محسن برقی
دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی
دانستن و چقدر دانستن، مسئله این است. بشر تا به امروز حداقل سه انقلاب بزرگ را بر قامت سیر تکاملی خود تجربه کرده است. انقلاب صنعتی اول با کشف نیروی بخار، انقلاب دوم با کشف و استفاده از نیروی برق و در نهایت انقلاب سوم یعنی استفاده از قدرت فناوری اطلاعات. در عصر اطلاعات که دیگر مکان و زمان در هم تنیده شده است آنچه بیش از هر چیز عامل قدرت و برتری میباشد، مالکیت و کنترل بر رسانه است. رسانهای که خود در این عصر سیرگذار را از رسانه مکتوب مانند آنچه میخوانید را طی تا به رسانهای جمعی ( تلویزیون ) و درنهایت به دوره ی شبکههای اجتماعی و فضای مجازی رسیده است. اما قدرت رسانه در کجاست؟ قدرت رسانهها در چگونگی تولید محتوا، ارسال محتوا ودر یک جمله چگونه و چقدر دانستن است.
در عصر رسانههای اجتماعی اقتدار سنتی دولتهای کاهش یافته و امکانهای جدیدی برای حوزه عمومی فراهم نموده است. در نهایت خرده فرهنگها توانمند تر گشتهاند و در نتیجه کنترل اجتماعی رو به کاهش میگذارد و مسئله ی دانستن و چقدر دانستن مطرح میشود.
در این آگورای جدید دیگر نمیتوان حکم بلافصل نمود این قدرت حتی از حاکمیتها نیز گرفته شده است. اینکه چگونه بدانیم و تا چه اندازه بدانیم مسئله ی جهان رسانهها شده است، که از سوی دولتها برخوردهای متفاوتی را ایجاد کرده است. عدهای تاکید را بر تولید محتوا و کنترل بر روی تولید محتوای رسانهها میگذارند. گروهی وسایل ارتباط رسانهای را کنترل کرده و آنها را مورد قبض و بسط قرار میدهند. و در نهایت گروهی بر هر دو یعنی محتوا و وسیله ی ارتباط کنترل هایی را روا میدارند به امید ایجاد کنترل بر چگونه دانستن و چقدر دانستن گیرندههای پیام. معتقدین به کنترل سفت و سخت رسانه یک نکته را از یاد میبرند، که مخاطبین رسانهها امروز خود محتوا میسازند و ما با یک فعالسازی روبهرو هستیم، خوانندگان خود نویسنده شدهاند. در عصر اطلاعات شبکهای شده گرچه دانش مخاطبین همه جانبه و سطحی شده است اما فرامتن محتوای رسانهها در تحولات جامعه تاثیر بسزایی دارد اگرچه این فرامتن ریز سایه ی زیر متن تولیدکنندگان محتوای رسانه است. دانستن و چقدر دانستن را زیرمتنها تولید میکنند اما فرامتنها را مخاطبین درک و برداشت خواهند کرد و این در صحنه ی بروز و ظهور فرهنگ، اقتصاد، سیاست و... جامعه خود را نشان خواهد داد.
به نظر میرسد بجای کنترل بر محتوا و وسایل ارتباطی در رسانههای امروز رایج در جامعه، متولیان امر رسانه میباستی نظرگاه خویش را بر مخاطب بیفکنند و با آموزش، اعتماد و در نهایت درک سوژگی مخاطبین، هم از جذب بیپروای محتوا از سوی مخاطبین مطمئن گردنند و هم به مخاطبین اجازه انتخاب خلاق، تولید آزاد عاقلانه ی متن و در نهایت نشاط و سرزندگی و احساس تاثیرگذاری بر جامعه را به حوزه ی عمومی هدیه دهند.