فرآیندی که درحالحاضر از سوی سازمان بورس و اوراق بهادار برای تغییر و اصلاح برخی شیوهنامههای بازارسرمایه آغاز شده از اواخر آذر ۹۴ پایهریزی شده است.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: سال ۱۳۸۴ که نخستین قانون بازارسرمایه تدوین شد بسیاری از ابزارهای مورد استفاده کنونی، شیوه کارکرد فعلی یا نهادهایی که درحالحاضر در بازارسرمایه ایجاد شده، وجود نداشت. در این سالها برخی از این ابزارها برای نخستینبار بود که اجرا میشد. به تایید کارشناسان و فعالان بازارسرمایه، قوانین زیربنایی برای آنچه در آینده قرار است اتفاق بیفتد نوشته شد و باوجود همه هوشمندی که سال ۱۳۸۴ در نگارش قانون اعمال شد و به عنوان یک قانون بسیار مترقی به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید، اما درعمل مورد آزمون قرار نگرفت. حالا بعد از گذشت ۱۰ سال، بسیاری از نواقص شیوهنامهها آشکار شده است. سازمان بورس و اوراق بهادار در فراخوانی از فعالان بازارسرمایه خواسته تا پیشنهادهای خود را برای اصلاح برخی شیوهنامهها اعلام کنند. بهروز خدارحمی رئیس پیشین کانون نهادهای سرمایهگذاری، درباره تغییر شیوهنامهها معتقد است بعد از اجرای برخی شیوهنامهها، نواقص دیده شده اما شیوهنامهها اصلاح نشده است. این کارشناس ارشد بازارسرمایه معتقد است، انبوهی و تشتت قوانین و مقررات بزرگترین ایراد قانون بازارسرمایه است. نظر شما درباره فراخوان سازمان بورس و اوراق بهادار چیست و چه پیشنهادی برای اصلاح شیوهنامههای رایج بازارسرمایه بعد از گذشت ۱۰سال دارید؟ اینکه زیربنای فکری این نگاه - تغییر برخی شیوهنامهها از سوی سازمان بورس - مورد توجه قرار گرفته است، اقدامی مثبت است اما بد نیست بررسی کنیم و ببینیم از میان انبوهی از قوانین که تدوین و تصویب شده، کدام یک به بازبینی، ادغام یا حذف نیاز دارد. بهتر است از ابتدای سال ۱۳۸۴ به این قانون نگاهی داشته باشیم و از همانجا شروع کنیم و از فعالان بخواهیم مشخص کنند چه مواردی نیاز به اصلاح و بهبود دارد. برای بقیه قوانین هم، نهاد ناظر یا سازمان بورس مانند همان نگاه را حاکم کرده و چند تفکر هم پشتوانه این بود که چرا آن شیوهنامهها نیاز به تغییر دارند. بخشی از آن تفکر ناشی از این مسئله بود که قانون پایه که با عنوان قانون کار بازارسرمایه بود، نهادهای مختلفی را معرفی و ابزارهای گوناگونی را تعریف کرد و مشخص کرد آن ابزارها چطور باید نامگذاری شده یا به بازارها ارائه شوند و سازوکار عملیاتی شدن آنها چگونه باید باشد. این موارد هیچوقت به یکباره اتفاق نیفتاد و هر چند سال یا چند ماه یکبار، برخی از این نهادها در بازارسرمایه متولد شدند و بسیاری از این ابزارها در این بازار معرفی شد و به سمت عملیاتی شدن پیش رفت. متناسب با هر کدام از این ابزارها و هر رویداد جدیدی که در بازارسرمایه اتفاق افتاد، قوانین و مقرراتی نیز تدوین شد. بعد از این مدت که به نظر میرسد زمان به نسبت خوبی است اگر قرار است نگاهی به گذشته داشته باشیم، میبینیم همه نهادهایی که باید در بازار سرمایه باشند، وجود دارند، بنابراین دیگر لزومی ندارد که برای هر کدام از این نهادها قانون و مقررات جداگانهای داشته باشیم. شاید بهتر باشد همه این قوانین را یکپارچه کنیم. به طوری که وقتی به این قانون مراجعه میکنند، چند قانون مرتبط با شرکتهای تامین سرمایه، چند قانون مربوط به کارگزاریها یا مربوط به مشاوران سرمایهگذاری باشد با این ۲ روش در عمل از تشتت قوانین و مقررات که آزاردهنده شده جلوگیری میشود. نگاه بعدی، نگاه نقصان در قوانین و مقررات بود، اتفاقی که درباره قوانین و مقررات بازارسرمایه افتاد، همان نگاه را در سایر قوانین و مقررات هم داشتیم. به عنوان مثال در بخش پذیرش، نخست شیوهنامهها تدوین و بعد پذیرش شدند و با گذشت زمان، آسیبها و نواقص این مقررات مشخص شد. به عنوان مثال اینکه در کدام حوزه چه مقررهای را میگذراندیم یا کجا سختگیری کرده یا آسان میگرفتیم که برای پذیرش اولیه بهتر باشد. بهتر است نسخه یکسانی نوشته شود که تا مدتها کارکرد داشته باشد یا به نوعی اجماع تمام ذینفعان و افراد دارای تخصص باشد. در نگاه نخست شاید این امکان وجود نداشت که تمام ذینفعان و ذیحقها را بخواهیم درگیر کنیم اما این امکان را داریم که با رویکرد جدیدتری همه نهادها یا افراد را درگیر کرده و از آنها نظرخواهی کنیم. به طور معمول وقتی شیوهنامهای قرار است در روند اصلاح قرار گیرد، چقدر زمان میبرد تا در عمل تاثیرگذار باشد؟ مهمترین نکتهای که وجود دارد این است که متاسفانه ما خارج از بورس هم این مشکل را داشتیم، اما وقتی قوانین و مقررات تدوین و اجرا میشود، خیلی خوب میتوانیم آن را نقد کنیم، اما وقتی نهادی که این قانون را وضع کرده قصد دارد آن را اصلاح و نظرسنجی کند، کمترین میزان مشارکت را داریم، یعنی جمع کردن نظر افراد خبره کار زمانبر و انرژیبر و طاقتفرسایی است. در غیراینصورت اگر آن اجماع اتفاق بیفتد و نظرها یککاسه شود، به نظر میرسد دستکم درباره قوانین و مقرراتی که از سوی سازمان بورس و اوراق بهادار وضع شده، اصلاح بعدی خیلی زمانبر نباشد. درباره قوانین بازارسرمایه این امکان وجود دارد که فرآیند قدری وسیعتر باشد اما در آن بخش از قوانین که به عهده خود نهاد بازارسرمایه است، بعد از برگزاری ۲ یا ۴ جلسه با حضور فعالان و صاحبنظران، مباحث مطرح، اصلاح و برای تصویب نهایی ارائه میشود. شیوهنامهای که بیشترین آسیب را متوجه بازارسرمایه کرده یا برعکس کمکدهنده بوده کدام است؟ همچنان، موثرترین، بنیادیترین، پیشروترین و مدرنترین مقرره یا قانون و شیوهنامهای که بازارسرمایه را متحول کرده، خود قانون مصوبه ۱۳۸۴ بازارسرمایه است که با فاصله نسبت به بقیه قوانین مترقیتر است. شاید بزرگترین ایرادی که در قوانین و مقررات خیلی مشهود است، انبوه قوانین و مقررات و مهمتر از همه تغییرات دائمی قوانین و مقررات است. متاسفانه در بخشهایی از این قوانین، روشن نکردن تکلیف مراجعهکننده قابل توجه است؛ به این شکل که در جاهایی از قوانین و مقررات نظارتی یا انضباطی و تعیین صلاحیتها، ابهامهایی وجود دارد که میتوان تفاسیر متفاوتی از آن داشت و ممکن است در بخشهایی سلیقه هم تاثیرگذار باشد. تشابهها و تضادها در شیوهنامهها چقدر بازدارنده بوده است؟ به نظر من تشتت قوانین بسیار بازدارنده است، وقتی شرکتی به عنوان یک نهاد رسمی قرار است در بازارسرمایه فعالیت داشته باشد، مشخص نیست از کدامیک از شیوهنامهها متاثر شده و در برخی مواقع از کدام نسخه و کدام ویرایش باید تاثیر گرفت. از نظر حجم و وزن و محتوای قوانین و مقررات هم نکته قابل توجه این است که به راحتی نمیتوان آن را حمل و جابهجا کرد. برای الگو قرار دادن یا مدلی مناسب و رایج در دنیا پیشنهاد خاصی دارید؟ در نهادهای زیربنایی و حقوقی سازمان بورس و اوراق بهادار مطالعات زیادی شده و کارشناسان این سازمان درحال مطالعه هستند و به اندازه کافی بنچمارکها و روشها و الگوهای مناسب وجود دارد و از آن استفاده میکنند. مهمترین توصیه من این است که با اطلاعرسانی عمیقتر و فرهنگسازی از تعداد بیشتری از افراد خبره و منتقدان دارای صلاحیتی که مدتها است درحال مشارکت و فعالیت در بازارسرمایه هستند، بهره برد.