با آغاز فعالیت شرکتهای تامین سرمایه (investment banks) در کشور که وظیفه اصلی ادغام و تملیک را برعهده دارند، قدمهای ابتدایی در این حوزه برداشته شده است، اما به تایید کارشناسان بازارسرمایه، به دلیل تفاوت فرهنگ سرمایهگذاری و استفاده از مشاوران مالی در کشورمان با سایر کشورهای پیشرو، حوزه ادغام و تملیک هم در قالب قانونی و هم در حوزه اجرایی همچنان مغفول مانده است.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: رشد قارچگونه موسسههای مالی غیرمجاز در سالهای گذشته و بحرانهای ایجاد شده در برخی از موسسههای مالی، صنعت بانکی کشور را با مشکلات متعددی مانند سودآوری پایین و زیان انباشته، سودهای موهومی خارج از توان، افزایش داراییهای سمی، احتمال ورشکستگی، بدبینی سپردهگذاران و خروج منابع مالی روبهرو کرده است به همین علت ادغام بانکها به عنوان یکی از راهکارهای خروج از وضع فعلی این روزها مطرح است که کارشناسان بر این باورند که این ادغام باید در بازارسرمایه انجام شود. هدف، ایجاد همافزایی است ادغام برخی از موسسهها با بانکها و خود بانکها با یکدیگر به عنوان یکی از راهحلهای موجود از سوی مسئولان نظام پولی کشور مطرح شده است. این درحالی است که در سالهای گذشته ادغام و تملیک (mergers & acquisitions) در کشورمان در قالبی سنتی و بدون استفاده از استانداردهای مورد قبول در صنعت مالی جهان، شکل گرفته است. یوسفعلی شریفی، کارشناس ارشد بازارسرمایه، با بیان این مطلب درباره هدف از ادغام بانکها و برخی موسسههای مالی گفت: در فرآیند ادغام، هدف ایجاد همافزایی (synergy) است که این همافزایی معادل مقدار افزایش ارزش شرکت جدید نسبت به جمع ارزش هریک از دو شرکت قبلی است. شریفی افزایش سودآوری، کاهش هزینهها، کاهش مالیات و کاهش هزینههای سرمایهای در بانکها را ازجمله مواردی برشمرد که باید برای رسیدن به اهداف ادغام، مورد تاکید قرار گیرد. این فعال بازار سرمایه، در افزایش سودآوری توجه به چند نکته را ضروری دانست و تصریح کرد: این افزایش در قالب سود حاصل از بازاریابی و تبلیغات، منافع استراتژیک و قدرت بازار است، به طور مثال بانک الف و ب به ترتیب هریک ۱۰۰ و ۲۰۰ شعبه در سطح کشور دارند و با ادغام آنها مجموع شعبههای بانک جدید ۳۰۰شعبه خواهد بود و از این راه درآمدزایی بانک افزایش یافته و جذب سپردههای بیشتر در وسعت جغرافیایی وسیعتری رخ خواهد داد. در این زمینه با بررسی مکانی شعب بسیاری از بانکها، نوعی تمرکز در یک محل مشاهده میشود که ادغام دو بانک در برخی مناطق در عمل هدف مورد نظر را تامین نخواهد کرد؛ با این حال این مهم باید مورد بررسی دقیق قرارگیرد. شریفی درباره منافع استراتژیک و راهبردی ادغام بانکها گفت: این منافع حاصل از فرآیندی است که طی آن شرکت الف پس از ادغام با شرکت ب با فناوری خاص، به آن فناوری دست خواهد یافت که این موضوع درباره ادغام بانکها به دلیل فرآیند کاری مشابه و خدمات به طور تقریبی یکسان، موضوعیت نخواهد داشت. مدیرعامل تامین سرمایه کاردان از قدرت بازار بهعنوان فرآیندی یاد میکند که دو شرکت پس از ادغام میتوانند به بخش بزرگی از بازار مسلط شوند و در اصطلاح بازار انحصاری ایجاد کنند. در این راستا با افزایش قدرت قیمتگذاری به سودآوری بیشتری میرسند، این درحالی است که به دلیل در اختیار داشتن بخش بزرگی از بازار پول توسط بانکهای دولتی و تعیین سیاستهای کلی نرخ سود توسط بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار، عملا قدرت بازار نیز نمیتواند هدف ادغام دو بانک باشد. او ادامه داد: کاهش هزینهها در فرآیند ادغام و تملیک از چند راه صرفه به مقیاس (کسب مزیت کاهش هزینه در اثر افزایش حجم تولید)، یکپارچگی زنجیره تامین، منابع تکمیلی و حذف مدیران ناکارآمد انجام میشود. کاهش هزینهها با ادغام افقی این کارشناس بازار سرمایه یکی از اهداف ادغام را ادغام افقی نامید که طی آن هزینههای مختلفی چه مستقیم یا غیرمستقیم به دلیل فعالیت مشترک، مثل استفاده از یک واحد عملیاتی و ستادی کاهش مییابد. وی افزود: این اتفاق باید با برنامهریزی دقیق و در نقطه بهینه آن شکل بگیرد، چراکه پس از نقطه بهینه با افزایش اندازه شرکت، هزینهها افزایش خواهند یافت که در زمینه ادغام بانکها، یافتن اندازه بهینه بانک جدید، به مطالعه دقیق نیاز دارد. شریفی تاکید کرد: درحالحاضر صرفنظر از بیشتر قوانین و ملاحظات فعلی، کاهش هزینههایی مانند کاهش شعب و اخراج نیروی انسانی مازاد امکانپذیر نخواهد بود. این کارشناس بازار سرمایه، در تشریح موضوع یکپارچگی زنجیره تامین گفت: در این زمینه شرکت، زنجیره تامین خود را از راه ادغام و تملیک تکمیل میکند، به عنوان مثال یک شرکت تولیدی دارو با ادغام در یک شرکت پخش دارو زنجیره تولید تا پخش خود را یکپارچه میکند که در زمینه ادغام بانکها به دلیل سطح فعالیت مشابه آنها موضوعیت نخواهد داشت.شریفی حذف مدیران ناکارآمد را از اهداف دیگر ادغام بانکها و موسسههای مالی برشمرد و تصریح کرد: در صورتی که هدف از ادغام بانکها بهینهسازی و کمک به وضعیت فعلی صنعت باشد، ادغام بانکها میتواند راهی برای حذف مدیران ناکارآمد فعلی و تفکرات کهنه که به دلیل برخی ملاحظات در بانکهای فعلی حضور دارند، باشد و از این طریق پس از ادغام با حفظ بخشی از مدیران و کارکنان لایق فعلی و یا ورود مدیران جدید و دارای دانش روز صنعت بانکداری به بهبود شرایط امید داشت. به گفته این کارشناس تامین سرمایه، به دلیل نبود دانش ادغام و تملیک در بدنه بانک مرکزی ، فرآیند ادغام بانکها بهوسیله بانک مرکزی یا آزمون و خطا به احتمال با مشکلات عدیده همراه خواهد بود و با توجه به موارد ذکر شده تنها در مواردی مانند کاهش هزینهها از طریق صرفه به مقیاس میتوان به سهامداران فعلی بانکها کمک کرد.