|
به بهانه چاپ هزارمین نسخه از روزنامه صمت

ناصر بزرگمهر:روزنامه‌نگاران پولدار نخواهند شد

فهرست محتوا

اگرچه سخت گذشت، اما گذشت! ۹۹۹ مین شماره صمت را منتشر کردیم و همکارانمان برای انتشار و توزیع هزارمین نسخه چاپی مثل همه روزهای دیگر مشغول به کار هستند. در ابتدا با نام گسترش صنعت، به بخش دولتی صنعت، معدن و تجارت کمک کردیم و به پاس حدود ۲۵ سال تلاش در این زمینه هنوز خیلی‌ها ما را دولتی می‌دانند. چند سالی از سال‌های خصوصی بودنمان را به اتهام دولتی بودن، بی‌یارانه و به اتکای توان قلم و تدبیر همکارانمان استوار ماندیم. خواستیم رسانه‌ای با سهامدارانی از اعضای خانواده صمت داشته باشیم؛ ثبت رسمی هم کردیم اما احتمالا این شکل مبتکرانه از رسانه را به مرحله نهایی نتوانیم رساند. چرا که سخت تر از سخت می‌گذرد این روزگار!

ناصر بزرگمهر، مدیر مسئول موسسه فرهنگی-مطبوعاتی صمت به گفت‌وگو با پایگاه خبری گسترش نشست تا از درد‌های بی‌صدای مطبوعات بگوید. شرح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

در آستانه چاپ هزارمین شماره از روزنامه صمت هستیم و از ۳۰ سال انتشار صحبت می‌کنیم. از روز‌های گذشته بگویید؟ همان طور که اشاره کردید، صمت عمری ۳۰ ساله دارد که نزدیک به ۲۵ سال از آن به گسترش صنعت بر می‌گردد. گسترش صنعت که گاهی به صورت هفته نامه، ماه نامه و گاه نامه منتشر شد. در پایان سال ۹۲ گسترش صنعت متوقف شد و از ۱۷ مرداد ۹۳ روزنامه صمت آغاز به کار کرد که تحت یک شرایط جدید و به صورت یک موسسه مطبوعاتی فعالیت خود را ادامه داد. بعد‌ها در دل همین روزنامه صمت روزنامه گسترش صنعت، گسترش معدن و گسترش تجارت متولد شد و در کنار آن، پایگاه خبری گسترش آغاز به کار کرد.

در روزهای پایانی سال ۹۶ هستیم و به نظر می‌رسد امسال مطبوعات سال خوبی را پشت سر نگذاشته‌اند. خبرهای زیادی از تعدیل نیرو، آنلاین شدن روزنامه ها و متوقف شدن چاپ پنچشنبه روزنامه‌ها شنیده‌ایم. روزنامه‌های صمت و پایگاه خبری گسترش آیا سال آینده با نفرات کمتری کار خواهند کرد؟ بله! تعدادی از روزنامه‌ها در این سال تصمیم گرفتند که پنجشنبه‌ها روزنامه نداشته باشند. روزگار ما، عصر اقتصاد و چند روزنامه دیگر چنین تصمیمی گرفتند. روزنامه‌های صمت، گسترش صنعت و گسترش تجارت نیز در چند پنجشنبه گذشته به صورت آنلاین منتشر شدند. شرایط مالی مطبوعات خوب نیست و صمت تا پایان سال با همه همکاران خود تسویه خواهد کرد اما از آن جایی که هیچ بنگاهی را نمی‌توان به یکباره تعطیل کرد، بنابراین موسسه فرهنگی- مطبوعاتی صمت و رسانه هایش تعطیل نخواهند شد اما به دلیل مشکلات مالی، با نفرات و صفحات کمتری به فعالیت خود ادامه خواهند داد. ضمن این که امروز حدود ۸۰ سهامدار داریم که باید مراحل اداری آن طی شود.

bozargmehr-naser15.jpg

بنابراین با شرایط افول روزنامه‌ها مواجه هستیم. یکی از دلایل مهم چنین شرایطی، خوانده نشدن روزنامه‌ها است. چرا مردم ایران دیگر اشتیاقی به روزنامه خوانی ندارد؟ روشن است که یک روزنامه باید بتواند خواننده داشته باشد. فرهنگ عمومی در مطالعه ضعیف است. کشوری که اهل شعر و ادب و فرهنگ بود امروز کتاب خوانی را کنار گذاشته است. این شرایط، کم کاری رسانه ملی، مطبوعات و فرهنگ سازان را می‌رساند. خواننده در رسانه به دنبال حقایق و واقعیت‌ها است. آنها می‌خواهند آنچه در زندگی احساس می‌کنند را در روزنامه و مجله هم ببینند. همین که نمی‌توانند بخشی از نگاه‌های خود را در یک رسانه ببینند باعث می‌شود که نگاه‌های خود را از آن رسانه بردارند. چنانچه روزنامه‌ها بتوانند همه سازمان‌ها، دستگاه‌ها و سه قوه را مورد نقد قرار دهند می‌توانند دوباره خوانندگان خود را به‌دست آورند. با این حال، همه اشکالات به موضوع محتوا بر نمی‌گردد و شکل محتوا هم مهم است. در واقع موضوع مخاطب نداشتن روزنامه‌ها را از جنبه‌های متفاوتی می‌توان مورد بررسی قرار داد. من جمله این که مردم ما سطحی خوان هستند و مطالب عمیق را نمی‌خوانند. مردم ما تیتر خوان و عکس بین هستند. همچنین بر اساس ارزیابی هایی که شده، حوادث بیشتر از یک گزارش تحلیلی اقتصادی مخاطب پسند هستند. نکته دیگر این که باید بپذیریم خبر، متعلق به خبرگزاری‌ها، تلگرام و اینستاگرام و مانند آنها شده است و روزنامه‌ها باید محلی برای بحث و گفت‌وگو و نقد خبر‌ها باشند. در این میان روزنامه‌های زرد همیشه مورد توجه عموم مردم قرار می‌گیرند و مخاطب خود را دارند اما اگر بخواهیم روزنامه‌ای جدی داشته باشیم باید به سمت تخصصی شدن روزنامه‌ها حرکت کنیم تا مخاطبان خود را پیدا کنیم.

در رسانه‌های خارجی کدام موضوع بیشتر خوانده می‌شود؟ در سایر کشور‌های دنیا هم مطالب جدی مخاطبان کمتری دارند و مطالب سطحی مخاطبان بیشتری دارد و آنچه گفته شد مخصوص ایران نیست.

تا پیش از این هم با مشکل کم بودن مخاطبان مواجه بوده‌ایم اما روزنامه‌ها به امید خوانندگان باقی مانده به کار خود ادامه می‌دادند. اما مشکلات مالی روزنامه‌ها را از پا در آورده است. راه‌های در آمد‌زایی مطبوعات به بن‌بست رسیده است؟ مطبوعات در هر سه روش در آمدزایی یعنی فروش تک نسخه، گرفتن آگهی و یارانه‌ها با مشکل مواجه هستند. جز این روش ها، روش دیگری برای در آمدزایی نداریم. در تک نسخه فروشی تقریبا مردم ما روزنامه را نمی‌خرند و تیراژ‌های واقعی برای خرید بسیار کم شده است. از سوی دیگر، تعداد آگهی‌ها‌ زمانی می‌تواند رشد داشته باشد که تولید در کشور وضعیت مناسبی داشته و صاحبان صنایع به فروش‌های خوبی دست یافته باشند. در این شرایط برای رقابت با یکدیگر به سمت تبلیغات در رسانه‌ها هجوم می‌آورند. با وجود این، در حال حاضر وضعیت تولید هم بسیار وخیم است. علاوه بر این، در سال‌های اخیر بودجه مطبوعات هم بسیار کاهش یافته و نحوه تقسیم یارانه‌ها هم خیلی عادلانه نبوده است.

برخی می گوید، یکی از دلایل ایجاد مشکل برای مطبوعات، نحوه و میزان صدور مجوز نشر است. امروز مجوز‌های زیادی صادر می‌شود و صاحب امتیاز آن تنها می‌تواند شماره صفر یا یک نشریه خود را منتشر کند و بعد به دلیل مشکلات مالی و سوء مدیریت زمین گیر می‌شوند. همچنین بسیاری از مدیران رسانه به ویژه در مجلات کوچک، خود رسانه‌ای نیستند. حال این که برخی می‌گویند که مشکلات مطبوعات ناشی از سختگیری نداشتن بر روند صدور مجوز مطبوعات و تسریع روند آن است. شما با این انتقاد موافق هستید؟ من معتقد هستم که مجوز زیادی داده نشده است. ما برای ۸۰ میلیون نفر جمعیت، حدود هشت هزار پروانه صادر کرده‌ایم. از این تعداد تنها ۵۰ درصد آنها منتشر می‌شود و نیمی از آنها هم بولتن‌های سازمانی هستند. بنابراین من با این انتقاد موافق نیستم. از سوی دیگر، افزایش سخت‌گیری در صدور مجوز‌های نشر منطقی نیست. در واقع در بیش از ۱۵۰ کشور هیچ دستگاه نظارتی برای صدور مجوز مطبوعات وجود ندارد. صدور مجوز با نظارت متفاوت است. این کشور‌ها نظارت را به شکایت مردم سپرده‌اند. در بیشتر کشورهای دنیا حتی در برخی از کشورهای پیشرفته شرقی، روزنامه یک محصول تولیدی است که چاپ و توزیع می‌شود و اگر کسی معترض به نوشته‌ای شود، به دادگاه‌های عمومی مراجعه می‌کند و شکایت خود را پیگیری خواهد کرد. همچنین باید در نظر داشته باشیم که سختگیری کردن در صدور مجوز مطبوعات به روح دموکراسی آسیب می‌زند. بنابراین سخت گیری در صدور مجوز مطبوعات نمی‌تواند مشکلات نشر را کاهش دهد. از سوی دیگر، در حال حاضر معیار تحصیلات مرتبط یا سال‌های کار در مطبوعات در نظر گرفته می‌شود و به نظر می‌رسد سخت گیری‌ها وجود دارد. با افرادی که رسانه‌ای نیستند و به مطبوعات رسوخ کرده و نمی‌گذارند مطبوعات رشد کند، چه باید کرد؟ مطبوعات باید به طور طبیعی بزرگ شوند. در این روند رشد طبیعی، گاهی با آفاتی مواجه می‌شوند. در مقابل این آفات ممکن است مقاومت کنند و یا خشک شده و از بین بروند.

در سال‌های اخیر دیده شد که رتبه‌بندی مطبوعات، روزنامه‌ها را به جای تاثیر‌گذاری و جذب مخاطب، به سمت و سوی افزایش کمیت پیش برد و از کیفیت دور کرد، تشویق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بیشتر شدن صفحات یک روزنامه‌ از یک سو و تاکید کارشناسان بر کوتاه‌نویسی در حد تیتر و لید از سوی دیگر با هم در تضاد است. اگر بخواهیم ۱۶ یا ۳۲ صفحه تولیدی با محتوای کوتاه داشته باشیم، چاره‌ای جز افزایش تعداد خبرنگاران نیست اما این کار بار مالی سنگینی را بر مطبوعات تحمیل می‌کند. پرسشی که اینجا مطرح می‌شود این که آیا مواردی که در رتبه‌بندی‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد، مطابق با الزامات تحول مطبوعات است؟ رتبه‌بندی نتیجه یک کار گروهی بوده، که تعدادی از روزنامه نگاران در کنار مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این جمع بندی رسیدند. این کار برای استفاده از مزایایی که وزارتخانه برای رسانه‌ها در نظر گرفته شده است، انجام گرفت. بدیهی است نمی‌توان همه روزنامه‌ها را برابر و مساوی با هم دانست. روزنامه‌ای که تلاش می‌کند در تعداد صفحات بیشتر منتشر شود و کاملا حرفه‌ای است و دارای گروه نویسندگان، عکاسان و ویراستاران و ساختار تشکیلاتی و... مجزا است را نمی‌توان با روزنامه هایی که به صورت خانوادگی اداره می‌شوند، مقایسه کرد. علاوه بر این، بعد از رشد خبرگزاری‌ها خیلی از روزنامه‌ها کپی کار شدند که باید حساب آنها را از روزنامه هایی که تولید محتوا می‌کنند سوا کرد. از این رو طرح رتبه‌بندی اجرا شد تا هم تمایزی در رسانه‌ها داده شود و از سوی دیگر بساط کپی کاری برچیده شود. البته در مرحله اجرا مانند همه امور اجرایی خطاها و نواقصی داشتیم.

bozargmehr-naser14.jpg

با وجود این که مطبوعات اذعان دارد مخاطب کوتاه خوان شده است، اما در بیشتر روزنامه ها، هنوز بلند نویس هستیم. به نظر شما علت بلند نویسی ها، کم مهارتی خبرنگاران در مختصر نویسی است یا انتظار مصاحبه شوندگان از چاپ همه گفته هایشان؟ به طور حتم همه این‌ها که شما گفتید در بلند نویس بودن ما تاثیر‌گذار است. باید توجه داشته باشیم که برخی از مشکلات ما در این زمینه فرهنگی است. فرهنگ زیاده گویی در مصاحبه شوندگان ما وجود دارد. از سوی دیگر، مهارت خبرنگار در نگارش جملات کلیدی باید ارتقا یابد. البته دوباره متذکر می‌شوم که روزنامه‌های ما دیگر جای خبر نویسی نیست و باید در روزنامه به تفسیر و تحلیل خبرها پرداخت. صمیمانه‌ای از ناصر بزرگمهر با اهالی مطبوعات: همه این سال‌ها، به دنبال گروهی بودم تا با هم رسانه سهامداری را بنیان گذاریم. ایده‌ای که می‌خواستیم اجرا کنیم این بود که همکاران رسانه‌ای ما، حداقل یک آجر از رسانه خود داشته باشند. اما در این کار به نتیجه نرسیدیم. مشخص شد که در حوزه فرهنگ، توانایی ایجاد موسسه‌ای سهامداری هنوز وجود ندارد. در سینما هم این اتفاق افتاده بود. کارگردان‌های مستقل از اهالی سینما خواستند، همگی به طور داوطلبانه در ساخت فیلم مشارکت کنند و بعد از اکران، سود تقسیم بر حدود ۱۰۰ نفری شود که در ساخت فیلم مشارکت کردند. اما کمتر کسی پذیرفت. مطبوعات هم ظرفیت سهامداری را داشت. اگر این چنین می‌شد، خبرنگاران ما محتوای کم اهمیت را تولید نمی‌کردند. چرا که رشد و بقای صفحه مورد مسئولیت خود را مساوی با حیات کاری خود می‌دانستند. به هر تقدیر اعتقاد دارم که افرادی هستند که می‌توانند همچنان کار کنند، رسانه‌های خوبی داشته باشند و درآمدشان هم تامین شود. البته باید بدانند که با کار مطبوعات، پولدار نخواهند شد مگر این که شرایط ویژه‌ای پیش بیاید. اما می‌توان با ذوق و دانش و عشق روزنامه خوبی داشت.

ناصر بزرگمهر:روزنامه‌نگاران پولدار نخواهند شد
کد خبر: ۳۰۵۹۱
۱۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۴:۵۹
ارسال نظر
captcha