسط یکی از مهمترین نکاتی که به آن باید پرداخته شود، تداوم فعالیتهای آنها در صنعت مربوط است. یکی از مباحثی که درباره شرکتهای کوچک و متوسط بیشتر مطرح میشود تاسیس و راهاندازی و تکثرگرایی بیش از حد شرکتهای کوچک و متوسط در صنایع مختلف به منظور اشتغالزایی و کاهش نرخ بیکاری در شهرهای مختلف کشور است اما نکته مهمی که باید به آن توجه کرد تداوم حیات این شرکتها پس از تاسیس است چراکه اگر پس از مدتی فعالیت به حالت تعطیل یا نیمهتعطیل درآیند بخش عمدهای از نفرات به کار گرفته شده به جمع بیکاران آن منطقه افزوده خواهند شد و با توجه به برنامهریزیهایی که این اشخاص تازه بیکار شده برای زندگی شخصی خود بر اساس فعالیت در آن واحد تولیدی انجام دادهاند و اکنون با وضعیت ورشکستگی بنگاه مواجه شدهاند میتواند تبعات زیانبار بیشتری نسبت به بیکاری اولیه داشته باشد. بنابراین ضروری است بنگاههای اقتصادی و همچنین سیاستگذاران نسبت به موضوع بزرگ شدن یک شرکت که حتی در اندازه کوچک و متوسط نباشد اما هنوز بهمیزان حداقل کارا فعالیت نمیکند توجه بیشتری کنند. برای بنگاههای کوچک و متوسط ضروری است با توجه به اینکه در چه صنعتی در حال فعالیت هستند با تشخیص اندازه بهینه تولید در زمینه فعالیتی خود در جهت رسیدن به این اندازه تلاش کنند تا بتوانند از ویژگیهای صرفه به مقیاس تولید در صنعت خود بهرهمند شوند. در غیراینصورت شرکتهای بزرگتری که در این حیطه فعالیت میکنند عرصه را بر آنها تنگ کرده و با گذشت زمان بازار به سمت انحصار بیشتر حرکت میکند و بنگاههای کوچک با تهدیدهای جدی مواجه خواهند شد.