محمدرضا مودودی / معاون سازمان توسعهتجارت ایران
دشوار میتوان در ساختار فضای کسبوکاری که به شکل نظاممندی، شلخته و بیشکل است(! ) جهتگیری روشنی برای توسعه هدفمند و هوشمندانه یافت. درحالی که مویرگهای حیاتبخش نظام کسبوکار، تا دورترین کورهدهاتهای کشور نیز فروخزیده و جریان حیات اقتصادی را به سلولهای اجتماعی انتقال میدهد اما نمیتوان کارکرد فعالانه این شریانهای اقتصادی را همچون قطعات بههمپیوسته یک پازل، در خدمت کالبدی واحد تصور کرد که شکل کلی و ساختمان وجودی نظام کلان اقتصادی را نشان دهد. گویی هنوز سلولهای حیات اقتصادی جامعه آنچنان که ضرورت وجود یکپارچه پیکره اجتماع است، به وحدتی شایسته و پیوندی عمیق دست نیافته و از مغز فرماندهی واحد دستور نمیگیرند و در خدمت رسالت و ماموریتی مشخص نیستند. انگار حیات اقتصادی، هنوز در شکل یاختههایی منفرد و جدا از هم است که به ضرورت تکامل و رشدی که مستعد آن است، نائل نشده و درکی از قدرت این همبستگی و انسجام را کسب نکرده است؛ بنابراین هنوز رقابت در سطح سلولی و یاختهای است! درحالی که جهان هر لحظه در حال زایش و تکثیر بنگاههای غولپیکر و شرکتهای بزرگ چندملیتی است که گاه حتی درآمدشان از تولید ناخالص داخلی ( GDP )کشورهای نفتخیز نیز فراتر رفته و قدرتشان، کلانترین بودجههای عمرانی این کشورها را به چالش میکشند، (مانند ۱۰۰ شرکت بزرگ در فرانسه که ۹۰ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور را در اختیار دارد یا ۱۵ هلدینگ بزرگ در ترکیه که نقشی کلیدی در توسعه صنعتی و صادراتی این کشور ایفا میکند) در فضای کسبوکار داخلی ایران، هنوز جنگ و جدالها در سطح خرد یا در همان سطح یاختههای کوچک و کمبنیهای است که کمترین میزان انرژی ذخیره شده در وجودشان را نیز صرف مقابله و رقابت منفی با همتایان داخلیشان میکنند و یگانه دغدغهای را که احساس نمیکنند، سایه سنگین پای رقیبی است که بر فراز سرشان سنگینی میکند و هر آینه است که لگدمالشان کند! تردیدی نیست جهانیشدن تجارت و فروریختن مرزهای بینالمللی بازار، قواعد بازی متفاوتی را رقم زده که چندان با نظام حاکم بر فضای کسبوکار ما همخوانی ندارد؛ با این وصف، شعار «توسعه صادرات و توسعه بازار» برای تحققیافتن، در گام نخست نیازمند بازیگرانی است که بتوانند در بازار جهانی ایفای نقش کرده و توان رویارویی با قدرتهای جهانی، چالاکی و چابکی لازم برای مبارزه با رقیبان و انعطاف و قدرت کافی برای سهمگیری از بازار جهانی را در خود پرورش داده و پشتوانه کافی برای پاسخگویی مداوم به نیاز مشتریان در سمت تقاضا را داشته باشند. نمیتوان بدون حضور ژنرالها در میدان رقابت جهانی به پیروزی در برابر ارتش قدرتمند رقیبان امیدوار بود. «راهبرد» که همانا «هنر ژنرالها» است، بیش از هرچیز به وجود «ژنرالها» وابسته است و بدون آن، بیهویت، بدون اعتبار و ارزش و اهمیتی است که در محتوای این واژه است. غفلت تاریخی ما در سالهای گذشته، بیاعتنایی به ضرورت وجودی این عناصر اصلی و کلیدی در فضای توسعه صادرات غیرنفتی بوده که بهعنوان پیشقراول، پیشاهنگ و پرچمدار تولید داخلی مطرح هستند و میتوانند در عرصه بینالمللی نقشآفرین باشند و ظرفیت تولید ثروت ملی را توسعه ببخشند. غفلتی که نه تنها موجب بروز عفونت فساد در لایههای مختلف اقتصادی شده بلکه کارآیی منابع محدود را به کمترین میزان رسانده، موجب شلختگی و توفیق نیافتن در برنامههای توسعه شده و امکان وحدت فرماندهی در قالب پیکرهای واحد از نظام اقتصادی را ناممکن کرده است و علاوه بر آن، حتی گاه تلاشهای دولت در تسهیل فضای تجارت بینالمللی را نیز هدر داده و با رقابت منفی و ناسالم در درون خود، موجب فرصتسوزی در بازارهای خارجی شده است. در چنین شرایطی که «دست پنهان آدام اسمیت» به هیچ بازو و پیکره زنده واحدی وصل نیست، مستعدترین بازارها و بالقوهترین فرصتها نیز برای ما دوام چندانی نخواهند داشت و بقای آنها تحتتاثیر قواعد و قوانین ضددامپینگ و ضدقیمتشکنی کشورهای هدف نسبت به عملکرد بنگاههای داخلی ما به خطر خواهند افتاد و اینهمه از آن روست که ما هنوز تجارت را یک حرفه تخصصی تلقی نمیکنیم که باید به اهلش واگذار شود و هرکس به هر شیوه و فقط با در اختیار داشتن یک کارت بازرگانی (که دریافت آن نیز دشوار نیست! ) به عنوان تاجر شناخته شده و صادرات محصولاتش چه بیکیفیت و چه باکیفیت، چه گران و چه ارزان، چه هدفمند و چه بیهدف مجاز شمرده میشود و آنچه البته در کانون توجه و اهمیت نیست، نقش و ارزش «نشان تجاری ایران» است که بهآسانی زیر پای دلالان و سوداگران سودجو و پارتیزانهای تجاری قربانی میشود.