|

اثر هاله، تصویری شکست‌ناپذیر از شرکت‌ها می‌سازد

فهرست محتوا

حامد هدائی - اقتصاددان رفتاری

نسیم طالب کارشناس آمار، فیلسوف، معامله‌گر و اقتصاددان رفتاری در کتاب «قوی سیاه» مفهوم «سفسطه روایت» را معرفی کرد تا شرح دهد چگونه داستان‌های اشتباه‌های گذشته نگاه ما به جهان و توقعات ما را از آینده شکل می‌دهند. سفسطه‌های روایت از تلاش خودآگاه ما برای معنا بخشیدن به جهان ایجاد می‌شوند. داستان‌های تشریحی که مردم تصور می‌کنند قانع‌کننده هستند، ساده و عینی هستند و برای استعدادها، حمایت‌ها و نیت‌ها اهمیت بیشتری از بخت و شانس قائل می‌شوند. این داستان‌ها به جای اینکه بر هزاران رویدادی که اتفاق نیفتاده تمرکز کنند، بر چند رویداد جالب تازه که اتفاق افتاده‌اند تاکید دارند. طالب معتقد است ما انسان‌ها خودمان را با ساختن داستان‌های بی‌ثباتی از گذشته و باور کردن آنان فریب می‌دهیم. داستان‌های خوب نمونه‌های ساده و منسجمی از رفتار و نیت‌های افراد فراهم می‌کنند. دانیل کانمن، برنده نوبل اقتصاد، می‌گوید: شما همیشه رفتار را به‌عنوان مظهر ویژگی‌های اخلاقی و ویژگی‌های عمومی افراد تعبیر می‌کنید که باعث می‌شود به سرعت با اثرها هماهنگ شوید. اثرها سبب ایجاد انسجام می‌شوند زیرا ما را وا می‌دارند نگاه‌مان به ویژگی‌های یک فرد را با قضاوت‌مان نسبت به یکی از ویژگی‌های همان فرد که برجسته‌تر از دیگر ویژگی‌هاست، هماهنگ کنیم. برای نمونه اگر عقیده داشته باشیم خودروهای ژاپنی از کیفیت بالایی برخوردارند برای شتاب و قدرت موتور چنین خودروهایی نیز امتیاز بالاتری در نظر می‌گیریم. حتی هاله‌ها هم امکان دارد منفی باشند؛ یعنی اگر گمان کنیم خودرویی کیفیت پایین دارد، به احتمال زیاد توانایی سازمان تولیدکننده او را نیز دست کم می‌گیریم. اثر هاله، با اغراق در انسجام ارزیابی‌ها، کمک می‌کند روایت‌های تشریحی را ساده و منسجم‌تر کنیم. این عبارت که «هیتلر عاشق سگ‌ها و بچه‌ها بود» هزار بار هم که شنیده شود تکان‌دهنده به نظر می‌رسد، زیرا هر نشانی از محبت در فردی که به‌عنوان شیطان شناخته شده، توقعاتی را که اثر هاله ایجاد کرده، زیر سوال می‌برد و این ناهماهنگی، آسایش افکار و وضوح احساسات‌مان را کاهش می‌دهد. پروفسور کانمن معتقد است روایتی قانع‌کننده، خطای حسی ناگزیر بودن را بیشتر می‌کند. در نظر بگیرید که چگونه شرکت خودروسازی تویوتا به غولی در صنعت خودروسازی تبدیل شد؛ افرادی که روشی پیدا کردند که با آن توانستند خودرویی بسازند که گذشته از تبدیل شدن به نمادی از لوکس‌گرایی و قدرت خودروهای امریکایی، هر کس با بودجه‌ای معمولی قادر به خرید آن است. شرکتی که تویوتایی‌ها تاسیس کردند با گذر از بزرگترین شرکت خودروسازی امریکا یعنی فورد تبدیل به غول خودروسازی جهان شد. با این حال ما عادت به شرح روند موفقیت‌آمیز چنین شرکت‌هایی داریم. کسی برای شنیدن داستان شکست پولی پرداخت نمی‌کند. واقعیت این است که در موقعیتی به یادماندنی، بخت با چنین شرکت‌هایی یار است که داستان موفقیت‌شان چنین قانع‌کننده‌تر به نظر آید. تاریخچه مفصل شاید بتواند تصمیم‌های بنیانگذاران تویوتا را توجیه کند اما برای هدف ما کافی است بگوییم به‌طور تقریبی همه انتخاب‌هایی که انجام داده‌انده نتیجه خوبی داشت. یک روایت کامل‌تر ممکن است واکنش شرکت‌هایی که تویوتا آنان را شکست داد نیز شرح دهد. رقیبان نگون‌بختی که به نظر می‌رسد در رویارویی با تهدیدی که سرانجام آنها را از پا انداخت، ناتوان بودند. این داستان خیلی خوب، با جزییات زیاد به شما این حس را می‌دهد که متوجه شده‌اید چه چیزی سبب موفقیت تویوتا شد، همین طور سبب می‌شود حس کنید درس کلی ارزشمندی درباره چگونگی موفقیت در تجارت کسب کرده‌اید. متاسفانه دلیل خوبی وجود ندارد که باور کنیم حس درک و فهم ما از دوستداران تویوتا تا حدود بسیار زیادی خطایی حسی است. آزمون تشریحی این است که آیا باعث شده بتوان از پیش آن را پیش‌بینی کرد یا نه. هیچ داستانی از موفقیت نامحتمل تویوتا با این آزمون هماهنگ نیست زیرا هیچ داستانی وجود ندارد که مجموعه‌ای از رویدادها که باعث نتیجه متفاوتی شود را ارائه کند. ذهن انسان توانایی رویارویی با وقایع پیش‌پا افتاده را ندارد، پس همان که هست یا شنیده شده را باور می‌کند. این حقیقت که بسیاری از رویدادهای مهم که اتفاق افتاده‌اند شامل انتخاب‌هایی هستند، باعث می‌شود در نقش وجود مهارت‌ها اغراق کنید و نقشی را که شانس در نتیجه نهایی داشته، دست کم بگیرید. تجربه نشان می‌دهد هر جا تصمیم‌های بحرانی نتیجه خوبی به‌دنبال داشته، دقت بی‌وصفی انجام شده اما بخت و اقبال می‌توانست هر یک از این مراحل موفقیت‌آمیز را مختل کند. اثر هاله نهایی‌ترین حرکت را انجام می‌دهد. در واقع، حال و هوای شکست ناپذیری را برای قهرمانان داستان ایجاد می‌کند.

اثر هاله، تصویری شکست‌ناپذیر از شرکت‌ها می‌سازد
کد خبر: ۲۶۳۸۲
۱۶ دی ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۳
ارسال نظر
captcha